هشدارهاى اجتماعى3


از نگاه آیات و روایات(2) پرهیز از تنبلى و بى حوصلگى‏
قال الباقر (ع): "إیَّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا مِفْتَاحُ کُلِّ شَرٍّ ... مَنْ کَسِلَ لَمْ یُؤَدِّ حَقّاً وَ مَنْ ضَجِرَ لَمْ یَصْبِرْ عَلَى حَقٍّ"(1)
از تنبلى و بى حوصلگى بپرهیز، زیرا که این دو کلید هر بدى مى‏باشند و کسى که تنبل باشد حقى را نگذارد و کسى که بى حوصله باشد بر حق شکیبایى نورزد.
از جمله هشدارهایى که در فرهنگ دینى بسیار به چشم مى‏خورد و مسلمانان را نسبت به آن بیدار باش داده‏اند، موضوع تنبلى و تن پرورى و بى حوصلگى و کوتاهى در کار است واژه‏هاى مانند "کسل"، "ضجر" و "توانى" یعنى تنبلى و بى حوصلگى و سستى در بردارنده این صفت نا پسند و مورد نکوهش مى‏باشند.
لغت شناسان در کالبد شکافى این واژگان گفته‏اند:
"الْکَسَلَ ، التَّثاقُلُ عَمّا لا یَنْبَغى التَّثاقُلُ عَنْهُ وَ لِاَجْلِ ذلکَ صارَ مَذْمُوماً"(2).
تنبلى یعنى کوتاهى و سستى ورزیدن و زیر بار نرفتن چیزى که شایسته است انجام گیرد و به همین جهت این خصلت از صفتهاى مذموم و مورد نکوهش بشماررود.
در حدیث اول نوشتار امام باقر (ع) با تعبیر " إیَّاکَ " هشدار داده اند و پى آمدهاى منفى تنبلى و بى حوصلگى را اینگونه بر شمرده اند:
الف: اگر کسى گرفتار این صفت منفى و خصلت مذموم تنبلى شد براى ورود به کارهاى بد مانعى در جلو راه نخواهد دید، انسان تنبل و تن پرور براى اداره زندگى دست به هر کار زشت و پلشت خواهد زد، براى نان ثناگر دونان خواهد شد. به تعبیر امام (ع) این صفت صفت منفى کلیدى است یعنى کلید بسیارى از زشتى ها و بدیها است و به وسیله آن دَرِ شرور و زشتى ها به روى انسان گشوده خواهد شد.
ب: انسان تنبل هرگز نمى تواند از حق دفاع کند و همواره ذلیل و محکوم و زیر دست خواهد بود. زیرا حق گرفتنى است، براى احقاق حق باید تلاش و کوشش کرد، انسان بى تحرک و بى نشاط نه از حق خودش مى‏تواند دفاع کند و نه از حق اجتماعى پاسدارى نماید.
ج: کسى که در زندگى بى حوصله و سست اراده باشد، پایدارى و شکیبایى را از دست مى‏دهد و در نتیجه در مسیر پیشرفت حق و حقیقت آسیب پذیر مى‏گردد. گزیده فرمایش امام باقر (ع) این است: مسلمانى که تنبل و سست اراده و بى حوصله باشد نه " تَواصَوْا بِالْحَقِّ "(3) را مى‏تواند عملى سازد و نه "تواصوا بالصّبر"(4) را مى‏تواند به اجرا درآورد. و در نتیجه از " تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَه"(5) نیز محروم است و به فضیلت " تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوَى"(6)هم دست نخواهد یافت.
در روایت دیگر امام صادق (ع) فرمود:
" إیَّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا یَمْنَعَانِکَ مِنْ حَظِّکَ مِنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ "(7)
از تنبلى و بى حوصلگى بپرهیز، زیرا که این دو خصلت تو را از بهره دنیا و آخرت باز مى دارند.
اسلام دین معاش و معاد، دنیا و آخرت، و مادى و معنوى است، به دنیا و نعمتهاى آن با دو چشم مى‏نگرد. انسانهایى که در زندگى یک بعدى هستند از نظر اسلام انسانهاى ایده آل نخواهند بود، اگر کسى از دنیا بگریزد به بهانه آخرت و یا آخرت را از دست بدهد به خاطر دنیا، هردو مورد نکوهش و سرزنش هستند، آنچه اسلام مى‏پسندد داشتن دنیا و آخرت در کنار هم و با هم است.
"رَبَّنا آتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِى الْآخِرَةِ حَسَنَةً ..."(8)
پروردگارا دنیاى خوب و آخرت خوب به ما عطا فرما.
این دعایى است که همواره مؤمنان خدا باور در قنوت نمازهاى واجب و مستحب‏خوانند و از پروردگار جهان خیر دنیا و آخرت را طلب مى‏کنند. انسانهاى تنبل و بى حوصله و سست اراده نه از دنیا بهره‏اى مى برند و نه از آخرت طرفى خواهند بست. از این رو امام صادق (ع) هشدار مى‏دهند که اگر مى‏خواهید به خیر دو جهان دست یابید تن پرورى و تنبلى و سستى را از خود دور کنید.
مقام معظم رهبرى در تبیین این واقعیت تحلیل دلپذیرى دارند که اشاره به آن روشنگر موضوع مورد بحث است:
"در اسلام زندگى بدون مبارزه، زندگى راکد، زندگى ساکن، زندگى بى تحرک و زندگى بى جوشش که اراده و عزم انسانى در آن نباشد زندگى مطلوبى نیست و انسان را به آرمانهاى انسانى و اسلامى نمى رساند... یکى از بدترین دشمنهاى انسان که از درون خود او سر منشأ مى‏گیرد، تنبلى و بیکارگى و تن به کار ندادن و دل به کار ندادن است، باید با این دشمن مبارزه کرد، اگر با این دشمن مبارزه کردید و توانستید بر او فائق بیایید، آن گاه اگر دشمن خارجى هم به کشور شما حمله کرد مى‏توانید بر او نیز فایق بیایید.... اگر انسان بر تنبلى خود غلبه پیدا نکند و تنبلى بر انسان حاکم بشود در هر میدانى که وظیفه او را فرا بخواند، انسان در آن میدان حاضر نخواهد شد. پس اولین دشمن، تنبلى و راحت طلبى انسان است، آن کسى که تن به درس، تن به کار، تن به عبادت، تن به وظایف گوناگون خانوادگى و اجتماعى نمى دهد و تسلیم تنبلى مى‏شود، نمى تواند ادعا کند که اگر دشمن او را از بیرون تهدید کند خواهد توانست بر آن دشمن پیروز شود"(9)
بى تردید در مسیر زندگى اجتماعى موانع و دست اندازهاى گوناگونى وجود دارد که باید آنها را با عزم و اراده پولادین از جلو راه برداشت تا به مقصد و مقصود راه یافت، انسان تنبل توان برداشتن این موانع را ندارد از این رو همواره در بین راه زمین گیرشود و از رسیدن به قله سعادت و عزت باز مى‏ماند.
کسى که مى‏خواهد در زندگى اجتماعى آبرومند زندگى کند باید توانمندى‏هاى خدا دادى خود را به کار گیرد و ضعف و سستى را از خود دور سازد و با نیروهاى راهزن که از آن جمله است تنبلى و بى‏حوصلگى مبارزه کند.
انسانهایى که بى حوصله و سست اراده و دون همت و تن پرورند گرفتاریهاى گوناگونى پیدا مى‏کنند که در روایات به برخى از آنها اشاره شده است.
على (ع) فرمود: " مِنْ سَبَبِ الْحِرْمَانِ التَّوَانِى "(10)یکى از عوامل محرومیت سستى (در کار) است.
و نیز فرمود:
" التَّوَانِى إِضَاعَةٌ "(11) سستى و اهمال در کار نابود کننده (عمر و فرصت) است.
در جاى دیگر فرمود:"مِنَ التَّوَانِى یَتَوَلَّدُ الْکَسَلُ"(12) از سستى است که تنبلى زاییده مى شود.
پیشوایان دینى در لابلاى نیایش و دعاهایشان از صفت کسالت و تنبلى و بى حوصلگى به خدا پناه مى‏بردند امام سجاد(ع) مى فرماید: "اللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْعَجْزِ وَ الْکَسَلِ"(13).
بار خدایا، من از غم و اندوه و ناتوانى و تنبلى به تو پناه مى‏برم. نشاط و عزم‏
در برابر این هشدار هدایت هم وجود دارد، اگر کسى بخواهد از تنبلى و سست ارادگى و بى حوصلگى برهد باید در پى روحیه با نشاط و عزم آهنین باشد انسانهاى پرنشاط و با اراده دیو تنبلى را از سرزمین وجود خویش دور مى‏سازند و با به کارگیرى انرژیهاى خدادادى از موانع پیش روى یکى پس از دیگرى عبور مى‏کنند و گامهاى مؤثر و سازنده‏اى در زمینه سلامت و سعادت زندگى اجتماعى بر مى‏دارند.
"نشاط" در لغت به معناى "گشودن گره است"(14) آن که کارى را به آسانى و با سرعت انجام مى‏دهد و از امروز و فردا کردن و روزمره‏گى خود را مى‏رهاند انسان با نشاط نام دارد انسانهاى با نشاط روحیه، نیت و عمل را با هم هماهنگ مى‏کنند اگر روحیه انسان شیفته کارى شد و اگر شیفته خدمت به خلق خدا گردید در انجام کار سستى و تنبلى نخواهد ورزید.
انسان اگر هدفدار زندگى کند و به هدفش نیز ایمان داشته باشد در عمل سرزنده و با نشاط خواهد بود.
عالمى که به علم عشق مى‏ورزد و طعم شیرین و دلپذیر دانش را چشیده است در دانش آموزى شب و روز نمى شناسد و به گفته خواجه طوسى:
لذات دنیوى همه هیچ است نزد من‏
در خاطر از تغییر آن هیچ ترس نیست‏
روز تنعم و شب عیش و طرب مرا
غیر از شب مطالعه و روز درس نیست‏
انسان مؤمن خدا باور و معاد شناس که جهان هستى را هدفمند و هشیار بیند تمام توان و تلاش خودش را به کار مى‏گیرد که در مسیر عبودیت و بندگى از بیهودگى و عبث گرایى و سستى و تنبلى بگریزد و در انجام عمل صالح با نشاط و همراه با شوق و رغبت زندگى اجتماعى خود را ساماندهى کند.
على (ع) در ضمن شمارش اوصاف انسانهاى پرهیزگار مى‏فرماید:"... وَ نَشَاطاً فِى هُدًى"(15)(آنان) در مسیر هدایت با نشاطند.
و چه خوب ترسیم کرده عالم و عارف دلسوخته مرحوم الهى قمشه‏اى این حقیقت را:
همى بینى در آن دلهاى آگاه‏
نشاطاً فى هدى شوقا الى اللّه‏
چو یابد راه کوى دلبرش را
نشاط انگیز سازد خاطرش را
بشارت باد مستان صفا را
بجان پویندگان راه وفا را
یکى را مست چشم یار کردند
یکى دردى کش خمار کردند
یکى را ناز جانان دار باید
یکى را نقش بیجان جان فزاید
تو شادى با مى‏انگور بستان‏
چه دانى شادى ایزد پرستان‏
تو را زیبد نشاط آب و نانى‏
نشاط عشقبازان را چه دانى‏

امام على (ع) مى‏فرماید:" الْمُؤْمِنُ یَرْغَبُ فِیمَا یَبْقَى وَ یَزْهَدُ فِیمَا یَفْنَى ... بَعِیدٌ کَسَلُهُ دَائِمٌ نَشَاطُهُ " (16)
مؤمن به آنچه باقى است عشق و رغبت نشان مى‏دهد و از آنچه فانى است گریزان است، تنبلى از او به دور است و همواره با نشاط زندگى مى‏کند.
پیامبر اسلام(ص) در ضمن دعا اینگونه مى فرماید:
"امْنُنْ عَلَیْنَا بِالنَّشَاطِ وَ أَعِذْنَا مِنَ الْفَشَلِ وَ الْکَسَلِ وَ الْعَجْزِ وَ الْعِلَلِ وَ الضَّرَرِ وَ الضَّجَرِ وَ الْمَلَلِ"(17)
(خدایا) نعمت سرزندگى و کوشایى را به ما ارزانى دار و از سستى و تنبلى و ناتوانى و بهانه آورى و زیان و دل مردگى و ملال، محفوظمان دار.
همانگونه که مشاهده مى‏شود، در برابر روحیه منفى تنبلى روحیه مثبت نشاط و سرزندگى قرار دارد که پیشوایان معصوم آن را از خدا طلب مى‏کردند و به پیروان خویش نیز آن را اینگونه مى‏آموختند.
اگر نشاط فردى و اجتماعى در بین جامعه رواج یابد و جریان غالب و حاکم گردد بى‏تردید عزم ملى و اراده سرنوشت ساز به دنبال آن رخ مى‏نماید از این رو در روایات در برابر سستى و بى ارادگى به عزم سفارش شده است:
على (ع) فرمود: " ضَادُّوا التَّوَانِىَ بِالْعَزْم"(18)؛ با عزم و اراده به جنگ سستى بروید.
اگر در جامعه‏اى روحیه نشاط و پویایى و کوشایى همراه با عزم و اراده وجود داشته باشد آن جامعه از بسیارى از آفت‏ها بدور خواهد بود در نتیجه مردم جامعه سرزنده، مولّد، متحرک، و اهل کار و ابتکار خواهند شد. بنابراین باید همگان بکوشیم تا از سستى و ضعف و تنبلى و بى حوصلگى خود را برهانیم و به صفت زیباى نشاط و عزم و همت عالى، خود و جامعه دینى‏مان را بیاراییم. آثار زیانبار تنبلى‏
در کلمات نورانى پیشوایان معصوم نسبت به پیامدهاى زیانبار تنبلى و آثار ویرانگر اجتماعى آن هشدارهایى داده شده است که به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم: فقر و نادارى‏
انسان فقیر و جامعه فقیر ذلیل و زبون است، از چشم‏ها مى‏افتد و براى زندگى خویش توان برنامه‏ریزى و آینده نگرى را ندارد. انسان نیازمند از لحاظ اجتماعى فاقد پایگاه و جایگاه است حتى اگر حرف حقى هم داشته باشد در ابراز آن احساس ناتوانى مى‏کند. على (ع) مى‏فرماید:
" إِنَّ الْأَشْیَاءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ ازْدَوَجَ الْکَسَلُ وَ الْعَجْزُ فَنُتِجَا بَیْنَهُمَا الْفَقْرَ "(19)؛آن گاه که اشیاء با یکدیگر جفت شدند، تنبلى و ناتوانى با هم ازدواج کردند و از آنها فقر متولد شد.
فقر زاییده تنبلى و بى حوصلگى و نداشتن روحیه کار و تلاش و سعى و کوشش است، کار سرمایه است و بى کارى سربارگى.
برو کار مى‏کن مگو چیست کار
که سرمایه جاودانى است کار آفت موفقیت
توفیق رفیقى است که به هر کس ندهند، اگر انسان در زندگى تلاش و تحرک نداشته باشد و بستر سازى و زمینه سازى نکند در امور مربوط به دین و دنیا به جایى نمى رسد به قول معروف "از تو حرکت از خدا برکت" اگر جوشش و کوشش نباشد رویش و زایش نخواهد بود. توفیق یعنى آماده شدن اسباب براى رسیدن به هدف و مقصود. این واقعیت آن گاه لباس واقعیت مى‏پوشد که آدمى اهل کار و تلاش باشد.
على (ع)فرمود: " آفَةُ النُّجْحِ الْکَسَلُ "؛(20)آفت موفقیت تنبلى است. نرسیدن به مقصد
براى رسیدن به هدف و مقصود زندگى که همان "حیات طیبه" است، باید از ایمان و عمل صالح کمک گرفت اگر ایمان و باور باشد اما کار و عمل نباشد آدمى به هدف زندگى دست نخواهد یافت على(ع) مى‏فرماید:
" مَنْ دَامَ کَسَلُهُ خَابَ أَمَلُه "؛(21) کسى که پیوسته تنبلى کند، در رسیدن به آرزویش ناکام ماند.
ونیز فرمود:
" عَدُوُّ الْعَمَلِ الْکَسَلُ "(22)؛ دشمن کار، تنبلى است. افتادن از چشم‏ها
کسى که روحیه کار و تلاش ندارد و کَلّ بر جامعه است از لحاظ اجتماعى فاقد جایگاه است، مردم به او اعتماد ندارند و در نتیجه از شور و مشورت با او مى‏پرهیزند و مى‏گویند اگر او حرفى و طرحى مى‏داشت خودش را از این بدبختى نجات مى‏داد. از این رو او از چشم مردم مى‏افتد.
على(ع) فرمود:" لَا تَتَّکِلْ فِى أُمُورِکَ عَلَى کَسْلَان"؛(23)در کارهاى خود به آدم تنبل، تکیه و اعتماد نکن.
و نیز فرمود:
" لَا تَسْتَعِنْ بِکَسْلَانَ وَ لَا تَسْتَشِیرَنَّ عَاجِزاً"؛(24) از آدم تنبل کمک مگیر و با ناتوان مشورت مکن.
این بود نگاهى گذرا به یکى دیگر از هشدارهاى اجتماعى که از زبان پیشوایان معصوم بیان شده است، امید است جامعه دینى و مدیریت اجتماعى ما برخوردار از نشاط و طراوت و تلاش و جدیت باشند و از هرگونه سستى و تنبلى و کم‏کارى و بى حوصلگى دورى گزینند. پاورقی ها:پى‏نوشت‏ها: - 1. میزان الحکمه،رى شهرى با ترجمه فارسى، ج 11، ص‏5186. 2. مفردات راغب،واژه کسل. 3. سوره عصر، آیه 3. 4. همان. 5. سوره بلد، آیه 17. 6. سوره مائده، آیه 2. 7. میزان الحکمه،رى شهرى با ترجمه فارسى، ج 11، ص‏5186. 8. سوره بقره، آیه 201. 9.سخنرانى 26/8/82. 10. میزان الحکمه،رى شهرى با ترجمه فارسى، ج 11 ص 5186. 11. همان. 12. همان. 13. همان، ص 5188. 14. مفردات راغب، کلمه نشط. 15. نهج البلاغه،خ 193. 16. میزان الحکمه،رى شهرى با ترجمه فارسى، ج 11،ص 5184. 17. همان، ص 5188. 18. همان. 19. همان، ص 5184. 20. همان. 21. همان. 22. همان. 23. همان. 24. همان.