مظلومیت فرهنگ و چاره‏جویى آن‏

نویسنده



سخن از مظلومیت فرهنگ است که مقام معظم رهبرى بارها از آن سخن گفته و به رفع مظلومیت از آن تأکید فرموده‏اند. نگارنده این مقال نیز حتى سالها در همین سلسله مقالات در پیرامون آن قلم زده و این مظلومیت را از ابعاد مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار داده که این بررسى‏ها، استقبال دلسوزان نظام اسلامى و دردمندان دینى را همراه داشته است و این بار مى‏خواهد با توجه به وضع موجود فرهنگى و با عنایت به سخنان اخیر رهبر معظم در چند دیدار ماه مبارک رمضان با دانشگاهیان و اساتید و دانشجویان و کارگزاران نظام، مظلومیت فرهنگ و راه کارهاى مظلومیت زدایى از آن را مورد گفتگو قرار دهد.
در این مجال چند مطلب باید مورد توجه قرار گیرد:
مقصود از فرهنگ در این گفتمان چیست؟
دلائل مظلومیت فرهنگ...
چه کسانى مسؤول این مظلومیت‏اند؟
چگونه رفع مظلومیت باید کرد؟
و موضوعاتى از این قبیل که طى این مقال بدان اشاره مى‏شود. مقوله فرهنگ‏
هر چند فرهنگ به معناى عام شامل هر نوع دانستى و فهمیدنى مى‏باشد اما به مفهوم خاص مقوله فرهنگ با دانش و معلومات اصطلاحى فرق دارد. ممکن است در یک نظام علم و دانش به اوج خود رسیده باشد اما بینش فرهنگى در آن نظام به انحطاط گرائیده باشد و سقوط فرهنگى آن نظام را تهدید کند. نمونه آن دانش و تکنولوژى در کشورهاى غربى است که سنگرهاى بسیارى را فتح کرده و به دل ذره راه گشوده و به آسمانها پر کشیده و هر روز دستاوردى نو در این عرصه بدست آورده و امکانات زندگى مادى را براى بشر فراهم کرده است اما در عین حال همین غرب از بعد فرهنگى به دوران قرون وسطائى روآورده و انحطاط اخلاقى آن را تهدید مى‏کند و براى ارزشهاى انسانى در تمدن جدید جایى باقى نمانده است. نمودارهاى آن، استعمار کهنه و نو، قتل و غارت، بى رحمى و قساوت، شیطنت و شهوت و صدها نمونه از فساد اخلاق و بى‏عدالتى و تبعیض و سلطه و استبداد است که مغرب زمین و آینده آن را با چالش‏هاى جدّى روبرو کرده و افول این تمدن را نوید مى‏دهد. بنابراین، حوزه دانش و پژوهش با حوزه فرهنگ فرق دارد، و مى‏توان گفت در این تعریف فرهنگ شامل اندیشه و بینش و اخلاق و عرف و عادات و ارزشهایى است که با نگاه معنوى و انسانى قابل ارزیابى هستند نه با ابزارهاى علمى مثلاً دانش روز مانند فیزیک و ریاضى مى‏توانند در دل ذرات نفوذ کرده و به سنجش و اندازه گیریهاى علمى راه بگشایند ولى در مفهوم عدالت و اخلاق و حقوق انسانى کمترین کاربرد را ندارند مولانا هشتصد سال قبل با تفکیک دو حوزه (علوم مادى و دانش معنوى) چنین گفته است:
خرده کاریهاى علم هندسه‏
یا نجوم و علم طب و فلسفه‏
کان تعلق با همین دنییستش‏
ره به هفتم آسمان برنیستش‏
اینهمه علم بناى آخور است‏
که عماد بود گاو و اشتر است‏
بهر استبقاى حیوان چند روز
نام آن کردند این گیجان رموز
علم راه حق و علم منزلش‏
صاحب دل داند آن را با دلش‏

دانش و تکنولوژى روز همان علم آخور و حیات حیوانى است که آنرا بهره‏اى از حیات معنوى و معارف آسمانى و فضائل انسانى نیست. نتیجه آنکه : ارتقاى علمى روز به معناى ارتقاى انسانى نیست چرا که انسان را از بعد معنوى حیاتى دیگر است که با مقیاس‏هاى دیگر قابل سنجش است. بطور خلاصه وقتى از فرهنگ سخن گفته مى‏شود ناظر به ارزشهایى است که با فیزیک و ریاضى و هندسه و فیزیولوژى و حتى روانشناسى جدید فرق ماهوى دارد به این خاطر است که مى‏گوییم جهان غرب درگیر جاهلیت جدید است که با بکارگیرى ابزارهاى مدرن، جنایات عهد جاهلیت و قرون وسطایى را در گستره‏اى هزاران بار بیش از گذشته شکل مى‏دهد و بقول آن انسان وحشى آدمخوار که چند روزى در میان روشنفکران غربى زیست و چون به دیار خود برگشت گفت: اکنون گوشت انسان را با کارد و چنگال مى‏خوریم!! و این ماهیت تمدن جدید است...
که نمونه‏هاى آن را در فلسطین و عراق و افغانستان مى‏بینیم و در ویتنام و جنگهاى جهانى اول و دوم دیدیم و سرانجام این تمدن چیزى جز نابودى و زوال و نگون بختى بشریت نیست مگر آنکه دستى از غیب برون آید و کارى بکند!
اینجاست که به کارگزاران فرهنگى نظام و دانش آموختگان مى‏گوییم نباید فریفته دانش و تکنولوژى غرب و فرهنگ و تمدن آن باشند بلکه فرهنگ و دانش را با معیارهاى آسمانى بنگرند و همپاى دانش و نوآورى‏هاى علمى روز، به ارزشهاى فرهنگى و دینى اهتمام جدى ورزند و از سرنوشت غرب و سبعیت حاکم بر تمدن قرن بیستم عبرت گیرند و این همان چیزى است که اسلام بر آن تکیه دارد و امام راحل فرمودند و رهبرى نظام بر آن تأکید مى‏ورزد و دیگر دلسوزان یقه چاک مى‏زنند که کارگزاران فرهنگى همزمان با تولید علم و استفاده از تکنولوژى عصر - که بحمد اللّه پیشرفت‏هاى قابل توجهى در پرتو انقلاب اسلامى داشته است - به فکر دینى و انضباط اخلاقى توجه بیشتر نموده و از خطرات بى‏ایمانى و انحطاط اخلاقى که در تهاجم فرهنگى براى این نسل تدارک دیده شده غافل نباشند. مظلومیت فرهنگ‏
و اما مظلومیت فرهنگ به مفهومى که بیان شد. به حاشیه رانده شدن تدریجى آن طى سالیان اخیر ونبودن حساسیت کافى روى فرهنگ دینى و اخلاقى در کانون‏هاى آموزش و فقر معنویت و اخلاق است که خروجى‏هاى این کانون‏ها گواهى مى‏دهد. دوران سه گانه فرهنگ‏
توضیح آنکه:پیروزى انقلاب اسلامى بدون تردید مدیون فرهنگ دینى و تحولات بنیادین در افکار و اندیشه‏ها بود که با رهبرى امام راحل و مهندسى فرهنگ اسلامى با روشن بینى آن معمار بزرگ قرن در عرصه جهان ظاهر شد، حادثه‏اى که چون زلزله ناظران جهانى را بهت زده کرد و خواب از چشم جهانخواران ربود و نور امید و نجات را در دلهاى مستضعفان جهان بر افروخت و افسانه‏هاى تحجر و افسون خود باختگى در برابر بیگانگان را درهم شکست. در این فرایند تاریخى اسلام بار دیگر از انزوا درآمد و با قامتى برافراشته در عرصه اندیشه‏ها ظهور کرد و مى‏رود تا به خواست خداوند به عنوان یک مکتب حیات بخش در عرصه جهانى ماندگار باشد و به فرموده آن بزرگ مرد روشن روان ابرقدرتها را به خاک مذلت بنشاند و اینهمه در صورتى است که فرهنگ اسلامى و اندیشه‏هاى ناب آن به انزوا نگراید و دست تحریف از دامن آن کوتاه شود و توطئه و تهاجم بیگانه که با تمام وجود به صحنه آمده با هوشیارى و آمادگى فرزندان امام و انقلاب نقش برآب شود و در یک نبرد بى امان در برابر ناتوى فرهنگى تا به شکست کشاندن دشمن ایستادگى شود همانگونه که در جنگ تحمیلى دیدیم.
و اما چگونگى مظلومیت فرهنگ و بى‏مهرى‏ها یا بى توجهى‏ها به بنیادهاى معرفت دینى و اصول اخلاقى از آنجا آغاز شد که با پایان گرفتن جنگ هشت ساله که اوج شکوفایى ایمان و اخلاق و پایدارى بود، دوره سازندگى رسید که هم ضرورى بود و هم کارنامه درخشانى در این عرصه داشت اما همانگونه که طبیعت روزگار و آدمیان است که پس از پیروزى بر دشمن، انگیزه‏هاى نفسانى سر بر مى‏کشد و یا مسئله رفاه و آرامش نوعى بى‏تفاوتى در برابر مسؤولیتهاى اخلاقى و اعتقادى و عملى را همراه مى‏آورد، و رقابت دنیوى سرگرمى‏هاى مادى نوعى غفلت براى آدمى پدید مى‏آورد، ما نیز از این سرنوشت مصون نماندیم و دنیازدگى و جاه‏طلبى و هوا و هوسها کم و بیش چهره نمودند و آن شور و حال فرهنگى و اعتقادى و اخلاق و ایثار و همدلى و همدردى را تحت الشعاع قرار داده و تدریجاً نوعى استحاله فرهنگى را زمینه ساز شدند که با شروع دوره اصلاحات و طرح توسعه سیاسى و دعوى بر سر آزادى و تنش‏هاى جناحى از یک سو و فرهنگ زدایى و بقول مسؤولان فرهنگى آنروز تساهل و تسامح تدریجاً از ولنگارى و بى‏بندبارى سر برآورد و کار به آنجا کشید که فضاى باز سیاسى و فرهنگى عرصه‏اى شد براى معارضان در برابر ارزشهاى اسلام و انقلاب و کم نبودند مطبوعات که از بودجه بیت المال تغذیه مى‏شدند و افرادى که پست‏هاى کلیدى را در اشغال داشته اما آب به آسیاب دشمن مى‏ریختند و پاره‏اى جیره‏خوار دشمنان و ریزه‏خوار دلارهاى بیگانه گشته و بسیج شدند تا فاتحه انقلاب اسلامى را بخوانند که شرح این ماجراى تلخ را در اسناد و مدارکى باید کاوید که از دوره اصلاحات بویژه چهارساله دوم آن مانده است و اگر این اسناد و نوشته‏ها و نطق‏ها و مصاحبه‏ها و تحصن‏ها و اعتصاب‏ها در دید عموم قرار گیرد مردم خواهند فهمید چه دوره سیاهى را انقلاب پشت سر گذاشت که آن عناصر ورشکسته را ملت بالأخره جواب داد و دست رد به سینه آنان زد چرا که انقلاب اسلامى و ارزشهاى دینى را به بهاى خون‏هاى پاک عزیزانشان به دست آورده و حاضر نبودند آن را به پاى بیگانه بریزند. و اینهمه زیر چتر اصلاحات با سوء استفاده عناصر فاسدى اتفاق مى‏افتاد که چهره خود را پنهان داشته و یا خود نمى‏دانستند آلت دست دشمنان قسم خورده میهن و نظام جمهورى اسلامى اند بارى ضربه هایى که به فرهنگ و شعائر اسلامى در آن دوران وارد آمد سالهاى سال تلاش و مجاهده جدى را مى‏طلبید تا بتوان آب رفته را به جوى بازگرداند و همین جاست که مسؤولیت امروز مسؤولان را سنگین‏تر مى‏سازد که بدون فوت وقت باید در صدد بازسازى اصول و ارزشها و پى‏ریزى طرحى نو باشند و نهادهاى آموزشى و فرهنگى را دریابند و به فکر اصلاح کجى‏ها و جبران کاستى‏ها باشند.
آنچه در اینجا قابل ذکر است اینکه امروزه هم آنگونه که شایسته و بایسته است به فرهنگ با مفهومى که گفتیم اهتمام لازم مشاهده نمى‏شود، مخصوصاً در فضاهاى آموزشى و علمى که باید مهد پرورش فرهنگ باشد تحرکى دیده نمى‏شود!
به نظر مى‏رسد، تذکرات مکرر رهبر معظم در مورد فرهنگ و باورهاى دینى از همین جا ناشى مى‏شود و باید مسؤولان دلسوز نظام دغدغه رهبرى را دریابند. ایشان در دیدار با اساتید دانشگاه‏ها در یکى از روزهاى ماه مبارک رمضان 16 مهرماه با اشاره به مسؤولیت رؤساى دانشگاه‏ها و نهاد نمایندگى ولى فقیه فرمودند: «مسؤولان دانشگاه‏ها نیز در زمینه دینى کردن محیط دانشگاه‏ها وظایفى دارند اما اصلى‏ترین وظائف بر عهده روحانیان فعّال در نهاد نمایندگى است و آنها باید با ارائه مستمر فکر نو، عمیق، مستدل، تحسین برانگیز و قانع کننده دینى ارتقاى فکر دینى در دانشگاه‏ها را با کمال جدیت دنبال کنند.» چالش‏هاى موجود در دانشگاه‏ها
جاى تأسف است که با گذشت بیست و هشت سال از استقرار نظام اسلامى، دانشگاه‏ها و دیگر نهادهاى آموزشى ما در جایى قرار داشته باشند که رهبرى نظام با دغدغه و نگرانى با مسؤولان فرهنگى اینگونه سخن بگویند. همچنین معظم له در دیدار دیگرى در ماه مبارک با مسؤولان نظام از ارتقاى ارزشهاى اخلاقى و ایمان دینى سخن گفته و تأکید فرمودند: «با روى کار بودن یک دولت حزب اللّهى و رئیس جمهور مکتبى زمینه براى حرکت عمیق فرهنگى بیش از پیش فراهم است و همه دستگاه‏هاى مسؤول اعم از وزارت ارشاد، صدا و سیما، سازمان تبلیغات، وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش، باید در جهت ارتقاى ارزشهاى اخلاقى و ایمانى دینى جامعه به طور جدى تلاش کنند.» (16 مهر ماه 86)
باید اعتراف کنیم همانگونه که نگارنده بارها گفته‏ام نیاز به یک انقلاب فرهنگى و تحوّل در فضاى آموزشى و تبلیغى یک ضرورت اجتناب‏ناپذیر امروز ماست و شوراى عالى انقلاب فرهنگى باید با دغدغه بیشتر به میدان بیاید چرا که توطئه‏هاى ضد فرهنگى و ضد اخلاقى و بحران زا در جامعه و در میان جوانان حتى دانشجویان رخنه کرده و مشکلاتى را پدید آورده است.
مسؤول دفتر مرکزى مشاوره وزارت علوم و تحقیقات و فناورى مى‏گوید: «تمامى مسائل و آسیب‏هایى که در جامعه وجود دارد در بین دانشجویان نیز مشاهده مى‏شود اما میزان آسیب‏هاى اجتماعى در بین دانشجویان بسیار کمتر از میزان موجود جامعه است.» البته انتظار این است که آسیب‏هاى اجتماعى به هیچ وجه در جامعه دانشگاهى وجود نداشته باشد اما این وضع باید ریشه یابى شود که چه عواملى در وجود آسیب‏ها مؤثرند؟ اینها بررسى کارشناسانه مى‏خواهد که بطور جدى باید پیگیرى و چاره‏جویى شود.
عوامل بیرونى رسانه‏اى و ماهواره‏اى با بودجه‏هاى بیگانه از یک طرف، بى تفاوتى خانواده‏ها، فضاى آلوده اجتماعى و نارسایى فرهنگى و آموزشى و عدم نظارت جدى بر فضاى دانش آموزى و دانشگاهى و به روز نبودن کارهاى فرهنگى و ناهمزبانى با نسل جدید و مشکلات اقتصادى و بعضاً مسائل سیاسى از سویى دیگر را در پیدایش آسیب‏ها نباید از یاد برد و چاره‏جویى آن با گفتگو و به این سادگى قابل دستیابى نیست و ساز و کار جدى خود را مى‏طلبد، همانگونه که رهبر معظم بر آن تأکید فرمودند. جلوه‏هاى ایمان و اخلاق در جوانان‏
البته در کنار اینها آمادگى روحى و معنوى جوانان و فطرت فضیلت خواه آنان را نباید از یاد برد بسیج دانشجویى، نماز جماعت و جمعه، عمره دانشجویى، رویکرد به قرآن، و زیارت و اعتکاف موارد مثبتى هستند که باید تقویت شوند. اما همه اینها که نقاط مثبت در فضاى دانشگاهى است غالباً به صورت خودجوش بوده و مسؤولان فرهنگى کمتر در پیدایش آن نقش داشته‏اند. گرایش جوانان به مسائل عرفانى و معنوى به درستى هدایت نشده و به همین جهت زمینه نشر عرفان‏هاى کاذب وارداتى را فراهم ساخته که بسیار خطرناک است و سر از لاابالیگرى در قالب عرفان گرایى! بیرون مى‏آورد... مسائل و موارد از این قبیل در باب اخلاق و روابط مسئله دار فراوان است که بازشناسى این مشکلات توجه بیشتر مسؤولان فرهنگى و اساتید متعهد و گروه معارف اسلامى و نمایندگى‏هاى ولى فقیه و نظارت و کنترل بیش از پیش را طلب مى‏کند و در این مسؤولیت خطیر نباید قصور کرد که پاسخگویى آن در پیشگاه خداوند دشوار است که اینهمه امکانات به برکت انقلاب در اختیار ما نهاده شود و نتوانیم از این فرصت‏ها استفاده کنیم!
مقام معظم رهبرى قبلاً نیز روى مسؤولیت نهادهاى آموزشى بویژه دانشگاه و نقش آن در تربیت نسل جوان تأکید فرمودند: که ایشان یادآور شدند: «توقع ما از دانشگاه کشور و مرکز علم این کشور این است که اگر یک جوان کم اعتقاد و لاابالى وارد دانشگاه شد در حالى از دانشگاه بیرون بیاید که عمیقاً متدین و داراى تعهد دینى و اخلاقى است.» (31/2/86)
ولى آیا وزارت علوم و رؤسا و دیگر مسؤولان دانشگاه‏ها این پیام را گرفتند و به این خواسته جدى ولىّ امر پاسخ دادند؟ جاى سخن است! اگر این تذکرات جدى گرفته شود نه اینکه شعارى براى چند روز بر زبانها جارى شود و در صفحات روزنامه‏ها ثبت گردد و بالأخره بجایى نرسیم!
اگر چنین احساسى به مسؤولان فرهنگى دست داد قطعاً دانشگاه‏ها و مراکز آموزش از وضع کنونى خارج شده و راه بهترى پیش خواهند گرفت. این روزها معمولاً دغدغه مسؤولان فرهنگى تأمین بودجه و تهیه کلاس و معلم و استاد است و دیگر مجالى براى تربیت دینى باقى نمى‏ماند در حالیکه ملت ما براى دانشگاه بودجه کلانى را مى‏پردازد و براى هر سال تحصیلى یک دانشجو دو تا سه میلیون تومان بابت دانشگاه از بودجه مى‏پردازد. پرداخت کنندگان این حجم کلان از بودجه کشور براى مراکز آموزش و دانشگاهى و...فضاى گسترده و باغ و ساختمان و خوابگاه و گل‏کارى و تأمین استاد و خدمات تا مدرک تحصیلى و فارغ التحصیل شدن بچه‏ها، انتظار ندارند این شرائط رایگان در اختیار کسانى باشد که نسبت به دین و فرهنگ و اخلاق بى‏تفاوت باشند که این ستم و ناروایى است که وجدان عمومى آن را نمى‏پذیرد. به این دلائل است و به دلیل نقش مؤثر دانشگاه و دانشجو در آینده کشور، رهبرى نظام توجّه خاص خود را به سوى مراکز آموزشى و فرهنگى بویژه دانشگاه معطوف داشته که انتظار است گوش شنوایى باشد و این پیام را بگیرد.
و در ختم این مقال - که به اندکى از هزاران بسنده شد - باز هم تأکید مى‏کنیم که فرهنگ امروز هم غریب است و باید آن را از غربت درآوریم و این با مشارکت گسترده کلیه نهادها و دست اندرکاران از دبستان تا دبیرستان و دانشگاه گرفته تا نهادهاى تبلیغى و هنرى و رسانه ملى و نویسندگان و رسانه‏هاى مطبوعاتى، میسر است همانگونه که رهبر معظم تأکید فرمودند و اگر سامان فرهنگى کشور درست عمل نکند طرح ارتقاى اخلاقى و اقدامات نیروهاى انتظامى و امنیتى - هر چند در جاى خود ضرورى است - بجایى نخواهد رسید همانگونه که در مقاله پیشین بدان پرداختیم. اگر بار مسؤولیت بدرستى تقسیم بشود و هر فرد و هر نهاد و سازمان به وظیفه عمل کند کار به سامان مى‏رسد و مى‏توان امیدوار به تحولى در عرصه فرهنگ و اجتماع بود. و در همین جا لازم است از نویسندگان، محققان و برنامه ریزان دعوت کنم به نداى رهبرى نظام پاسخ دهند و نیاز امروز و ضرورت‏ها و چالشها را که لحظه به لحظه از راه مى‏رسد در کانون توجه خود قرار دهند که فرصت بسیار طلایى و ارزشمند و در عین حال زودگذر است و سهل انگارى و بى‏تفاوتى در انجام مسؤولیت، کیفر اخروى و دنیوى دارد. و از خداوند در این جهاد مقدّس یارى مى‏جوئیم.
پاورقی ها: