سوگوارى‏هاى محرم در ایران از آغاز تا انقلاب اسلامى


(مباحث تاریخى و فرهنگى عاشورا)
قسمت دوم‏ نمایش‏هاى غم‏انگیز
فردریک ریچاردز در شمار سیاحانى است که با داشتن مهارت فراوان در فن نقاشى و ذوق نویسندگى و شاعرى مشاهدات خود را با بیانى لطیف و دقیق در کتابى تحت عنوان یک مسافر ایرانى شرح مى‏دهد، او مى‏نویسد در ماه محرم، عزادارى در یزد با چنان شور و حرارتى برگزار مى‏شود که بعضى اوقات به یک اضطراب و التهاب مذهبى مبدّل مى‏گردد، در میدان یزد که مقابل مدخل اصلى بازار واقع شده، چوب بست بزرگى تعبیه گردیده که نماینده یک نوع تابوتى است به نام نخل که هر سال آن را با شال و آینه مى‏پوشانند، این دستگاه عجیب و غریب به وسیله صدها تن مرد، دور میدان حمل مى‏شود، این مردان در زیر نخل اجتماع مى‏کنند تا ثواب حرکت دادن آن نصیبشان شود. در طى مراسم محرم در ایران، سلسله‏اى از نمایش‏هاى غم‏انگیز در کوچه و خیابان به اجرا در مى‏آید که همه آنها با خاطره مصیبت بزرگى که در دهم محرم یا عاشورا اتفاق افتاده، پایان مى‏پذیرد. در روز عاشورا صحنه‏هاى زیادى به معرض نمایش گذاشته مى‏شود حرکت کاروان کوچک از مکّه و ورود آنها به کربلاو جنگیدن آنها و سرانجام شهادت و اسارت زن‏ها و کودکان امام حسین(ع) توسط هنرپیشگان در نهایت اخلاص نشان داده مى‏شود، قبل از این مراسم نوحه مى‏خوانند و عدّه‏اى به زنجیر زدن و سینه زنى مشغولند. البته در شهر یزد کمتر تعزیه برگزار مى‏شود اما احساسات مذهبى مردمان این دیار جدى‏تر از اغلب شهرهاى ایران است. مجالس وعظ و روضه خوانى احساسات مذهبى مردم را تحریک مى‏کند و موجب مى‏شود که آن‏ها در حالت هیجان و از خودبیخود شدن زنجیر بزنند.(1)
اوژن اوبن که در در سال 1285 هجرى به ایران آمده است در سفر نامه‏اش مى‏نویسد: عاشورا بزرگترین روز ماتم و عزادارى است، از صبح زود دسته‏ها در چهارگوشه شهر تشکیل شده و به سوى بازار سرازیر مى‏شوند پیش از تجمع در سبزه میدان، ابتدا همه آنها طبق سنت مرسوم به امامزاده زید تهران سرى مى‏زنند، انبوه جمعیت، سراسر میدان، پشت بام‏ها و بالاى دیوارهاى خانه‏هاى مجاور را از سپیده صبح اشغال کرده‏اند، دسته‏ها از راسته‏ها و راهروهاى مختلف بازار به این میدان روى مى‏آورند هر دسته با علامت مخصوص در حرکت است. پنجه حضرت عباس، پرچم‏هاى سبز و سیاهى که به هم گره خورده‏اند یا علم‏ها و کتل‏هایى که بر بالاى آنها پره‏ها و تیغه‏هاى فلزى نصب کرده‏اند احتمالاً نهادهاى تشیع به شمار مى‏روند، اسبان سیاه پوش نشانه‏اى از اسبان حسین، فرزندان و برادرانش و اسبى خون آلود با کبوترى بر پشت آن که یادآور صحنه‏اى از شهادت امام سوم است، سینه زن‏ها با آهنگى موزون بر سینه مى‏زنند به طورى که جاى ضربان سرخ مى‏شود، عده‏اى زنجیر مى‏زنند و گروهى بر سرهاى خود گل مالیده‏اند. شعارها همراه با نوحه خوان تکرار مى‏گردد. شیعیان تنها به شنیدن مرثیه قانع نیستند و علاقه شدیدى دارند تا با اجراى نمایش‏هاى صحنه هایى از مصائب رهبران مذهبى را مجسّم و خوب درک و لمس کنند.(2) نوحه‏هاى سوزناک‏
دکتر ویلز که در زمان ناصرالدین شاه قاجار در شیراز بسر مى‏برده خاطرنشان مى‏نماید: در سراسر محرم اغلب شیعیان به احترام امام حسین(ع) در تمامى برنامه‏هاى عزادارى و سینه زنى شرکت مى‏کردند و لباس اکثریت آنان سیاه بود، غالب مردم حتى چند روز از آغاز محرم ملبس به این جامه مى‏گردند و تا هفته‏ها بعد از خاتمه محرم همچنان سیاهپوش هستند، قبل از شروع تعزیه فردى روحانى بالاى منبرى که در کنار صحنه رو به جمعیت قرار داده شده بود رفت و شروع به موعظه و شرح مصیبت حسینى و دلیل مقاومت امام مسلمین و قیام او بر علیه ستمگر زمان نمود. صدایش کاملاً رسا و جملاتش مؤثر، قاطع و گرم و اثر گذار بود، به محض ذکر نام حسین، ناگهان فریاد حاضران بلند شد و سینه زنان، ماتم سرایى مى‏کردند. صداى «حسین جان حسین جان» صادقانه و توأم با ناله و اشک آنان ولوله شگفتى ایجاد کرد. در این میان نوحه‏خوانى با تجربه که صداى گیرایى داشت به بالاى چهارپایه‏اى رفت و شروع به مرثیه سرایى نمود، سینه زنان عاشق حسین(ع) هم ضمن حلقه زدن به دورش، هم آهنگ و همراه با تکان دادن دست راست او، شروع به نواختن ضربه هایى محکم بر سینه هاى عریان خود کردند، با وجود سرخ شدن سینه‏ها ذوق زده همچنان مشغول عزادارى بودند.صحنه آن چنان منقلب کننده و هیجان‏انگیز گشت که حتى اروپائیان حاضر در مجلس هم عنان اختیار از دست دادند و تحت تأثیر این همه خلوص و آشفتگى، افسرده خاطر شدند پس از آن تعزیه آغاز شد، همه صحنه‏ها مهیّج و منعکس کننده ظلمى بى‏نظیر از سوى ظالم و مقاومتى تحسین برانگیز از طرف امام مظلوم بود.(3)
صحنه‏هاى سوگوارى چنان در این ایام تأثیر دارد که وقتى سون هدین هلندى براى تحقیق در کویرهاى مرکزى ایران، به این سرزمین مى‏آید و متوجه مى‏شود در طبس عزادارى است، مشتاق مشاهده آن مى‏گردد، و گزارشى از این مراسم در کتاب خود، کویرهاى ایران، مى‏آورد:
دو روز جلوتر از بزرگترین روز مذهبى شیعیان یعنى ماه محرم وارد طبس شدم، دهه اول این ماه به امام حسین اختصاص دارد، هیچ روزى از سال همچو عاشورا احساسات شیعیان را به این اندازه تحریک نمى‏کند. یاد حسین در تمام شهرهاى ایران با نوحه‏ها و ناله‏هاى بلند و اشک‏هاى گرم زنده مى‏شود و مردم به خاطر مرگ شهید بزرگ و شکست ظاهرى خاندان على گریه مى‏کنند. دلاورى‏هاى حسین مورد تقدیر قرار مى‏گیرد و از دشمنش یزید به نفرت و به بدى یاد مى‏شود. تمام ماجراى این بخش از تاریخ شیعیان با شبیه خوانى، روى صحنه مى‏آید.(4)
عزادارى چنان با حیات معنوى و اجتماعى مردم آمیخته است که هرگونه حادثه‏اى نمى‏تواند مانع برگزارى آن شود، در سال 1310 ه.ق که مرض وبا در ایران و تهران تعداد زیادى از مردم را تلف نمود به رغم بروز این بیمارى مهلک مردم تهران که در شهر مانده و به شمیرانات رفته بودند، و حتى کسانى که به مناطق خارج از تهران گریخته بودند با وجود از دست دادن عزیزان و بستگان خود و بیم ابتلاء به وبا، در ایام محرم به سوگوارى پرداختند. عین السلطنه مى‏نویسد: همه چیز گران است، هیچ چیز پیدا نمى‏شود و اگر هم پیدا شود خیلى گران مى‏باشد، روضه خوانى و خیرات به حدى در تهران و شمیرانات زیاد شده که چه نویسم، آش زین العابدین در تمام کوچه‏ها و گذرها طبخ مى‏شود دستجات سینه زن متصل درگردشند این در حالى است که در تبریز 8000 نفر و در تهران 20000 نفر بر اثر بیمارى وبا جان باخته بودند و در آن زمان جمعیت تهران زیاد نبود و این میزان درصد مهمى از سکنه آن را تشکیل مى‏داد. در سال بعد با وجود خطر وبا، مجالس عزادارى با شکوه هرچه تمام‏تر برگزار گردید و به علاوه فرنگى مآبى بیمارى دیگرى بود که موریانه وار مى‏خواست در ایمان و باورهاى مردم رسوخ کند و آنها را از سنت‏هاى مذهبى جدا کند.(5) اعتماد السلطنه ذیل وقایع محرم 1312 ه.ق به رواج فرنگى بازى و تأثیر سوء آن بر عزادارى محرم اشاره مى‏کند: مجالس روضه خوانى را کم دیدم، تکایایى بسته بودند بى رونق و بى اسباب و جمعیت در کوچه‏ها کم دیده مى‏شدند. روى هم رفته فرنگى بازى عقاید را سست کرده و نمى‏دانم این از براى ملت و دولت ایران خوب است یا بد. با وجود تلاش غرب گرایان در محرم 1312 ه.ق نیز مراسم محرم با شکوه و توأم با هیجان مردم برگزار شد. جمعه دوم محرم 1312ه.ق مسجد شیخ عبدالحسین که چند سال تجار ترک آنجا مفصلاً روضه خوانى مى‏کنند باز به همان تفصیل برپا بود. امسال با این گرما روضه خوانى از سال گذشته بیشتر است.(6) در دوران حکومت مظفرالدین شاه نیز عزادارى محرم با همان هیجان قبلى برگزار مى‏گردید و در سال 1316 ه. ق مجالس روضه خوانى بیشتر شده بود: از هر کوچه بگذرى اقلاً چهار پنج چادر زده‏اند در گذرها و سقاخانه‏ها و مسجد که الى ماشاءاللّه، دسته امسال زیاد است امّا حکم شده از محله خود به جاى دیگر نروند، تمام دسته‏هاى سینه زن امسال در حال حرکت بود.(7) در این سال افرادى روشنفکرنما و متمایل به غرب و نیز فرقه‏هاى ضاله به شدت مشغول فعالیت‏هاى تبلیغى بودند تا مردم را از شعائر مذهبى و خصوص عزادارى عاشورا جدا کنند امّا در صفر سال 1320 ه.ق با آن که نان در خراسان و تهران کمیاب شد و تهیه آن بسیار گران بود، عزادارى برپا شد، محرم سال 1321 ه.ق نیز به همین منوال گذشت. محرم سال 1323 ه.ق مصادف با نوروز بود. در این سال مردم عید نگرفتند ومراسم عزادارى باشکوه ویژه‏اى برگزار شد.(8) نفرت عزاداران از ستمگران معاصر خود
این گونه نبود که تظاهرات عزادارى در فعالیت‏هاى سیاسى و قیام‏هاى مردم بر علیه استبداد کارآیى نداشته باشد، در ماجراى قیام تنباکو وقتى تصمیم مى‏گیرند میرزاى آشتیانى را تبعید کنند، در منزل این فقیه مبارز عده‏اى از مردم اجتماع نمودند، بامداد روز دوشنبه 14 دى 1270 ه.ش بود، در بیت مزبور مراسم روضه‏خوانى و سوگوارى برپا بود، جمعیت بیشترى به سوى خانه میرزاى آشتیانى در حال حرکت بودند در حالى که عده‏اى از آنان پارچه سفیدى را از وسط پاره کرده و به عنوان کفن به گردن انداخته و نگرانى خود را از تصمیم ناصرالدین شاه مبنى بر تبعید مجتهدى مسلّم اعلام مى‏کردند.
حوالى ظهر وقتى جمعیت رو به کثرت رفت، زنها جلو و مردان دنبال آنان به سوى قصر سلطنتى چون سیلى خروشان روان شدند، بانوان با روبنده سفید و پیچه و چاقچور اغلب روى سر خود لجن مالیده و شیون مى‏کردند و ذکر یا حسین را با صداى بلند فریاد مى‏کردند، مردان نیز در فواصل در حالى که زنان سکوت مى‏نمودند فریاد مى‏کشیدند یا على یا حسین و بى اختیار اشک مى‏ریختند و گریه مى‏کردند فریاد اعتراض‏آمیز مردم که با ذکر یا حسین معطر مى‏گردید به همراه ناله و شیون تظاهر کنندگان، کامران میرزا نایب السلطنه را در موجى از هراس و نگرانى فرو برد، چهره‏اش به زردى گرائید و با صداى گرفته و لرزان خطاب به معترضین گفت: هیچ یک از علما را اجازه نمى‏دهیم بیرون بروند، خاطرتان جمع باشد، این همه فریاد و فغان نکنید ولى چون مشاهده کرد کسى به گفتارش ترتیب اثر نمى‏دهد و بیم ضرب و شتم مى‏رود به داخل ارک سلطنتى گریخت، جمعیت به راهپیمایى خود ادامه داده و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده مى‏گردید و بدون استثناء همگى از زن و مرد فریاد مى‏زدند «یا على»، «یا حسین»، «واشریعتا وااسلاما» خروش و خشم مردم که ذکر یا حسین بر آن قداست مى‏بخشید کاخ سلطنتى را به تزلزل درآورد، برخى از افراد وابسته به دربار از شدت خوف غش نموده و بیهوش شدند کامران میرزا دستور داد توپ‏هاى ته پر کروپ را بیرون آورده، در اطراف عمارات سلطنتى نصب نمایند، در کاخ گلستان شاه بدون آن که سخنى بگوید، آشفته و عصبانى به نظر مى‏رسید. اگرچه در این ماجرا، دستور شلیک اسلحه به سوى مردم داده شده و عدّه‏اى را به خاک و خون کشیدند ولى مقاومت مردم با تأثیرپذیرى از فرهنگ عاشورا به رهبرى علماء به پیروزى رسید و امتیاز تنباکو لغو گردید.(9) سوگوارى و قیام مشروطه‏
نهضت مشروطیت نیز متأثر از عزادارى‏هاى محرم مى‏باشد، قیام مزبور، به رهبرى علماى دینى و به منظور مبارزه با استبداد و اجراى قوانین اسلام، صورت گرفت. البته به دلیل نفوذ عناصر بیگانه و برخى شیفتگان فرهنگ غربى این حرکت از مسیر اصلى خود جدا گشت امّا نمى‏توان این واقعیت را انکار کرد که اوج قیام مشروطه از مساجد، مجالس روضه خوانى، و هیأت‏هاى عزادارى آغاز گردید. در روز سوم محرم سال 1323 ه.ق در منزل آیة اللّه بهبهانى روضه خوانى برپا بود، در عاشوراى همین سال عوامل حکومتى راه اندازى دسته‏هاى سوگوارى را منع کردند امّا مؤثر واقع نشد و مردم ترتیب اثر ندادند. در محرم سال 1324 ه.ق علما در صحن بارگاه حضرت عبدالعظیم حسنى تحصن کردند و از شاه خواستار برقرارى حکومت قانون گشتند که با موافقت وى روبرو گردید. در هفدهم محرم در تکیه خونگاه، در مجلس روضه سید محمد طباطبایى، شریف الواعظین قمى از غربت اسلام و تلاش علما براى نصرت دین سخن گفت، سال بعد نیز در حالى آغاز گردید که مردم مشغول عزادارى بودند و مسایل مشروطه هم به نحوى جدّى‏تر مطرح گشت، عدّه‏اى از خطباى معروف در مجالس روضه خوانى درباره ترغیب مردم به اجراى عدالت و حفظ قانون سخنرانى کردند، در آغاز محرم همین سال (1325 ه.ق) در تبریز در دسته‏هاى سینه زنى هیجانى بوجود آمد و طى آن بر اثر تیراندازى کارگزاران حکومتى پنج نفر کشته شدند شدت تأثیرگذارى روضه‏ها بر قیام مردم بدان حد رسید که در پنجم محرم این سال اعضاى انجمن مخفى مأمور گردیدند به مجالس روضه خوانى بروند و سخنان مخالفین را گوش کرده، گزارش آن را به انجمن مزبور ارائه کنند. روز هشتم محرم ادارات به دلیل انجام مراسم عزادارى تعطیل گردید. در سال 1326 ه.ق حرکت دسته‏هاى عزادارى قابل توجه بود، عین‏السلطنه گزارش نموده است. پنج شنبه ده محرم 1326 ه.ق در مسجد شیخ عبدالحسین جا نبود، تمام بازار انبوه از زن و مرد بود، دسته‏هاى سینه زن متصل مى‏آمدند. در 27 جمادى الثانى 1327 ه.ق تهران به دست مشروطه خواهان تسخیر شد و محرم سال 1328 ه.ق موقعى فرا رسید که این شهر در اختیار مشروطه خواهان بود، بنا به گزارش مورخان، در این ایام برخى افراد به ظاهر ملّى گرا در صدد بودند از ابهت و شکوه مجالس عزادارى بکاهند اما موفق نشدند و در شنبه دهم محرم 1328 ه.ق در مجلس شوراى ملى روضه خوانى برقرار شد، دستجات سینه زن و عزادار نیز در حال ح
رکت بودند، عزیزالسلطان درباره روز بعد، نوشته است: عصرى یک ساعت به غروب مانده پیاده به مجلس رفتم، روضه بود امّا جمعیت موج مى‏زد، راه بند بود، دسته سینه زن هم مى‏آمد و مى‏رفت و توى عمارت و گالرى از جمعیت مملو گشته بود و در بالاخانه در اغلب اتاق‏ها روضه مى‏خوانند، در محرم سال 1329 ه.ق در منزل سید احمد و سید محمد طباطبایى و مجلس شوراى ملى مراسم ماتم دارى برپا بود، در سال 1330 ه.ق نیز این مراسم با شکوه خاصى منعقد مى‏شد اما در عاشوراى این سال در تبریز قواى متجاوز روس ثقةالاسلام تبریزى و چند نفر دیگر از مبارزان را به شهادت رسانیدند.(10) گزارش‏هاى متعددى از رونق مراسم عزادارى در سال‏هاى 1331 تا 1338 ه.ق
حکایت دارند، احمد کسروى با وجود نفرت از آداب و رسوم شیعیان از مراسم روضه خوانى تبریز سخن گفته است: ذیحجه سال 1337 ه.ق به دلیل انعقاد قرار داد وثوق الدوله نخست وزیر وقت با انگلستان علما از مردم خواستند که مساجد را سیاهپوش کنند و عموم مردم را علیه این حرکت استعمارى ترغیب کنند.
جمعى از وعاظ نیز در مجالس روضه خوانى علیه قرارداد ننگین مزبور سخنرانى کردند، بنابراین عزادارى‏هاى محرم در روند انقلاب مشروطه، پیروزى مردم بر استبداد و تداوم این نهضت نقش اساسى و محورى داشته است.(11) مبارزه علما با خرافات و آفات عزادارى‏
رسوخ فرهنگ پادشاهان به عزادارى‏ها و متون نوحه‏ها و نمایش‏هاى مذهبى تعزیه و نیز آمیخته شدن خرافات و برخى مطالب وهن آلود موجب گردید تا علماى شیعه ضمن حمایت از سوگوارى سنتى و نقش آن در استحکام ارزش‏هاى شیعه در قلوب مؤمنان، به انتقاد از برخى از آداب و رسوم عزادارى بپردازند میرزا حسین نورى معروف به محدث نورى(1320 - 1254 ه.ق) براى مبارزه با برخى از این عوام زدگى‏ها و آفت‏هاى ناگوار کتاب پر ارج لؤلؤ و مرجان را
در سال 1319 ه.ق تألیف کرد و چون رودى با صفا و اخلاص خروشید و فریاد زد و برآشفت و در برابر تحریف‏گران ایستاد و خاطرنشان ساخت نباید براى گریانیدن مردم به دایره عصیان و امور ناروا پاگذارد و در روضه‏ها و نوحه‏ها مطالبى غیر واقع و کذب مطرح کرد، اخلاص و صدق شرط اصلى کسى است که مى‏خواهد مردم را از مصایب اباعبداللّه و سایر ائمه باخبر سازد و اشک آنان را جارى نماید.(12)
شخصیت دیگرى که در این عصر از وجود خرافات و مطالب وهن آلود در عزادارى ناراحت بود، مرحوم میرزا محمد حسین نائینى (1350 - 1277 ه.ش) مى‏باشد. او که مبارزه با استبداد را در مکتب امام حسین(ع) آموخته بود، در کنار آخوند خراسانى براى برپایى و اجراى قوانین الهى، پاسدارى از سنت‏هاى الهى و رعایت حرمت مردم به حمایت از مشروطه برخاست و هنگامى که اشغالگران بخش وسیعى از خاک عراق را تصرف کرده بودند، وارد صحنه گردید و علیه استعمارگران حکم جهاد داد و حتى دولت دست نشانده انگلیس در عراق را نپذیرفت.(13)
آیة اللّه نائینى در پاسخ استفتایى راجع به عزادارى، چنین نوشته است: بدیهى است که بیرون آوردن هیأت عزا و سوگوارى براى اباعبداللّه الحسین(ع) در دهه عاشورا و غیر آن در راهها و خیابان‏ها به نحوى که معمول است از آشکارترین مصادیق عزاى سالار شهیدان مظلوم کربلاست که رجحان آن بر هر مسلمانى روشن است و آسان‏ترین راه براى تبلیغ هدف بزرگ امام حسین(ع) (ترویج قرآن و دین مبین اسلام) براى هر دور و نزدیکى است لکن باید این شعائر بزرگ از هرگونه محرمات مانند آوازه خوانى و استعمال آلات لهو و لعب و نزاع براى جلو و عقب رفتن بین دو هیأت عزا یا دو محله، خالى باشد. باید در هیآت عزا محرمات شرعى رعایت گردد.(14) بنابراین دلیل مخالفت علماء با عزادارى این بوده است که مبادا در این مراسم، از فرهنگ عاشورا فاصله گرفته شود و سوگوارى‏ها با امور خلاف شرع و عقل مخلوط نگردد تا درسى از مبارزه و فداکارى و نمونه‏اى درست براى امر به معروف و نهى از منکر باشد. رضاخان و ماتم دارى‏هاى محرم‏
هنگامى که رضاخان به قدرت سیاسى نرسیده بود، خود را مسلمان متعصب معرفى مى‏کرد چون مى‏دانست مذهب در فرهنگ ایرانیان، ریشه‏اى عمیق و گسترده دارد و اگر برخلاف آن گام بردارد موفق نخواهد بود بنابراین براى جلب توجه مردم و روحانیون به زیارت عتبات مى‏رفت و در دسته‏هاى عزادارى محرم شرکت مى‏کرد و مجالس روضه خوانى ترتیب مى‏داد. او طى سال‏هاى 1299 تا 1304 ه.ش که دوران انتقال قدرت بود، چهره‏اى مذهبى به خود گرفت و حتى در محل استقرار نیروهاى قزاق مراسم عزادارى به راه مى‏انداخت.(15) سلیمان بهبودى که سالیان متمادى در دربار پهلوى خدمت کرده و از چاکران مورد اعتماد رضاخان بوده است مى‏نویسد: دسته که راه مى‏افتاد معمولاً افراد رسته پیاده در جلو به طور دسته جمعى در حرکت بودند حضرت اشرف (رضاخان) و سایر درجه‏داران جلوى دسته قزاقان بودند. و شخص معینى که در دامن خود کاه داشت به طور پراکنده بر سر دیگران مى‏پاشید و موزیک عزا هم بود در یکى از روزها سینه زن‏هاى قزاق این نوحه را مى‏خواندند.
اگر در کربلا قزاق بودى‏
حسین بى‏یاور و تنها نبودى‏

در بین تماشاچیان گروهى از اهالى رشت بودند که در زمان قیام کوچک خان در زد و خورد قزاق‏ها با قواى وى، مورد چپاول و غارت قرار گرفتند که در جواب نوحه خوانى قزاق‏ها این نوحه را ساختند و گفتند:
اگر در کربلا قزاق بودى‏
چادر از سر زینب مى‏ربودى(16)

حسن اعظام قدسى که خود شاهد شرکت رضاخان در مراسم سوگوارى بوده است، مى‏نویسد: سردار سپه روز دهم محرم، عاشورا را به همراه دسته قزاق با یک هیأت از صاحب منصبان در جلو و افراد با بیرق و کتل با نظم و تشکیلات مخصوص از قزاقخانه حرکت مى‏داد، این دسته از میدان توپخانه و خیابان ناصریه به بازار مى‏آمد. صاحب منصبان در جلو و در جلوى آنها سردار سپه با یقه باز و روى سرش کاه بود و حرکت مى‏کرد، غالب آنها بر سر خود گل مالیده بودند.(17)
عین السلطنه سالور مى‏نویسد: یک دسته نظامى با صاحب منصب زیاد که جلو آنها سردار سپه حرکت مى‏کرد، سرو پاى برهنه در بازار دیده مى‏شد.(18)
امام خمینى مى‏فرماید: «من از همان زمان از کودتاى رضاخان تا امروز شاهد همه مسایل بوده‏ام، رضاخان آمد و ابتدا با چاپلوسى و اظهار دیانت و سینه زدن و روضه به پا کردن و از این تکیه به آن تکیه رفتن در ماه محرم مردم را اغفال کرد.»(19) امام در جاى دیگر متذکر مى‏گردند «...از باب این که قضیه سیدالشهدا سلام اللّه علیه خیلى اهمیت دارد روى آن نقطه خیلى پافشارى کرد، خودش روضه مى‏گرفت و در تکایایى که روضه‏ها بودند پاى برهنه مى‏گفتند مى‏رود آنجاها، تکایا مى‏رود و مردم را گول مى‏زد به همین حربه که مردم به آن توجه داشتند که این را مى‏خواستند لکن او بر ضد مردم مى‏خواست درست کند.»(20) و در دیدار با دانشجویان مى‏فرمایند: «رضاخان بعد از این که کودتا کرد و آمد تهران را گرفت، به صورت یک آدم مقدّس اسلامى خدمتگزار ملت درآمد. حتى در جلسه هایى که در محرم انجام مى‏گرفت در تکیه‏هاى زیادى که در تهران بود، آن وقت مى‏گفتند او مى‏رود و شرکت مى‏کند و درستجاتى که از نظامى‏ها در تهران بیرون مى‏آمد من خود دیده‏ام و مجلس روضه‏اى که از طرف رضاخان با شرکت خودش تأسیس مى‏شد من یکیش را خودم دیده‏ام. این بود تا وقتى که حکومتش مستقر شد اغفال کرد ملت را تا این که جاى پایش محکم شد.»(21)
طبیعى است وقتى عامه مردم چنین واقعه‏اى را از وزیر جنگ مشاهده کنند، او را به عنوان شخصى مذهبى و پاى بند به شعائر شیعه و ملتزم به سوگوارى مى‏شناسند و این موضوع براى افراد خوش باور به نوعى تأییدپذیر بود امّا رفته رفته رضاخان سیاست خود را در مخالفت با آیین‏هاى مذهبى به اجرا گذاشت و در محرم سال 1310 ه.ش در هنگامى که دسته راه انداختن، سینه زنى و زنجیرزنى در پاره‏اى از مناطق کشور ممنوع شده بود، رضاخان به نقل از سردار اسعد که خود شاهد ماجرا بوده، در تکیه دولت حضور یافت و آنجا روضه ساده‏اى خوانده شد امّا به همین روضه مختصر ایراد داشت.(22) به رغم این تنگناها و فشارها مردم با هیجان زاید الوصفى مراسم عزادارى را برگزار مى‏نمایند، خانم مریت هاکس در خاطرات سفر به ایران مى‏نویسد: «در این ده روز مجالس بسیارى برگزار مى‏شود که مؤمنان براى شنیدن سرگذشت حزن‏انگیز امام حسین اجتماع مى‏کنند و حاضران در مجلس نوحه سرایى مى‏کنند و مى‏گریند و هر روز شیفته‏تر و هیجان زده‏تر مى‏شوند، هر شب سر و صدا افزایش مى‏یابد و گریه و زارى تا آخرین ساعات شب ادامه دارد، هرچند (عزادارى) را ممنوع کرده‏اند.»(23)
سخت‏گیرى رژیم رضاخان نسبت به سوگوارى‏هاى محرم شدت بیشتر مى‏یافت و بر اساس بخشنامه محرمانه وزارت داخله در 28 اسفند 1314، در ایام سوگوارى محرم و صفر راه انداختن دسته‏ها ممنوع شد.(24)
فشارها به حدى رسید که حتى در حوزه‏هاى علمیه و مجالس ترحیم از ذکر مصائب اباعبداللّه ممانعت به عمل آمد(25) در دستورالعمل‏هاى بعدى بستن دستمال یا روسرى براى شرکت در مجالس روضه خوانى ممنوع گردید و در سال 1316 ه.ش طى اطلاعیه محرمانه وزارت داخله، روضه خوانى ممنوع شد. اعلام گردید جلوگیرى از روضه خوانى و خارج کردن مردم از خرافات و آشنا نمودن مردم به تمدن امروز وظیفه اساسى دولت در مسایل داخلى است.(26)
با این وجود شیعیان مشتاق در سیاهترین شرایط و تحت شدیدترین فشارها در داخل زیرزمین‏ها و هنگام نیمه شب و سحرگاهان براى امام حسین(ع) و یارانش مراسم ماتم برپا مى‏کردند.
یک بار ملک الشعراى بهار به شوکة الملک امیرقائنات گفته بود: شکر خدا که شهر ما دیگر آب لوله کشى هم دارد، برق، مدرسه و راه هم دارد، دیگر مردم چه مى‏خواهند که در مواقعى شکوه دارند و به این طرف و آن طرف شکایت خود را منعکس مى‏کنند، شوکةالملک در همان روزهایى که روضه خوانى و سوگوارى ممنوع بود، به بهار چنین پاسخ داد: آقا این‏ها برق نمى‏خواهند، محرم مى‏خواهند، این‏ها مدرسه نمى‏خواهند، اینها عاشورا مى‏خواهند، کربلا را به این‏ها بدهید، همه چیز به آنها داده‏اید.(27) آرى رضاخان وقتى صاحب قدرت شد، به مردم نشان داد که تمام آن ظاهر سازى‏هاى قبلى چیزى جز فریب و نیرنگ نبوده است و سیاست مذهب زدایى را به اجرا درآورد. پاورقی ها:پى‏نوشت‏ها: - 1. اقتباس از سفرنامه فرد ریچاردز، ترجمه مهین دخت صبا، ص 242 - 235. 2. ایران امروز، اوژن اوبن، ترجمه على اصغر سعیدى، ص 188 - 187. 3. سفرنامه دکتر ویلز، ترجمه غلامحسین گراگزلو، ص 326. 4. کویرهاى ایران، سون هدین، ترجمه پرویز رجبى، فصل 38. 5. روزنامه خاطرات عین السلطنه، قهرمان میرزا سالور، به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران اساطیر، 1374، ج اول، ص 971 و 594 . 6. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص 971. 7. خاطرات عین السلطنه، ج 2، ص 125. 8. یادداشت‏هاى ملک المورخین، ص 23 و 24؛ روزنامه خاطرات عزیز السلطان، به کوشش محسن میرزایى، تهران، زوّار، 1376، ج اول، ص 614 - 613. 9. تحریم تنباکو، ابراهیم تیمورى، ص 161 - 157؛ تحریم تنباکو، محمد رضا زنجانى، ص 187 - 185. 10. روزنامه خاطرات عین السلطنه سالور، ج 2، ص 1165 و 1171 ؛ ج سوم، ص 2273، ج 81، ص 2280؛ روزنامه خاطرات عزیزالسلطان، ج سوم، ص 1677، 1740، 1966، 2183، شیعه‏گرى، احمد کسروى، ص 34 و 56. 11. تعزیه دارى و شبیه خوانى از زمان دیلمیان تا امروز، محیط طباطبایى، روزنامه اطلاعات، شماره 14906، از مرثیه تا تعزیه از نگارنده، ص 92 ؛ کندوکاوى در تعزیه و تعزیه خوانى از نگارنده، ص 64. 12. نک: لؤلؤو مرجان، محدث نورى. 13. گلشن ابرار، ج دوم، ص 551. 14. البکاء الحسینى، سید حسین طباطبایى، ص 482 و 483. 15. تحولات سیاسى و اجتماعى ایران در دوران پهلوى، دکتر علیرضا امینى، ص 34 و 35. 16. خاطرات سلیمان بهبودى به اهتمام غلامحسین میرزاصالح، تهران، طرح نو، ص 11، تاریخ بیست ساله ایران، حسین مکّى، ج دوم، ص 126 و 127. 17. زندگانى من، حسن اعظام قدسى، ج دوم، ص 52. 18. روزنامه خاطرات عین السلطنه سالور، ج 8، ص 6507 و 6506. 19. تبیان، دفتر بیستم (تاریخ معاصر از دیدگاه امام خمینى (ره)) ص 81. 20. همان، ص 82 - 81. 21. همان، ص 82. 22. خاطرات سردار اسعد بختیارى، به کوشش ایرج افشار، تهران، اساطیر، ص 242 - 241. 23. ایران افسانه و واقعیت، مریت هاکس، ترجمه محمد حسین نظرى نژاد، محمد تقى اکبرى و احمد غایى، ص 191 - 189 (ضمناً این گزارش مربوط به سال 1311 ه.ش است). 24. واقعه کشف حجاب، ص 200، خشونت و فرهنگ، ص 16. 25. بغض پنهان، جام جم، شماره 822. 26. خشونت و فرهنگ، ص 26 و 128. 27. درخت جواهر، محمد ابراهیم باستانى پاریزى، ص 216 و 215 و نیز از سیر تا پیاز، همان مؤلف، ص 553 و 476.