گزارش عمره مفرده

نویسنده


فرصتها و چالش ها
عمره مفرده که در روایات، عنوان حج اصغر نیز دارد همه ساله صدها هزار زائر ایرانى را راهى عربستان مى‏کند. در سال جارى بیش از 600هزار ایرانى به زیارت مدینه و مکه شتافته‏اند. عظمت این فرصت معنوى و اهمیت حجم زائران از کشورمان و گستره عمره دانشجوئى و دانش آموزى از یک سو و رفتار خصمانه مزدوران وهابى و سهل انگارى دولت سعودى در انجام وظائف خود از سوى دیگر و نقاط روشن و تاریک این سفر روحانى بر اثر بى توجهى پاره‏اى از زائران کم معرفت از جمله بدحجابى و مسئولیت بعثه مقام معظم رهبرى سازمان حج و زیارت و دولت جمهورى اسلامى در این رابطه نگارنده را بر آن داشت که مقاله این ماه را به این موضوع بسیار مهم اختصاص دهد که حتماً مورد توجه مسئولان ذى ربط قرار خواهد گرفت. اینک توجه خوانندگان گرامى را به نکاتى جلب مى‏نماید: نکته اول:
آثار و برکات این سفر معنوى است که در یک ارزیابى کلى بسیار زیاد و قابل توجه است. به هیچ وجه نمى‏توان حضور صدها هزار زائر عاشق را نادیده گرفت که طى دو هفته در این اردوگاه معنوى و هفته‏هاى قبل و بعد آن دل در گرو معبود دارند و مناسک دینى را انجام مى‏دهند.و هرچند ضعف‏هایى در پاره‏اى از این افراد باشد ولى در هر حال این فرصت خوبى است که هم افراد دعوت حق را لبیک گفته و احرام کوى دوست بندند و نواى یکتاپرستى را بسرایند، با پیامبراکرم(ص) و ائمه و امّ‏الائمه سخن بگویند و مواقف و مشاهد کریمه را سیر کنند و تاریخ اسلام و بعثت پیامبر گرامى را باز خوانى نمایند وبه تماشاى قبور ائمه در بقیع زخم خورده بنشینند و شاهد این مظلومیت تاریخى باشند و بالأخره رنگ وبوى خدائى بگیرند و هر یک بقدر دانش و ایمان و معرفت و صفا و خلوص خود بهره گیرند و ره توشه معنوى براى زندگى ذخیره کنند. اصولا فلسفه زیارت به نحو عام و زیارت بیت الله الحرام بطور خاص برکات و آثار غیرقابل انکارى دارد که مى‏توان آن را در تکمیل معرفت و تقرب به خدا و انسان سازى که فلسفه آفرینش است، خلاصه کرد، نگارنده که حدود سى سفر زائران خانه خدا را در حج و عمره همراهى کرده شاهد این تحولات معنوى بوده است. و چه بسیار کسانى را دیده که این سفر منشأ تحوّل روحى و معنوى آنان بوده است. در همین سفر اخیر یکى از اعضاء گروه ما پزشکى بود که با خانواده و فرزندان خود که داراى تحصیلات عالى بودند مشرف شده بود. او مى‏گفت در سفر قبلى پسر و دخترم را که دانشجو هستند آوردم در حالى که مایل به این سفر نبودند اما همین که آمدند و روحانیت و جاذبه معنوى مکه و مدینه را دیدند عاشق شدند و هم اینک یکى از انگلستان و دیگرى از تهران با علاقه بسیار همسفر ماهستند.
زائر دیگرى در یکى از سفرهاى حج تمتع مى‏گفت: من به بسیارى از کشورهاى جهان سفر کرده‏ام اما جاذبه این سفر مرا بر آن مى‏دارد که همه ساله تشرف حاصل کنم. در این روزها شاهد حضور ده‏ها هزار جوان پسر و دختر هستیم که در قالب عمره دانشجوئى و دانش آموزى در حرمین شریفین حضور دارند و با عشق و شور جوانى و فطرت پاک و دست نخورده به راز و نیاز مى‏پردازند و در این اردوگاه معنوى بنیه ایمانى خود را نیرومند مى‏سازند و توشه اندکى را مى‏اندوزند و در همین حال باید از دولت جمهورى اسلامى و سازمان حج و زیارت قدردانى کرد که تسهیلات این سفر را براى همه بویژه جوانان فراهم ساخته‏اند که این در جهان اسلام بى نظیر است و تنها ایران اسلامى است که نسل جوان را براى این سیرو سفر معنوى بسیج کرده است. نکته دوم:
بهره بردارى حداکثرى از این فرصت معنوى است که در این خصوص آموزش و توجه زائران بویژه دانشجویان و دانش‏آموزان بیش از آنچه وجود دارد، ضرورى بنظر مى‏رسد همچون بیان مسائل شرعى بویژه مناسک و مقدمات و اسرار آنها و وظائف زائر در حرمین در تماس با مذاهب دیگر و شرائط خاص عربستان و افکار سخیف وهابیگرى و پاسخگوئى به شبهاتى که از طریق جزوه به ایرانیان داده مى‏شود و هرچند پایه و مایه اسلامى و قرآنى ندارد اما براى ساده دلان گمراه کننده است. پیشنهاد ما به مسئولان بعثه حرمین این بود که این شبهات که موارد آن محدود است قبلاً بازشناسى شده و پاسخهاى مستدل آن در جزوات کوچک در اختیار زائران بویژه دانشجویان قرار گیرد و آنها از قبل بیمه شوند تا فریب شیطنت‏هاى وهابى‏ها را نخورند، بطور کلى دادن آگاهى و کار فرهنگى میدانى و عملى بیشترى لازم است هر چند به انصاف باید گفت واحد آموزش و پژوهش بعثه ما با تألیف و نشر انواع کتابها و جزوه‏ها در تمام زمینه‏هاى اعتقادى و فنى و اخلاقى سنگ تمام را نهاده و ناگفته‏اى باقى نگذاشته است اما نهاد تبلیغى حج و عمره باید نحوه بهره بردارى از آنها را مدیریت کند و روحانیان گروه‏ها با آگاهى به همه جوانب حداکثر تلاش را در این عرصه بنمایند و از تجارب استادانه افراد مجرّب بهره گیرند که این خود در حوزه تبلیغات و مبلغان جایگاه ویژه دارد. نکته سوم:
حرکات جاهلانه وهابیها و بى تفاوتى دولت سعودى و حتى همکارى با اندیشه این فرقه ضاله است که از بعد سیاسى نیز خالى نیست. وهابیت که تفکر فرقه قلیلى از اهل سنت است و اکثریت سنى آنرا رد مى‏کند، با آموزه‏هاى ارتجاعى و سلفى گرى و تکفیرى امروزه آمیخته شده و بدون تردید امروزه آلت دست دشمنان اسلام در جهت تخریب روابط امت اسلام است که سنى را رودر روى شیعه و شیعه را در برابر سنى به مقابله وادارند و پروژه آمریکایى جنگ شیعه و سنى را تحقق بخشند، نمونه آن تخریب قبور ائمه در سامراو... و دولت سعودى که مى‏بایست با اعمال جاهلانه این فرقه برخورد کند متأسفانه فضا را براى عوامل وهابى در مدینه و مکه باز گذاشته و چراغ سبز به آنان داده است در حالیکه این به مصلحت دولت سعودى نیست که سرنوشت جامعه را به اندیشه‏هاى سخیف و ارتجاعى وهابیت بسپارد که اقدامات تروریستى سلفى گرى و تکفیرى گوشه‏اى از آن تفکر است که امروزه لکه ننگى بر دامن مسلمانان شده است. میدان دادن به جریان وهابیگرى نه به صلاح کشور سعودى است نه جهان اسلام و انتظار است مسئولین سیاست خارجى ما در این عرصه بیکار نباشند و دولتمردان سعودى را توجه دهند و اگر واقعاً جریان به این منوال است که اهانت به شیعیان شود مراجع ما عمره را ممنوع کنند. واقعاً کجاى دنیا رسم است که عده‏اى زائر را به جرم خواندن زیارت و تجمع بر سر قبور بزرگانشان توهین کنند و به احساسات مردم دهن کجى نمایند، از یک طرف تعدادى افغانى بى سواد را که در حاشیه اصفهان چاه کنى و خشت زنى مى‏کرده‏اند و به افغانستان عودت داده شده است آموزش دهند! و بر سر قبور مطهر بزرگان اسلام نصب کنند که اینها درس دین و توحید را به مردم بدهند! در حالیکه از الفباى اسلام و ایمان بى خبرند. یا یک فرد عرب مامور سعودى جاهل مانند شمر و حرمله بیاید و کتاب دعا را از دست زائر بگیرد و بى حرمتى کند، و از سوى دیگر سربازان سعودى باطوم به دست جلو بقیع قدم بزنند و مانع تجمع مردم براى زیارت شوند گوئى با لشگر سلم و طور رویا روئى مى‏کنند و این حقارت براى آنها است این حرکات از آن افغانى جاهل یا عرب متحجر گمراه وهابى چندان بعید نیست اما دولت عربستان چرا به اینها میدان مى‏دهد و حمایت مى‏کند؟! چرا وزارت خارجه ما تکلیف خود را با این ماجرا روشن نمى‏کند؟ اما عامل اصلى این حرکات جلوه و ظهور فرهنگ متعالى و کفر ستیز شیعى و اسلامى است که
سلفى‏هاى تحجرگرا را منزوى کرده و به این حرکات وا مى‏دارد. هرچند حرکات مظلومیت و حقانیت و صبورى توأم با فرهنگ شیعه را به نمایش مى‏گذارد و در دنیاى کنونى کم نیستند مردمى که با فرهنگ شرقى ما آشنا شده و افکار سخیف ارتجاعى برخى گروه‏ها را به خوبى شناخته و عقب زده‏اند. بطور خلاصه در برخورد با این جریان سخیف و جاهلانه، هم کار فرهنگى باید کرد و هم کار سیاسى که در آینده تکرار نشود، چه اگر ما یکسال عمره را متوقف کنیم هزاران میلیارد خسارت به اقتصاد بازار سعودیها وارد خواهد شد. علاوه بر آن لطمه آبروئى براى کشورى که مى‏خواهد متولى امر حرمین شریفین براى امت اسلام باشد زیرا تولیت حرمین تنها به ساختمان و تدارکات نیست بلکه امنیت فرهنگى و اعتقادى مسلمانان را نیز در بر مى‏گیرد. نکته چهارم:
خریدهاى بى حساب زائران ایرانى از بازارهاى مکه و مدینه است که به گفته اهل اطلاع به حد افراط رسیده است و از همه کشورها جلو زده است.
هزاراها میلیارد پول و ارز کشور به ناحق در بازار عربستان خرج کردن خسارت کمى نیست. موضوع سوقات سفر که در آداب زیارت آمده به این نیست که زائر از روزى که پابه عربستان مى‏گذارد یکسره در بازارها پرسه بزند و با کوله بار به هتل برگردد و ساک‏هاى حجیم و بارهاى سنگینى تحمیل هواپیمائى کنند این کار علاوه بر خسارت مادى و خرید بنجل‏هاى بازار ضرر معنوى نیز دارد. زائرى که پس از یک عمر امید به دیار وحى شتافته آیا بى انصافى نیست وقت خود را به جاى امور معنوى اینهمه خرج بازار و سوقات سفر نماید؟! نگارنده در همین سفر اخیر یک خانم مسنّ ایرانى را در فرودگاه مهرآباد مشاهده کرد که نفس زنان و به تنهائى اثاث خود را حمل و نقل مى‏کرد این خانم تقریباً سالخورده که بقول خودش یک زن تنها بود! چهار عدد بسته و ساک بزرگ همراه داشت که مایه شگفتى بود. اینگونه حرص زدن و خستگى به جان خریدن در یک سفر زیارتى چه ضرورتى دارد. اینها مسائلى است که توجیه و ارشاد مى‏خواهد که زائر اینقدر اسیر بازار نشود و در همین حال سخت‏گیرى در حجم و توزین بارها و گرفتن اضافه بار لازم است تا مسافران اینهمه افراط نکنند. ضمناً مى‏توان در داخل بازارى مشابه آنچه در مکه و مدینه است بطور محدود براى زائران ترتیب داد که این اجناس را با همان قیمت در داخل تهیه کنند و خسارت مادى و معنوى را کاهش دهند. نکته پنجم:
بدحجابى در حرمین است که زشتى آن بیش از هر چیز جلب توجه مى‏کند باید به صراحت بگویم که در میان زائران کشورهاى اسلامى از چهارگوشه جهان عدّه‏اى از زنان و دختران ایرانى بدترین لباس را مى‏پوشند بویژه در عمره که براى این عده جنبه سیاحتى پیدا کرده است. با همه تلاشهائى که در این رابطه صورت گرفته هنوز از لباسهاى جلف و چسبان و زلف‏هاى پریشان و آستینهاى کوتاه در بازارهاى مکه و مدینه موارد زیادى مشاهده مى‏شود. کافى است خواننده این مقاله سرى به فرودگاه مهرآباد آنگاه که عده‏اى از زنان عازم سفر هستند بزند و هنگام بازگشت نیز دیدارى داشته باشد آنگاه باور خواهد کرد که این ادعاى گزاف نیست. از زمانى که در دولت اصلاحات این لباس‏هاى مبتذل مد شد به حرمین نیز سرایت کرد و نگارنده همان روزها شرح این ماجراى زشت را طى مقاله‏اى در دید افکار عمومى نهادم و طى نامه جداگانه به مسئولان رده بالاى بعثه نوشتم و پیشنهاد فرم لباس و حجاب اسلامى بصورت اجبارى را همچون زنان ترکیه و مالزى و اندونزى و مصر و لبنان عنوان کردم که تا کنون پاسخ درستى نگرفته‏ام. در سال جارى الزام دانش جویان و دانش‏آموزان به پوشش چادر را شنیدم که جاى قدردانى است. البته گستره حجاب براى صدها هزار زائر فراتر از این است و اکثر زنان ما داراى حجاب کامل و بهترین نوع آن یعنى چادر مى‏باشند با این اوصاف نباید مجالى داد عده‏اى خاص حیثیت ما را زیر سؤال ببرند و با لباسهاى مبتذل زن ایرانى را بدنام کنند. حل این مشکل به الزامى کردن حجاب اسلامى و دادن فرم مخصوص یک دست به زائران است که مئونه چندانى هم ندارد و با پانزده هزار تومان از پول زائر مى‏توان آن را تأمین کرد و همچنین اخذ تعهد هنگام عزیمت به رعایت شؤونات اسلامى از جمله حجاب کامل و برخورد با متخلفان و بازگرداندن آنان به کشور در صورت لزوم که ضامن اجراى این تعهد باشد. این اقدام شجاعانه مى‏تواند سفر معنوى عمره و حج را تا حدودى از ناهنجاریها مصون دارد ولى معلوم نیست چرا این شجاعت وجود ندارد و سالهاست این معضل با گفتگوى بى‏فرجام ادامه داشته است براستى اگر دولت اسلامى براى عزیمت زائر اینهمه خرج مى‏کند، از هواپیما و هتل و خدمات کامل دیگر، آیا نمى‏تواند زائر را ملزم به رعایت شؤونات اسلامى کند و در صورت تخلف برخورد قانونى کند؟! تا بدانند ارزشهاى اسلامى را نباید سرسرى گرفت و آبروى نظام در نگاه دیگران در جمع بین المللى حرمین فراتر از رنجش چند فرد متخلف است.
انتظار است موارد فوق که از سر مسئولیت‏شناسى عنوان گردید مورد توجه مسئولان امور حج از وزارت ارشاد اسلامى و سازمان حج و زیارت گرفته تا بعثه رهبرى معظم و همه دست اندرکاران اعزام قرار گرفته و از این پس شاهد برگزارى هرچه بهتر و آبرومندانه‏تر این شعار بزرگ اسلامى آنگونه که شایسته ایران اسلامى است باشیم. ان‏شاءاللّه.

پاورقی ها: