قبساتی از مشکاه رسالت و امامت


حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی

 

خدا را بر این موهبت شاکریم که از شاگردان مکتب خاتم‌الانبیاء و از شاگردان مکتب صادق آل محمدیم.

خیلی افتخار است، برای افراد بیدار خیلی افتخار است.

ولکن امام صادق«ع» فرمود: ای شیعیان ما! شما در عملتان معرّف ما باشید. رفتار و روشی در اجتماع نداشته باشید و طوری نباشید که دشمنان ببینند و بگویند اینها از کجا آمده‌اند؟ اینها چه کسانی هستند؟ اینها تابع چه افرادی هستند؟ چرا این چنیــن بــار آمده‌اند؟ چرا انسان نیستند؟

چرا رفتار، گفتار، صورت‌، سیرت‌، ظاهر، باطن‌، زن‌، فرزند، کسب و کار و معاشرتشان، این چنین است؟ اینها کیستند؟

اینها شیعه هستند؟

شیعه کیست؟

شیعه را بیان فرمودند: الشیعه مَن شایعٌ علیّاً.  اینها پیرو علی و پیرو امام صادق«ع» هستند؟ آیا امام‌شان می‌گوید این گونه باشید؟

اصلاً امام یعنی چه؟ چرا یک انسان سرمشق را، امام می‌گویند؟

امام در لغت عرب به نشانه‌ای می‌گویند که نجار در هنگام اره کردن تخته از آن نشان استفاده می‌کند تا تخته را بدون داشتن انحناء و کجی اره کند، به همین مناسبت آن که سرمشق انسان‌هاست، امام است.

میزان (ترازو)، اسم دیگری است که در قرآن کریم از آن یاد شده است. در این وسیله هیچ خلافی نیست و هیچ اعوجاج و دغلی در آن راه ندارد.

امام صادق«ع» فرمودند: «نحن موازین القسط». نحن یعنی پیامبر اکرم«ص»، امیرالمؤمنین«ع» و دیگر حجج الهیه، ترازوی عدل انسان‌سنج هستند.

میزان هر چیز به وزن آن چیزی است که می‌خواهند قدر و اندازه آن را بدانند و متاع هرچه گرانقدرتر، ترازو دقیق‌تر و مسامحه و چشم‌پوشی کمتر. هیچ گاه نمی‌توان با ترازویی که کاه را وزن می‌کنند، طلا را وزن کرد. حال انسان را که از هر متاعی گرامی‌تر و گرانقدر‌تر است، نمی‌توان با این ترازوها وزن کرد.

خداوند فرمود این چنین ترازویی را آهنگر، هنرمند، قلمکار و صاحب صنعت نمی‌تواند درست کند. آنها نمی‌توانند ترازوی آدم‌سنج بسازند. خداوند عذر همه را خواسته و فرموده است این من هستم که آن ترازو را می‌سازم و شما باید خودتان را با این ترازو بسنجید. این ترازو، ترازویی است از جنس متاعش، از جنس شما و آن ترازو پیغمبر خاتم«ص» است.

شما باید خودتان را با او بسنجید و ببینید برای شما ارزش قائل است یا : «لَم نجد له یوم القیامه وَزنا». این تــرازوســت کــه می‌تواند بگوید شما چه وزنی دارید و وزن حقیقت شما را بیان کند.

حقیقت شما این چند کیلو جسم شما نیست. حقیقت شما آنی است که همه حیوانات دریایی و صحرایی و زمین و آسمان و ستارگان اسیر آن هستند.

این ترازو می‌گوید که آیا آن حقیقت وزنی دارد؟ چیزی آموخته؟ علم و کمالی به دست آورده؟ تحصیل تقوی کرده؟ آیا انسانیت او وزنی دارد؟

عزیزان من! خودتان را با ترازوی عدل الهی که انسان‌سنج است، یعنی با محمد«ص» و ترازوی قرآنی بسنجید و ببینید چقدر وزن دارید.  

و این است کلام خداوند که بیان حق معرفی مقام خاتم‌الانبیاست که: «یا ایها النبیّ انّا ارسلناکَ شاهداً و مبشّراً و نذیراً وَ داعیاً الی الله بِاذنِه و سِراجاً منیراً».

ای پیغمبر، ای واسطة فیض، ای انسان کامل، ای ترازوی عدل الهی! ما شما را فرستادیم که مردم شما را ببینند و بگویند انسان یعنی این. این مبشر است که مردم را به عواقب و عوالمشان بشارت می‌دهد.

شما باید بکوشید که انسان قرآنی بشوید، کتاب وجودیتا‌ن را بفهمید و ورق بزنید و ببینید آیا انسان قرآنی هستید.

چگونه می‌شود که برادر از برادر، پدر از فرزند و فرزند از پدر فرار می‌کند؟ مگر اینها انسان نیستند؟

انسان‌ها در آنجا طوری محشور می‌شوند که قرآن می‌فرماید: «اذا الوحوش حشرت».

در آنجا مطابق ملکاتشان محشور می‌شوند. چه شده که قرآن چنین می‌فرماید؟ این نتیجه اعمال، نیّات، خوراک و کسب و کار بدتان و اهداف غلطتان است. اینها سازنده انسانند. طوری خودتان را ساختید که می‌بینید برادر از برادر فرار می‌کند، این پلنگ است و آن گرگ:  

ای دریده پوستین یوسفان

گرگ برخیزی از آن خواب گران

ما شب و روز در این نظام احسن الهی خود را می‌سازیم. ببینید چگونه خودتان را می‌سازید. اعمــال شما اینجا ملکاتــی می‌شوند که آن ملکات بذر صورساز آنجا هستند.

حرکات، حرف‌ها، خوراک‌ها و نیّات ما در اینجا و در این رَجم عالم طبیعت و این ملکاتی که اینجا گرد آورده‌ایم، در ما انباشته و همه سبز می‌شوند و نتیجه می‌دهند.

 بدانید که هر کسی مهمان سفرة خویش است. ببینید خود چه بذرهایی کاشته‌اید. به دیگری کاری نداشته باشید. بکوشید که با پیامبر خدا محشور باشید. این محشور بودن نه به معنای پهلوی او بودن است. این حشر، حشر با ملکات اوست، یعنی به صفات و آداب حضرت خاتم‌الانبیاء متصف شوید. حشر با پیامبر کسب معارف و حقایق پیغمبر است.

بکوشید خودتان را حیوان و جهنم نسازید. خداوند شما را نیافریده که جهنم باشید. خداوند شما را نیافریده که «و اذا الوحوش حشرت» در باره شما صدق کند.

خداوند شما را انسان آفریده تا هیچ کس، کسی را نکوهش نکند، مگر خودش را و بدانید هر کسی مهمان سفره خودش است.

 

 

سوتیتر:

بدانید که هر کسی مهمان سفرة خویش است. ببینید خود چه بذرهایی کاشته‌اید. به دیگری کاری نداشته باشید. بکوشید که با پیامبر خدا محشور باشید. این محشور بودن نه به معنای پهلوی او بودن است. این حشر، حشر با ملکات اوست، یعنی به صفات و آداب حضرت خاتم‌الانبیاء متصف شوید. حشر با پیامبر کسب معارف و حقایق پیغمبر است.