فاطمه زهرا س و قرآن

نویسنده


قسمت دوم‏ فاطمه و فدک‏
پس از رحلت رسول خدا(ص) امت وى دچار تفرقه و تشتت شدند و توصیه‏هاى آن حضرت را به کلى فراموش نمودند، علاوه بر اینکه حرمت خاندانش را نگه نداشتند به تضییع حقوق آنان اقدام ورزیدند. این در حالى بود که بارها رفتار پیامبر را در حمایت و دوستى ذریه‏اش خصوصاً حضرت زهرا(س) مشاهده نموده بودند. همراهى و همدلى مردم در جریان فدک بر نادیده گرفتن حق مسلم دختر پیامبر(ص) سند مظلومیت وى را تا ابد بر سینه تاریخ حک نمود. فدک سرزمینى بود که پیامبر از طریق جنگ بدست نیاورده بلکه دشمن در صلح و دوستى آن را به پیامبر(ص) بخشیده بود. و آن از حقوق ویژه حضرت به حساب مى‏آمد، زمانى که آیه «فآت ذاالقربى» نازل گردید.
خداوند پیامبر را فرمان داد، حق نزدیکانش را از آنچه دارد بپردازد. بنابراین در زمان حیات رسول خدا(ص) فاطمه(س) صاحب فدک شد و در آن تصرف نموده از عایداتش خود و خانواده را بهره‏مند مى‏ساخت، وقتى متجاوزان او را از این حق محروم ساختند با استناد به قرآن از موجودیت این کتاب الهى دفاع کرد و در مطالبه حق خویش پافشرد و فرمود: «و ورث سلیمان داوود» سلیمان از داوود ارث مى‏برد.(1) چگونه است که من از این قاعده مستثنى هستم و حق ارث ندارم. مسلماً این سنت براى حضرت محمد(ص) و فرزند یگانه‏اش محفوظ خواهد ماند. آن حضرت با تلاوت آیه دیگرى از قرآن: «فهب لى من لدنک ولیّاً یرثنى ویرث من آل یعقوب و اجعله ربّ رضیّا؛(2)(هنگامى که زکریا گفت:) پس به من از سوى خود فرزندى ارزانى دار که میراث بر من و میراث بر خاندان یعقوب باشد.» به غاصبان فدک و حامیان این تصمیم خلاف فهماند که ارث مال و ثروت دنیا را شامل مى‏شود و در این آیه چیز دیگرى منظور نیست. در کلام گهربار دختر پیامبر که از قرآن گرفته شده دفاع از حق به زیبایى ترسیم گردیده است: «واولواالارحام بعضهم اولى ببعض فى کتاب اللّه؛(3) خویشاوندان در ارث بردن از یکدیگر، از بیگانگان سزاوارترند.» به فرمان خدا تمامى مسلمانان خواه انسانهاى عادى باشند و یا پیامبرو امام معصوم در مسئله ارث بردن همانند یکدیگرند و استثنایى در این مورد وجود ندارد، زیرا که قانون ارث عمومى و جهانشمول است. فاطمه(س) با بیان این آیه: «ان ترک خیراً الوصیة للوالدین والاقربین بالمعروف حقاً على المتقین؛(4)اگر کسى ثروتى از خود بجاى گذارد بر اوست که براى پدر و مادر و بستگان به گونه‏اى شایسته وصیت نماید این بر همه پرواپیشگان سزاوار است.» شایستگى خود را براى طلب حق و ارث پدر بر همگان ثابت نمود.
حضرت فاطمه(س) نه تنها در سخن با بهره جستن از کلام وحى اهداف خود را بیان مى‏نمود بلکه با عمل به تعالیم حیاتبخش آن کتاب الهى نمونه و الگوى مجسمى از یک انسان کامل با مشى قرآنى است که قابلیت این را دارد که سرور زنان جهان در عصر خویش و دیگر زمانها گردد به طورى که هیچ انسانى توانایى برابرى با او را نخواهد داشت. عبودیت فاطمه‏
بر همگان روشن است که سراسر زندگى فاطمه(س) عبادت است چه اعمالى که مربوط به مسائل خانه و اجتماع مى‏شود و چه عبادتهاى ویژه نظیر نماز، روزه و... آن حضرت به عنوان مادرى نمونه و همسرى وفادار مسئولیت خود را کامل انجام مى‏داد و در برخورد با جریانات اجتماعى، سیاسى از موضع‏گیرى محکم و منطقى بهره مى‏گرفت. وى در تمامى ابعاد یک انسان کامل بود که در عبادت و پرستش خداوند تنها به نماز و روزه اکتفا نمى‏کرد و در این زمینه مفهوم وسیع و عمیقى از عبادت و بندگى را در ذهن‏ها قوام بخشید. راز و نیاز و مناجات خاضعانه وى براى فرزندان پاکش که خود از نمونه‏هاى بندگى و اطاعت محض پروردگارند، مثال زدنى است. از امام مجتبى(ع) در رابطه با مناجات مادر گرامیش نقل شده که فرمود: مادرم شب جمعه‏اى را تا سپیده دم به نماز و نیایش پروردگار گذراند، و دیدم نام افرادى را بر زبان آورده برایشان طلب بخشش مى‏کند، در حالى که براى خود حاجتى به زبان نیاورد. تعجب کردم، پرسیدم؟ مادر جان! چرا همانگونه که دیگران را دعا کردى براى خویش دعا نکردى، فرمود: پسرم، نخست همسایه و آنگاه اعضاى خانوده. «الجار ثم الدار»(5)
از ابن عباس در مورد آیه شریفه: «کانوا قلیلاً من اللیل مایهجعون و بالاسحارهم یستغفرون؛(6) آنان اندکى از شب را مى‏خوابیدند و به هنگام سحر از خدا آمرزش مى‏خواستند.» سؤال شد، گفت: اینان عبارتند از امیرمؤمنان، فاطمه دختر گرامى پیامبر و دو فرزند ارجمندش حسن و حسین(ع).(7)
در روایتى است که پیامبر خدا(ص) از ستمهایى که به خاندان و اهلبیتش مى‏شود خبر داده و همانجا فرموده است: دخترم فاطمه که سرور بانوان دو جهان است، چون در محراب عبادت مى‏ایستد نور او براى فرشتگان آسمان مى‏درخشد چنانکه نور ستارگان براى اهل زمین نور افشانى مى‏کنند در این حال خداوند به فرشتگان مى‏فرماید: بنده مرا که سرور بندگان است بنگرید چگونه به عبادت ایستاده در حالى که اندامش مى‏لرزد و با همه وجودش راز و نیاز مى‏کند. من شما را گواه مى‏گیرم که شیعیان او را از آتش ایمن ساختم. در ادامه سخن حضرت از هم نشینى فرشتگان با فاطمه(س) همچون مریم(س) خبر مى‏دهد طورى که فرشتگان به آن حضرت مى‏گویند: یا فاطمة انّ اللّه اصطفاکِ و طهّرک و اصطفاکِ على نساء العالمین یا فاطمة اقنتى لربّک و اسجدى وارکعى مع الراکعین؛(8) اى فاطمه خداوند ترا اختیار کرد و برگزید و پاک ساخت و بر همه بانوان جهانیان ممتاز نمود، اى فاطمه خداى خود را عبادت و سجده کن و با راکعان درگاه خدا رکوع به جاى آور. چنین مقایسه‏اى توسط پیامبر خدا(ص) نشانگر مقام و مرتبه دختر عزیزش فاطمه(س) دارد. خداوند در قرآن فرموده است: «الابذکر اللّه تطمئن القلوب» ذکر خدا باعث آرامش دلهاست. حقیقتاً وجه بارزى از عبادت اذکارى است که انسان بر زبان جارى مى‏سازد و بوسیله آنها بر خداى بزرگ توکل کرده از او نیرو مى‏گیرد. در روایت است که وقتى فاطمه(س) از زیادى کار منزل و سختى‏هاى آن در رنج بود به همراه على(ع) نزد پیامبر آمده و از وى خواستند فردى را براى خدمتگزارى آنها برگزیند. پیامبر(ص) پس از تقاضاى فاطمه(س) فرمود: مى‏خواهید به شما چیزى تازه بیاموزم که برایتان از هر خدمتگزارى بهتر و سودمندتر باشد. آن دو بزرگوار فرمودند: بلى. پیامبر(ص) بیان داشت هرگاه خواستید به بستر بروید 33 بار سبحان اللّه و 33 بار الحمد لله و 34 مرتبه اللّه اکبر بگوئید. این از هر کمک کارى بهتر و ارزشمندتر است. حضرت فاطمه سر بلند کرد و سه بار گفت: رضیت عن اللّه و رسوله؛(9) از خدا و پیامبر خشنودم. یارى جستن از ذات اقدس الهى بوسیله ذکر و یاد خدا تا پایان عمر حضرت فاطمه(س) ادامه داشت و وى تلخى‏ها و سختى‏هاى روزگار را بدین وسیله شیرین مى‏نمود و در تمامى مراحل در عبادت و شکرگزارى از نعمتهاى الهى پیشقدم بود. چشمه دانش‏
مکتب اسلام براى علم و آگاهى و بینش دینى ارزش والایى قائل است و کسب آن را برهمگان ضرورى دانسته براى گروندگان به علم و نشر دهندگان آن اجرى عظیم در نظر گرفته است به شرط آنکه علم نورآفرین و هدایت گر باشد. قرآن کریم در این زمینه فرموده است: «یرفع اللّه الذین آمنوا منکم والّذین اوتواالعلم درجاتٍ و اللّه بما تعملون خبیر؛(10)خدا مقام اهل ایمان و دانشمندان شما را رفیع گرداند و خدا به هرچه (از نیک و بد) کنید به همه آگاه است.» لازمترین علوم آن است که دل و ضمیر انسان را پاک و اصلاح نموده، از کژى و انحراف نجات دهد. فاطمه(س) وجود مقدسى است که باطنش به جوهره علم عجین شده و با استناد به منابع روایى آن حضرت قدرت خبر دادن از حوادث قبل و بعد زمان خویش را داشته و در حل مشکلات و مسائل علمى از توانایى فوق العاده‏اى بهره‏مند بوده است. امام حسن عسگرى(ع) مى‏فرماید: زنى خدمت حضرت فاطمه(س) رسید و گفت: مادر ناتوانى دارم که در نمازش به مشکلى برخورد کرده است اکنون مرا خدمت شما فرستاده تا مسأله او را طرح کنم پس از آن حضرت فاطمه(س) پاسخ وى را داد آن زن بار دوم مسأله‏اى پرسید و حضرت جواب داد مجدداً سؤالى دیگر پرسید و نهایتاً براى ده مسأله تقاضاى جواب نمود. آنگاه آن زن از زیادى سؤال شرمنده شد و گفت: اى دختر رسول خدا دیگر مزاحم نمى‏شوم، خسته شدید. فاطمه (س) فرمود: خجالت نکش هر سؤالى دارى بفرما تا جواب دهم، من از سؤالات تو خسته نمى‏شوم و با کمال میل جواب مى‏دهم. آنگاه فرمود: اگر کسى بار سنگینى را بر بام حمل کند و در قبال آن مبلغ صد دینار بگیرد خسته مى‏شود؟ زن پاسخ داد نه خسته نمى‏شود حضرت فرمود: خدا در برابر جواب هر مسأله‏اى به من ثواب بیشترى مى‏دهد حتى بیشتر از آنکه بین زمین و آسمان پراز مروارید باشد. با این وجود از جواب دادن مسأله خسته مى‏شوم؟(11)امام حسن عسگرى (ع) در حدیث دیگرى مى‏فرماید: دو زن که یکى اهل دین و دیگرى دشمن بود در مطلبى با هم اختلاف داشتند. خدمت حضرت فاطمه (س) رسیدند و مسئله خود را طرح نمودند. از آنجایى که حق با زن مؤمنه بود حضرت فاطمه (س) گفتارش را با دلیل و برهان پذیرفت و آن زن از این پیروزى بر دشمن شادمان گردید. حضرت زهرا (س) خطاب به وى فرمود: فرشتگان خدا بیشتر از تو شادمان شدند و غم و اندوه شیطان و پیروانش بیشتر از غم و اندوه آن (زن) دشمن دین مى‏باشد.(12) مروارید عفاف
فریضه حجاب در دیدگاه مکاتب الهى و پیامبران بزرگ خدا اصل مهم شخصیت زن است و بر زنان مسلمان لازم است با تمسک به راه و روش فاطمه (س) که زیبنده‏ترین الگوى جامعه بشرى است درس زندگى بیاموزند. تا بنابر فرموده قرآن از افتادن به دام فساد و تباهى مصون مانند. «یا ایها النبى قل لازواجک و بناتک و نساءِ المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنى اَن یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفوراً رحیما؛(13) اى پیامبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمنه بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار براى اینکه آنها (به عفت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس رانان) آزار نکشند بسیار نزدیکتر است و خدا بسیار آمرزنده مهربان است.» على (ع) مى‏فرماید: روزى با گروهى از اصحاب خدمت رسول خدا (ص) بودم آن حضرت به اصحابش فرمود چه ویژگى براى زن بهتر از هر چیز است. هیچ کس نتوانست جواب صحیحى بدهد اصحاب که متفرق شدند به خانه رفتم و سؤال پیامبر را با فاطمه در میان نداشتم وى فرمود: بهترین چیز براى زنان آن است که مردان نامحرم آنها را نبینند و زنان نیز نا محرمان را نبینند. آنگاه پاسخ را خدمت رسول خدا (ص) بردم آن حضرت شادمان شد و فرمود: براستى فاطمه پاره تن من است.(14) در روایتى دیگر آمده است که مرد نابینایى اجازه خواست تا به خانه فاطمه وارد شود، فاطمه(س) پوششى طلبید و خود را با آن پوشاند. رسول خدا (ص) به فاطمه (س) فرمود او مرد نا بینایى است و تو را نمى‏بیند چرا خود را پوشاندى آن حضرت فرمود: اگر او مرا نمى‏بیند من او را مى‏بینم و بوى مرا استشمام مى‏کند پیامبر (ص) فرمود: گواهى مى‏دهم که به راستى پاره تن من هستى.(15) ساده زیستى و قناعت
در تعدادى آیات قرآن مقام و مرتبه فاطمه (س) همسر و فرزندانش ستوده شده علاوه بر آن منزل و مأواى وى نیز که پس از ازدواج با على (ع) و راهنماى پیامبر خدا مهیا گردیده بود جلوه‏اى نورانى یافت و به واسطه پاکى، قداست و سادگى مورد احترام واقع شد. خانه‏اى که بنایش معمولى بود، سقفش از چوب خرما و سطحش با حصیر پوشیده شده و دیوارهاى گِلیش صداقت و صمیمیت را معنا مى‏بخشید. از درون آن مکان نور خدا جلوه گر بود و سادگى فوق العاده‏اش همچون عطر نبوى مشام جانها را نوازش مى‏داد و مقام معنوى آنجا به گونه‏اى بود که مورد ستایش الهى قرار گرفت. قرآن مى‏فرماید: «فى بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبّح له فیها بالغدوّ و الآصال ؛(16) در خانه‏هایى که خدا رخصت داده که آنجا رفعت یابد و در آنها ذکر او شود و صبح و شام تسبیح و حمد ذات پاک او کنند».
ابن عباس مى‏گوید در مسجد پیامبر (ص) بودیم که یکى از حاضران آیه فوق را تلاوت نمود من از پیامبر پرسیدم آنها چه خانه‏هایى هستند؟ فرمود: خانه پیامبران و آنگاه با دست خویش به خانه فاطمه (س) اشاره نمود و فرمود: این خانه (17)ساده زیستى از مشخصه‏هاى زندگى پیامبر خدا بود و این سنت در خاندان گرامیش نیز رعایت مى‏شد. فاطمه زهرا (س) که نزدیکترین فرد به پیامبر (ص) بود، هیچگاه به دنیا و نعمت‏هاى زودگذر آن روى نیاورد و در رفع نیازها به اندکى بسنده مى‏نمود زیرا پرورش یافته بوستان نبوت و آموزش دیده بزرگ عالم بشریت به شمار مى‏آمد. وى معیار و ملاک این نوع زیستن را از قرآن و رفتار پیامبر (ص) آموخته بود. حتى هنگامى که رسول خدا از پرده‏اى که بر در آویخته بود و دستبندى که به دست کرده بود اظهار ناخوشنودى کرد. فوراً پرده و دستبند را در بسته‏اى پیچید و خدمت پیامبر (ص) فرستاد تا آنها را در راه خدا انفاق نماید. رسول خدا(ص) از عمل فاطمه (س) چنان شاد شد که سه بار فرمود: پدرش به فدایش، دنیا براى محمد و آل محمد نیست. از بیان این واقعه به راز ساده زیستى فاطمه (س) پى برده درمى یابیم که پیامبر خدا دوست نداشت بهره دخترش از پاداش پرشکوه آخرت کم شود بنابراین با داشتن کوچکترین ظواهر مادى و وسایل زینتى و رفاهى موافق نبود. روزى پیامبر (ص) دید فاطمه (س) در حالى که با دست خویش آسیاب مى‏کند فرزندش را در آغوش گرفته او را شیر مى‏دهد. از دیدن این صحنه اشک از چشمانش سرازیر شد فرمود: دخترم رنج و تلخى دنیا را مى‏چشى تا شیرینى نعمت‏هاى سراى جاودانه را دریابى؟ فاطمه (س) در پاسخ فرمود: اى پیامبر خدا (ص) من در همه حال خدا را به خاطر نعمت‏هاى بى کرانش سپاس مى‏گویم و آنگاه بود که این آیه نازل شد. «ولسوف یعطیک ربک فترضى».(18) مظهر وارستگى و ایثار
ایثار و انفاق در راه خدا ویژگى انسانهاى مؤمن و صالح است که اعتقاد دارند در پى هر بخششى خداوند آنها را به جزاى نیک رسانده و از عمل آنها راضى و خشنود مى‏گردد. از جمله ایثارهایى که مرضى درگاه الهى قرار گرفته و فرشتگان نیز بدان افتخار مى‏کنند، انفاق و گذشت فاطمه (س) و خانواده‏اش مى‏باشد در روایت است که حسن و حسین (ع) بیمار شدند. افراد خانواده به فرمان پیامبر (ص) و به منظور سلامتى آنها روزه گرفتند. وقت غروب آفتاب و زمان افطار مسکینى بر در منزل تقاضاى غذا نمود. روزه داران غذایى را که براى خویش مهیا کرده بودند به او دادند و با آب افطار کردند. روز دوم یتیمى و روز سوم اسیرى هنگام افطار در خواست غذا نمودند. فاطمه (س) و على (ع) همراه فرزندانشان غذاى خود را به آنان بخشیدند. قرآن کریم ایثار و فداکارى فاطمه(س) و همراهانش را تحسین کرده و عمل خالصى را که براى رضایت پروردگار انجام داده بودند پذیرفت: «و یطعمون الطعام على حبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراً انّما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا؛(19)هم بر دوستى او (یعنى خدا) به فقیر و طفل یتیم و اسیر طعام مى‏دهند و (گویند) ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى‏دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسى هم نمى‏طلبیم».
در روایت است که على (ع) براى تهیه غذا دینارى قرض نمود.
وقتى در کوچه پا نهاد تا حاجت خود را برآورد مقداد، از اصحاب، رسول خدا (ص) را ملاقات کرد که در ساعات گرم و سوزان روز سرگردان بود و ناراحت به نظر مى‏رسید. از احوال او پرسید متوجه شد او نیز براى تهیه غذاى خانواده‏اش مشکل دارد. با کمال اخلاص دینارى را که براى رفع نیاز خود قرض نموده بود به مقداد داده و براى اداى نماز به سوى مسجد راه افتاد حضرت پس از نماز با رسول خدا (ص) ملاقات نمود پیامبر(ص) فرمود: على جان مى‏توانم امشب مهمان شما باشم. على (ع) در حالى که از وضع خانه و نداشتن غذا مطلع بود نخواست درخواست پیامبر را رد نماید و با کمال بزرگوارى با ایشان به خانه آمد. آنها مشاهده کردند فاطمه(س) در محراب عبادت مشغول راز و نیاز با خداست و پشت سرش ظرفى پر از غذا به چشم مى‏خورد، فاطمه (س) با شنیدن صداى پیامبر (ص) از جایگاه خویش برخاست و در پى تقاضاى آن حضرت ظرف غذا را مقابل وى نهاد. على (ع) پرسید فاطمه جان این غذا را از کجا آورده‏اى؟ تاکنون غذایى به این خوش رنگى و خوش بویى ندیده‏ام. پیامبر دست بر شانه على(ع) نهاد و فرمود: این برابر آن دینارى است که در راه خدا انفاق نمودى و سپس ادامه داد خداوند تو را همچون زکریا و فاطمه را همانند مریم مورد لطف قرار داد که هرگاه زکریا بر مریم وارد مى‏شد نزد او رزق و روزى مى‏یافت که خدا برایش فرستاده بود. «کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم انّى لک هذا قالت هو من عند اللّه؛(20) هر وقت زکریا به محل عبادت مریم مى‏آمد نزد او روزى شگفت آورى مى‏یافت. گفت اى مریم این روزى از کجا براى تو مى‏رسد پاسخ داد که این از جانب خداست.»
بخشش و ایثارى که در زمانى خاص با نیتى خداپسندانه صورت گیرد. قطعاً نزد خداوند از ارزش ویژه‏اى برخوردار بوده و دهنده‏اش به اجر و ثوابى بالاتر دست مى‏یابد. دختران و پسران جوانى که تازه پا به زندگى مشترک گذاشته‏اند و با امید و آرزو به رؤیاهاى خویش جامه عمل مى‏پوشند از هر کس به استفاده از اندوخته‏ها و هدایاى اطرافیان سزاوارترند.
حضرت فاطمه(س) در شب عروسى خود با پایه‏گذارى این سنت حسنه، ایثار در وقت نیاز، فرمان قرآن را عملى ساخت. این گونه که پیامبر خدا(ص) در شب عروسى دخترش لباسى تهیه نمود تا فاطمه(س) آن را به تن کرده و آن شب ویژه و به یادماندنى گردد. در همان لحظه زن بینوایى به در خانه رسول خدا(ص) آمد و درخواست لباس کرد. فاطمه(س) به جز پیراهن شب عروسى که هدیه پدر بود لباس دیگر داشت که قبلاً مورد استفاده قرار داده و کهنه شده بود. با تقاضاى فقیر لباس را در بسته‏اى نهاد تا در راه خدا انفاق کند که ناگهان با یادآورى آیه: «لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبّون؛(21) شما به نیکوکارى نمى‏رسید مگر آنکه هرچه را که در دست دارید در راه خدا انفاق کنید.» در تصمیم خود تجدید نظر کرد، لباس عروسیش را از تن درآورد و به بینوا داد و لباس کهنه را پوشید. هنگامى که خواستند فاطمه(س) را به خانه امیرمؤمنان ببرند فرشته وحى فرود آمد و پس از سلام به پیامبر(ص) فرمود: اى پیامبر خدا پروردگارت به تو سلام مى‏رساند و دستور داده که درهایى نثار فاطمه نمایم و همراه من لباسى از بهشت است که باید به او هدیه کنم.(22) احترام به فرمان الهى‏
بدنبال برخوردهاى عادى و گاه سخیف در ارتباط با پیامبر خدا توسط اطرافیان، قرآن کریم هشدار داده و آنان را به رعایت ادب و احترام نسبت به آن حضرت دعوت نموده و دستور داده آنگونه که با یکدیگر سخن مى‏گویند پیامبر(ص) را مورد خطاب قرار ندهند و شخصیت وى را محترم شمرند. «لاتجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا...؛(23)اى مؤمنان شما دعاى رسول و ندا کردن او را مانند نداى بین یکدیگر قرار مدهید...»
فاطمه(س) مى‏فرماید:وقتى این آیه نازل گشت من نیز همانند دیگران پدر خویش را با عنوان رسالت صدا مى‏زدم و گفتم: «اى پیامبر خدا» و از گفتن کلمه پدر خوددارى مى‏کردم. پیامبر گرامى پس از سه بار که او را اینگونه خواندم پاسخى نداد و فرمود: فاطمه جان این آیه در مورد تو و خاندان و نسل تو نیست. تو از من هستى و من از تو. این آیه در مورد افرادى بى‏مهر و خشن و متکبر نازل شده، تو مرا با عنوان پدر صدا بزن که صداى دلنوازت دلم را زنده‏تر و پروردگارم را خشنودتر مى‏سازد.(24) اگرچه در این واقعه علاقه و احترام خاص پیامبر(ص) به دختر عزیزش قابل توجه است. پیش از آن اطاعت و پیروى کامل حضرت فاطمه(س) از فرمان وحى و رعایت ادب و حرمت مقام والاى رسالت است که نشان مى‏دهد آن حضرت به فرمان الهى اهمیت داده و از بیان تعلقات شخصى و عاطفى خویش چشم مى‏پوشد. و در یک کلام نتیجه مى‏گیریم که قرآن در سیره و سخن، رفتار و کردار فاطمه(س) زنده و سارى و جارى است. پاورقی ها:پى‏نوشت‏ها: - 1. سوره نمل، آیه 16. 2. سوره مریم، آیه 6 و 5. 3. سوره انفال، آیه 75. 4. سوره بقره، آیه 180. 5. بحارالانوار، ج 43. 6. سوره ذاریات، آیه 18 و 17. 7. فاطمه الزهرا من المهد....،ص‏300. 8. بیت الاحزان، ص 53. 9. بحارالانوار، ج 43. 10. سوره مجادله، آیه 11. 11. بحار، ج 2، ص 3. 12. همان، ص 8. 13. سوره احزاب، آیه 59. 14. بحار، ج 43، ص 91. 15. سوره نور، آیه 35. 16. فاطمة الزهرا...، ص 230. 17. بحار، ج 43. 18. سوره انسان، آیه 8 و 9. 19. سوره آل عمران، آیه 37. 20. همان، 92. 21. فاطمة الزهرا...، ص 214. 22. سوره نور، آیه 62. 23. بیت الاحزان، ص 36.