ساماندهى لباس تا طرح نیروى انتظامى‏

نویسنده



لباس هر چند پوشش ظاهرى انسان است اما در عین حال با فرهنگ و تفکر و باورهاى انسان ارتباط جدى دارد. اقوام و نژادهاى نوع بشر از آغاز با لباس از یکدیگر تفکیک مى‏شده‏اند و اصولاً شاخصه آدم و آدمى زادگان در چهره ظاهر یکى به لباس بوده است و دیگرى به سیماى طبیعى و آفرینش آنها و البته تفاوت ماهوى انسان و فصل ممیز او از سایر جانداران همانا روح قدسى و نفس ناطقه اوست که آدم را شایسته خلعت خلافت الهى نموده است.
بارى لباس براى فرزندان آدم موهبتى است الهى. از اینرو قرآن کریم به عنوان یکى از آیات الهى از آن سخن گفته و در عین حال تأکید مى‏ورزد که آنچه بهتر و بالاتر از پوشش ظاهرى است لباس تقوا است که جان آدمى را از آلودگى‏هاى نفسانى منزّه مى‏دارد و حصارى از عفاف و حجاب از معنویت بر دل آدمى مى‏پوشد تا اندیشه گناه را از سر بدر کند: «یا بنى آدم قد انزلنا علکیم لباساً یوارى سوآتکم و ریشاً و لباس التقوى ذلک خیر ذلک من آیات اللّه لعلکم یذّکّرون.»(سوره اعراف،آیه‏26)
اى فرزندان آدم ما براى شما لباسى فرستادیم تا عورت شما را بپوشاند و زیب و زیور شما باشد و البته لباس تقوا بهتر است. این از نشانه‏هاى خداوند است باشد که متذکر این موهب خداوندى باشید.
افزون بر این لباس براى انسان دژ امن و نگهدارنده او از سرما و گرما و حوادث دیگر است و نیز سرمایه زیبایى او و هم شاخصه‏اى که شخصیت او را در عرف اجتماعى شکل مى‏دهد و اقوام را از یکدیگر ممتاز مى‏سازد.
در اسلام پس از اعلام حکم حجاب و وجوب آن در شرع مقدس و تصریح و تأکید آیات قرآن بر این فریضه دینى،به پیامبر اکرم(ص) و دیگر مسلمانان خاطر نشان شده که زنان مسلمان باید حجاب برگیرند و سر و گریبان و اندام خود را از نامحرمان بپوشانند که این امر علاوه بر آثار معنوى و اجتماعى شاخصه زن مسلمان است که به تقوا و عفاف شناخته شوند و مورد آزار بلهوسان قرار نگیرند: «ذلک ادنى ان یُعْرَفْنَ فلایؤذین»(سوره احزاب، آیه 59).
این آیه کریمه به تأثیر روانى اجتماعى حجاب در صیانت زن مسلمان از نگاه و تعرض هوسبازان اشاره دارد که نکته ظریف و قابل توجهى است. بى‏تردید اگر یک زن با حجاب کامل و در کسوتى از عفاف و وقار در میان مردم ظاهر شود کمتر وسوسه در دل مردان بر مى‏انگیزد و چشم طمع دیگران را به خود جلب مى‏کند. در حالیکه اگر زنى خود را بیاراید و زیبایى‏هاى خود را در معرض تماشاى مردان قرار دهد همانند سفره رنگینى است که پیش روى گرسنه‏اى بگسترانند و هوس او را برانگیزند. لذا گفته‏اند:
زن که خرامد به گل و لاله زار
جیب به گل بخشد و دامن به خار
دیده بادام چو بى پرده گشت‏
عاقبت از هر دهنى خورده گشت‏
شب چو نبندى در دیگ حلیم‏
گربه و سگ را ز ملامت چه بیم‏

بارى اسلام با احترام به شخصیت زن مسلمان وى را به پوشش مناسب ملزم ساخته و مردان را به غیرت دینى و حمّیت ناموس فرا خوانده است. گفتنى است که بخشى از مسؤولیت حجاب علاوه بر زن مسلمان بر عهده مردان یعنى اولیاى دختران و همسران بانوان است و بدین ترتیب «غیرت و عفت» پیوند ناگسستنى دارند. در برخى روایات آمده کسى که غیرت ندارد عفت ندارد. شکل‏گیرى سامانه عفاف در خانواده جز با مشارکت و تعهد مردان و زنان شکل نخواهد گرفت و مسؤولیت حفظ حجاب میان زن و مرد تقسیم مى‏شود. بعد سیاسى حجاب‏
امروزه حجاب علاوه بر بعد اخلاقى و شرعى در سطح جهانى جنبه سیاسى نیز به خود گرفته است. کشف حجاب که ننگین‏ترین هدیه غربیها به کشورهاى اسلامى بود به دست مزدورانشان به جامعه اسلامى راه یافت و بذر بى غیرتى و بى حمیتى را در میان مسلمانان پراکند و زن را از شأن انسانى پایین آورده، بازیچه هوا و هوس مردان شهوت پرست ساخت و چه بر سر این ملت آوردند و در دیگر کشورهاى اسلامى همین فاجعه را ببار آوردند. اگر انقلاب اسلامى نیامده بود و زن را از منجلاب فساد نجات نداده بود معلوم نیست سرنوشت امروز زنان کشورمان به کجا مى‏انجامید.
این را دشمنان این ملت به خوبى فهمیده‏اند. دلیل اینکه در کشورى مثل فرانسه که داعیه دار حقوق بشر است! به یک دختر دانش‏آموز مسلمان اجازه نمى‏دهد با یک روسرى به مدرسه برود را در همین بعد سیاسى حجاب باید جستجو کرد و اگر کشورهایى مانند ترکیه به زعم ادعاى مسلمانى به دلیل حاکمیت ژنرالهاى لائیک، حجاب را در دانشگاه‏هاى خود ممنوع ساخته در همین وابستگى سیاسى و فرهنگى به بیگانه ریشه دارد. توطئه علیه حجاب در حاکمیت‏
یکى از دسیسه‏هاى بیگانه توطئه علیه حجاب بانوان و صادر کردن مدهاى جدید بدحجابى در کشور اسلامى ما بود این موضوع مخصوصاً در دولت اصلاحات اوج گرفت. بویژه آنکه در میان کارگزاران این دولت پروژه تساهل و تسامح با مفهوم آزادى بى‏بند و بارى مطرح شد. دامن زدن مطبوعات این دوره به تشنج سیاسى، ارزش زدائى و انقلاب ستیزى از یک طرف و آسان‏گیرى در برابر جریان فساد اخلاقى و اباحیگرى از طرف دیگر زمینه رشد بدحجابى را فراهم ساخت و برخورد نکردن با این پدیده شوم فضاى مناسبى براى کشف حجاب نوین بود. نگارنده این مقال رنجنامه آن روز را طى مقالات بسیارى به تحریر آورد و در معرض افکار عمومى قرار داد اما کمتر گوش شنوا یافت. در فرایند رشد بدحجابى لباس‏هاى تنگ و چسبان و شلوارها و آستین‏هاى کوتاه و سراندازهاى نوارى و آرایش‏هاى غلیظ زنان و دختران حراج بازار و مایه ننگ براى کشور اسلامى ما شد و روند رو به رشد آن خون به دل مردم با ایمان و غیرتمند و وارثان شهیدان کرد. بارى در آن مقطع هرچه فریاد زدیم کمتر گوش شنوا یافتیم. فریاد علماى بزرگ و مراجع تقلید نیز به اعتراض بلند شد که چرا مسؤولین بى تفاوت نشسته‏اند و چرا از حجاب اسلامى که حافظ حیثیت زن مسلمان است کمتر سخن به میان مى‏آید. همه جا سخن از آب و نان و مصرف و معیشت و مسائلى از این قبیل است. دولت فراموش کرده بود فرمان قرآن کریم را که حاکمان اسلامى را به امر به معروف ونهى از منکر و پاسدارى از حدود اسلامى فرا خوانده است. در آن روز اطلاع یافتیم که مقام معظم رهبرى سران سه قوه را خواستند و نگرانى شدید خود را از پدیده بدحجابى یا به عبارت صحیح‏تر کشف حجاب نوین ابراز نمودند و به دنبال آن تذکر طرح عفاف و حجاب از سوى شوراى عالى انقلاب فرهنگى تهیه و تدوین شد و به کلیه مراکز دولتى ابلاغ گردید و این در اوائل مجلس هفتم و اواخر دولت هشتم بود. با آنهمه تأکید مقام رهبرى بالأخره معلوم نشد سران سه قوه چه پاسخى به این خواسته و دغدغه رهبرى دادند. آن بخشنامه فرهنگ عفاف و حجاب نیز طبق معمول بایگانى شد.
نه در ادارات تحولى دیده شد و نه در دانشگاه‏ها و نه در سطح جامعه و کوچه و بازار! چرا؟ براى اینکه عزم جدى نبود و متظاهرین به فساد گستاخ‏تر از گذشته در ملأ عام ظاهر شدند که همچنان ادامه دارد. تصویب طرح ساماندهى مد و لباس در مجلس‏
با آغاز کار مجلس هفتم، کمیسیون فرهنگى دست به کار تهیه طرح زد که ساماندهى لباس را محور قرار داد مفاد این طرح این بود که لباس ملى و اسلامى در کشور حمایت شود و لباس‏هاى مبتذل وارداتى برچیده شود. در این فرایند پاى چند وزارتخانه به میان کشیده شد که باید جهت اجرایى شدن طرح همکارى کنند تا در یک پروسه زمانى به نتیجه برسد.
این طرح در کمیسیون فرهنگى با حضور کارشناسان به بحث نهاده شد و طى یازده ماده به تصویب رسید و در نوبت بررسى در جلسه علنى قرار گرفت و با رأى نمایندگان تصویب شد و سپس به شوراى نگهبان رفت و پس از اصلاحات لازم در تاریخ 20/10/85 به تأیید این شورا رسید و به صورت قانون در آمد.
در حال حاضر «قانون ساماندهى مد و لباس» از فیلتر مجلس و شوراى نگهبان گذشته و به دولت ابلاغ گردیده است. بر اساس این قانون که حدود شش ماه از آن مى‏گذرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى مکلّف است کار گروهى متشکل از یک نفر نماینده تام الاختیار از وزارتخانه‏هاى فرهنگ و ارشاد اسلامى، آموزش و پرورش، بازرگانى و صنایع و معادن و سازمان صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران و مدیریت و برنامه ریزى کشور و سه نفر از صنوف ذى ربط(طراحان و تولید کنندگان) و یک نفر نماینده از کمیسیون فرهنگى مجلس به عنوان ناظر تشکیل دهد بر اساس یک تبصره مصوبات این کار گروه پس از امضاء و ابلاغ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامى قابل اجرا خواهد بود.
به موجب ماده 2 این قانون وزارت فرهنگ و ارشاد و سازمان صدا و سیما مکلّف‏اند نمادها و الگوهاى پارچه و لباس ایرانى را ترغیب و تشویق و تبلیغ نمایند و در جهت پرهیز از الگوهاى مغایر با فرهنگ ایرانى - اسلامى اهتمام جدى بورزند.
ماده 3 قانون وزارت ارشاد و بازرگانى را مکلّف مى‏کند جهت تبادل فرهنگى ملل مسلمان موزه و نمایشگاه منطقه‏اى و بین المللى برگزار نموده و نمادها و الگوهاى لباس ایرانى - اسلامى را معرفى نماید.
و ماده 5 وزارت بازرگانى را مکلّف مى‏سازد براى دسترسى عموم و حمایت از تولید و فروش پارچه‏ها و پوشاک منطبق با الگوى ایرانى - اسلامى نمایشگاه‏هاى فصلى برگزار نماید.
و به موجب ماده 6 وزارت بازرگانى مکلّف شده به منظور حمایت از تولیدات داخلى عوارض گمرکى بر واردات پوشاک خارجى وضع نماید تا رقابت تولیدات خارجى و تولید کنندگان داخلى میسر گردد.
در این قانون وزارت خانه‏هاى تعاون کار و امور اجتماعى و صنایع و معادن مکلّف‏اند در تأسیس تعاونى، اعطاى مجوز فعالیت و استفاده از تسهیلات دولتى، طراحان و تولیدکنندگان پارچه و لباس مبتنى بر الگوهاى ایرانى - اسلامى را در اولویت قرار دهند.
در ماده 10 این قانون وزارتخانه‏هاى، علوم تحقیقات و فناورى مکلّف اند از بودجه سنواتى ردیفهاى خدماتى و رفاهى خود جهت تشویق تقاضاى پارچه و لباس ایرانى - اسلامى تسهیلات خرید در اختیار کارکنان خود قرار دهند.
بطور خلاصه: قانون ساماندهى مد و لباس که خلاصه‏اى از آن به نظر خوانندگان رسید کلیه دستگاههاى ذى ربط اعم از فرهنگى، آموزشى، رسانه‏اى و اجرائى را مکلّف ساخته جهت جا انداختن مفاد این قانون در افکار عمومى و اجرایى شدن آن مشارکت نمایند و تدریجاً وضعیت ناهنجار کنونى را سامان دهند. درس از بایگانى شدن قانون‏
از نظر قانونى همه وظائف و اختیارات براى دستگاه‏هاى ذى‏ربط مشخص شده اما آنچه مایه هراس است اینکه این قانون جامع که عمدتاً جنبه فرهنگى دارد به بایگانى وزارتخانه‏ها و سازمان‏ها فرستاده شود و اقدام عملى صورت نپذیرد. ترس از این است که این قانون به سرنوشت قوانین قبلى در رابطه با تولید، فروش و پوشش لباسهاى مبتذل که سالهاست بایگانى شده گرفتار شود!
این قانون در ارتباط با تولید، فروش و پوشش لباسهاى مبتذل مجازاتهاى سنگینى براى متخلفان وضع نموده است، از تعطیل محل کسب و جریمه نقدى تا زندان و تعزیر براى هنجارشکنان. اما اگر قانون اجرایى نشود همانند نسخه‏اى است که در ویترین خانه نهاده شود و بیمار از درد ناله کند و کسى در فکر عمل به نسخه نباشد! حقیقت این است که ماها عادت کرده‏ایم بر سر یک موضع هنگامى که به بحران رسید داد و فریاد کنیم و حرف بزنیم و پس از چند روز تب و تابمان فرو نشیند. نظیر برخورد با مجرمان و مفسدان اقتصادى که هر از چندگاه حرفش زده مى‏شود اما از عمل کمتر اثرى دیده مى‏شود و اگر قوانین حجاب و عفاف به این سرنوشت گرفتار شود باید، براى همیشه بر آن تأسف خورد. طرح ارتقاى اخلاقى نیروى انتظامى‏
در ماه‏هاى اخیر نیروى انتظامى با شدت و حدت از طرح خود سخن گفت. در برخورد با اراذل و اوباش و مزاحمان حقوق شهروندى و نوامیس مردم و برخورد با بدحجابى که این طرح بسیار ضرورى و لازم و مورد انتظار جامعه بوده و خواهد بود. ناگفته نماند که همه ساله در فصل بهار نیروى انتظامى حرکت هایى از این قبیل داشته است لذا تذکر چند مطلب در اینجا ضرورى است.
اولاً - اقدام نیروى انتظامى از وظائف ذاتى این نهاد امنیتى است و به عنوان یک سیاست همواره باید در دستور کار او باشد. بنابراین به نغمه‏هاى مخالفى که از سوى برخى بهانه جو در این رابطه ساز شد تا نیروى انتظامى را تحت فشار قرار دهند تا از اقدام قانونى و تکلیف واجب خود دست بردارد، نباید مورد اعتنا قرار گیرد و این نهاد امنیتى باید با اعتماد و اطمینان و ایمان و شجاعت و قدرت با رعایت اصول فرهنگى و اخلاقى و اجتماعى به وظیفه خود ادامه دهد و از جوّ سازیها و غوغا سالاریها که در برابر هر حرکت انقلابى به راه مى‏افتد نهراسد.
ثانیاً این اقدامات قانونى نباید فصلى و موسمى باشد، یعنى طى یکى دوماه مانور داده شود و سپس از فعالیت بایستد. چرا که واکنش بعدى آن از سوى هنجارشکنان بدتر از قبل خواهد بود و تار و پود رشته‏ها از هم گسیخته مى‏شود. اگر سیاست و وظیفه نیروى انتظامى برخورد با ناامنى‏ها و هنجارشکنى هاست این وظیفه نمى‏تواند فصلى و مقطعى باشد و اگر قرار است که موسمى و مقطعى باشد بهتر آنست که نیروى انتظامى وارد این ماجرا نشود و به خود زحمت ندهد و مشت خود را باز نکند که نتیجه به عکس خواهد بود. این مطلب را ما به نیروى انتظامى گفته‏ایم و دیگران نیز تأکید ورزیده و استمرار مقابله با فساد و بدحجابى را خواسته‏اند. متأسفانه استنباط نگارنده این است که ادامه این سیاست از طرف این نیرو با تردید روبرو است. مردم مى‏گویند روزهایى که مأموران ناجا با مظاهر فساد برخورد جدى داشتند وضعیت شهر بهتر شده بود و هنجارشکنان حسابى باز کرده بودند ولى باسست شدن این حرکت وضعیت دارد به حال گذشته باز مى‏گردد و بسیار بدتر از قبل خواهد شد. به نظر مى‏رسد استنباط مردم دور از واقعیت نباشد. مطلب دیگرى که تأکید بر آن لازم است حمایت و همکارى همه دستگاه‏ها با این حرکت ملى و دینى است. نیروى انتظامى نباید در این وظیفه تنها بماند. اگر اصل امر به معروف و نهى از منکر از وظایف حکومت اسلامى است حکومت به نیروى انتظامى منحصر نمى‏شود، بلکه همه دستگاه‏هاى فرهنگى، آموزشى، تبلیغى و رسانه‏اى و اجرائى مى‏بایست در این وظیفه مشارکت داشته باشند و در درجه اول دولت اصولگرا حمایت کند و از جوسازیها و سنگ اندازیها بیم و هراس به خود راه ندهد.
قابل ذکر است که این حرکت با وجود استمرار زمان مى‏طلبد و مى‏بایست با توجیه فرهنگى و تشویق و تنبیه همراه باشد. سالها عدّه‏اى خراب کردند، به هنجارشکنان مجال دادند، سیل فساد جامعه را درنوردید، چهره شهر را آلوده و زشت کرد و کمتر کسى احساس مسؤولیت کرد که به وظیفه دینى و ملى خود عمل کند. اکنون سالها باید تلاش کنیم جلو این سیل مخرّب را بگیریم و این نیاز به عزم جدى، پشتکار، مقاومت و شجاعت و ایمان دارد تا به نتایج و آثار آن نزدیک شویم و اگر کوتاه بیاییم همگان در پیشگاه خداوند مسؤول خواهیم بود.
  پاورقی ها: