مشورت پشتوانه دولت‏

نویسنده




این روزها سخن از ضعف ساز و کار مشورت در دولت و برخى بازتابهاى آن است پیش از آنکه به تأیید یا رد این نگاه نسبت به دولت جدید بپردازیم، مناسب است به جایگاه مشورت از دیدگاه عقل و شرع و تجربه نگاهى بیفکنیم.
از منظر عقل، جاى تردید نیست که همه عقلاى عالم مشورت را مى‏ستایند و به آن ارج مى‏نهند و در عمل از آن بهره مى‏گیرند. دلیل مطلب این است که عقل و خرد آدمیان محدود است و عقل محدود نمى‏تواند به همه جوانب یک موضوع احاطه پیدا کرده و صواب‏ترین رأى و نظر را برگزیند. به جز بندگان برگزیده خدا انبیاء و ائمه هدى، هیچکس نمى‏تواند ادعا کند تفکر و اندیشه‏اش به انتخاب درست و بدون خطا دسترسى دارد. با توجه به این مقدمه بدیهى، نیاز انسان به مشورت و استفاده از عقل و تجربه دیگران اصلى است انکارناپذیر که انکار آن جز استبداد به رأى نخواهد بود که عواقب نامطلوب آن تباهى و گمراهى و هلاکت است.
به این مطلب سخن ارشادى امیرمؤمنان(ع) هدایتگر است آنجا که مى‏فرماید: «من استبد برأیه هلک و من شاور الرجال شارکها فى عقولها؛(1) هر کس مستبد به رأى باشد هلاک شود و آن کس که با مردان مشورت کند شریک عقل و خرد آنان باشد و از آنان بهره خواهد گرفت.
این کلام حکمت‏اش به آثار سودمند مشورت در بهره‏مندى از عقل مردان خرد و اندیشه و صاحبان فکر صحیح اشاره دارد و به عواقب استبداد به رأى مى‏پردازد که همانا هلاکت و ناکامى و بدفرجامى است در این جهت میان مسائل فردى و اجتماعى فرقى نیست و همه را شامل مى‏گردد با این تفاوت که در مورد فرد عواقب نامطلوب به افراد محدود مى‏شود اما در مسائل اجتماعى خرابى و ناکامى ملک و ملت را در بر مى‏گیرد و در عرصه سیاسى بدفرجام‏ترین دولتها و ملتها کسانى بوده‏اند که حاکمان خودکامه بر آنها حکم مى‏رانده که حاضر نبودند به رأى خردمندان و حکیمان ارج نهند و از رهنمود آنان بهره گیرند.
قابل ذکر در همین فراز سخن اینکه استبداد به رأى نه تنها حاکمیت را از اتخاذ یک سیاست عاقلانه محروم مى‏کند بلکه عقل و خرد ناصحان را بى‏اثر و ناکام مى‏سازد، در فضاى استبداد نه تنها اندیشه‏ها رشد نمى‏کند بلکه بسیارى از خردمندان و مصلحت اندیشان نیز به پاى استبداد قربانى مى‏شوند و یا به جاى اینکه چراغ راه ملت‏ها و دولتمردان باشند توجیه‏گر سیاستهاى جاهلانه مستبدان شده و به کاسه لیسى و نوکرى تن مى‏دهند اینست که عقل و خرد مى‏میرد و مصالح ملتى به پاى این سوداگرى قربانى مى‏شود. بنابراین استبداد به رأى شخص مستبد را به هلاکت مى‏کشاند و عامل تباهى ملک و ملت نیز مى‏شود. نظام شورائى در اسلام‏
شریعت والاى اسلام به اصل مشورت و شورا بیشترین اهتمام ورزیده و همانگونه که مى‏دانیم قرآن کریم مشورت در مسائل اجتماعى را در زمره صفات اهل ایمان مى‏شمارد: «والذین استجابوا لربهم واقاموا الصلاة و امرهم شورى بینهم و مما رزقناهم ینفقون؛(2) آنانکه دعوت پروردگارشان را اجابت کنند و نماز را بپادارند و امورشان را با مشورت سامان دهند و از آنچه روزى داده‏ایم انفاق مى‏نمایند.»
جالب است که آیه کریمه فوق، مشورت در امور جامعه اسلامى را در ردیف نماز، زکات و اجابت دعوت الهى قرار داده که وابستگى سیاست و عبادت و اقتصاد را بیانگر است و پاسخى است به آنانکه میان دین و سیاست مرزبندى مى‏کنند که این خود موضوع دیگرى است.
جایگاه مشورت به پایه‏اى است که نه تنها مردم عادى بدان نیاز دارند بلکه خداوند حکیم پیامبر بزرگوار خود را که عقل کل است به مشورت فرا مى‏خوانده و مى‏فرماید: «فبما رحمة من اللّه لنت لهم ولو کنت فظّاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوکل على اللّه انّ اللّه یحبّ المتوکلین؛(3) در پرتو رحمت الهى با مؤمنان نرمخو شدى و اگر بد خلق و سنگدل بودى از پیرامونت پراکنده مى‏شدند، پس، از آنان در گذر و براى آنها طلب آمرزش کن و در کارها به مشورت بپرداز و آنگاه که عزم کارى کردى به خدا توکل کن که خدا توکل پیشه‏گان را دوست مى‏دارد.»

این آیه کریمه - همانگونه که ملاحظه مى‏کنیم - به بیان چند مطلب اخلاقى و اجتماعى مى‏پردازد: در آغاز از نرم خوئى پیامبر (ص) به عنوان یک خلق ستوده یاد مى‏کند و تأکید مى‏ورزد که تندخوئى و سخت دلى موجب پراکندگى مردم از پیرامون حضرتش خواهد شد و این خود یکى از دستورالعمل‏هاى مدیریت در جامعه اسلامى است که رهبران دینى و زمامداران باید آغوش مهرشان براى مردم گشوده باشد همانگونه که امروزه شعار مهرورزى در سیاست دولت عنوان مى‏شود که البته اگر از شعار به وادى عمل آید محور وحدت است و همدلى و صمیمت خواهد بود. و در همین حال آیه کریمه تأکید مى‏ورزد که پیامبر(ص) براى خطاکاران امت آمرزش طلبد و از خطاها و لغزش‏هاى آنان درگذرد و سخت گیر نباشد و بدینوسیله در هدایت آنان بکوشد که این خود یک بحث اخلاقى اجتماعى است که مسؤولان امر نباید از آن غفلت ورزند که موضوع لطیف و آموزنده و راهگشا جهت پیوند امت با رهبران و حاکمان و دولتمردان است.
اما آنچه محور بحث ماست توصیه به مشورت به شخص پیامبر است، در حالى که رسول گرامى اسلام از بالاترین منزلت علم و حکمت و عصمت برخوردار است و به فکر و نظر دیگران نیاز ندارد. پس مشورت با کدامین فلسفه به عقل کل توصیه شده است؟ شاید رمز مطلب این باشد که در نظام تشریعى و مدیریتى اسلام به اصل مشورت و نظام شورائى بها داده شود و به عنوان یکى از مسائل راهبردى مطرح گردد تا بدانجا که شخص پیامبر(ص) نیز بدان مأمور مى‏شود تا دیگر رهبران و حاکمان نیز بیاموزند که بدون مشورت با اهل حل و عقد تصمیم‏گیرى نکنند، مردم را در مسائل سیاسى اجتماعى مشارکت دهند. به عبارت دیگر توصیه پیامبر به مشورت دو نکته را در بر دارد یکى اینکه درسى باشد براى دیگران که مستبد به رأى نباشند و از مشورت و رایزنى در امور غفلت نورزند و این اصل به فراموشى سپرده نشود دیگر آنکه به عقل مردم بها داده شود و بالندگى خرد و اندیشه را موجب گردد و از مشارکت مردم در امور استفاده شود و شخصیت و اعتماد به نفس امت احیا گردد چرا که مشورت، پیام شایستگى و لیاقت براى مستشار است و این اعتماد و باور مردم نسبت به خود را همراه دارد که در نظام اسلامى جایگاه شایسته‏اى دارد.
نکته قابل ذکر دیگر در آیه کریمه اینست که پس از دستور به مشورت از عزم و توکل سخن مى‏گوید، با این بیان که عزم و تصمیم نهائى پس از مشورت از آن پیامبر است، یعنى مشورت موضوعى را در بستر افکار و اندیشه‏ها قرار مى‏دهد تا در مورد آن به بحث و شور بپردازند اما در نهایت عزم و اقدام با رهبرى نظام است بویژه شخصیت والائى چون پیامبر اکرم(ص) و البته مى‏توان این قاعده را به جانشینان قانونى و شرعى پیامبر تسرى داد که خود بحث دیگر است.
بنابراین حسن مشورت و رایزنى اصلى است انکارناپذیر که عقل و شرع بدان گواهى مى‏دهد. سخنى با دولت محترم‏
و اما آنچه در صدر مقال بدان اشاره شد، عملکرد دولت است که نیاز به بحث و بیان دارد. بدون شک دولت نیز بر آن نیست که بدون مشورت و رایزنى به اداره کشور بپردازد و یا نسنجیده به انتخاب مدیران اقدام کند اما نکاتى در اینجا وجود دارد که توجه دولت را بدان جلب مى‏کنیم.
دولت محترم مقدارى بسته عمل مى‏کنند چه در باب مشورت‏ها و چه گزینش‏ها، بسته فکر مى‏کنند چرا که دائره مشورت‏ها را گسترش نمى‏دهند بلکه آن را به جمعى از همکاران درونى تشکیلات محدود مى‏سازند اینست که تصمیم‏گیرى‏ها بعضاً ناقص و ناکام است. اینجانب در روزهائى که رئیس جمهور محترم براى معرفى وزیران خود در مرحله نخستین به مجلس آمدند نامه‏اى نوشتم که موضوع اصلى آن بحث مشورت بود و تأکید نمودم که در مشورتها از دائره پیرامون خود فراتر رفته و از دیگر صاحبنظران که سابقه و تجارب عمیق در دوران انقلاب دارند استفاده کنند، جوان گرائى خوب ولى بسیارى نکات را مردان تجربه دیده درک مى‏کنند که جوانان به ژرفاى آن راه ندارند، به سراغ اینان نیز باید رفت. امروزه بحمداللّه تعامل خوبى میان ارکان نظام وجود دارد و قطعاً در گذشته فرصتى به این خوبى فراهم نبوده است چرا از این فرصت استفاده نمى‏شود، چرا باید بسته فکر شود و بسته اقدام گردد و سنجیده‏تر عمل نشود؟
با تعامل کم نظیرى که میان مجلس و دولت وجود دارد آیا بهتر نبود در مورد معرفى وزیران پیشنهادى قبل از رأى‏گیرى مشورت لازم مى‏شد تا اینهمه وقت براى بحث و نظر و رد و ایراد صرف نشود و تعدادى از وزیران پیشنهادى رد نشوند؟! نباید در گزینش همکاران و مدیران بسته و یکجانبه عمل کرد که سبب انزواى دولت مى‏باشد. در طول سالها مدیریت کشور قطعاً افراد کاردان و مجرب و با ایمان وجود دارند که اینها سرمایه‏هاى کشورند چرا از اینها استفاده نشود؟ و یا حداقل به عنوان مشاور مورد مشورت قرار نگیرند. جابجائى مدیران هر چند در گذشته نیز بوده ولى به نظر مى‏رسد آیه‏اى درباره آن از آسمان نازل نشده است. گذشته‏ها خطى و جناحى عمل مى‏کرده‏اند و این سیره غلطى بوده، بنابر اصل شایسته سالارى است نه خط و جریان سیاسى با توجه به این اصل قدرى باید سعه صدر نشان داد از نیروهاى کارآمد و شایسته که در گذشته هم بوده‏اند بهره گرفت و با آنان مشورت کرد. علاوه بر اینها در جامعه ما و در حوزه و دانشگاه چهره‏هاى قوى وجود دارند، نمایندگان مردم در مجلس هستند و بالاتر از همه مراجع معظم تقلید که نگرانیهائى دارند و حتماً بر دولتمردان است با آنان بیشتر تماس بگیرند و از رهنمودهاى آنان استفادده کنند از مشورت‏هاى لازم با دیگر صاحبنظران دریغ نورزند که سر از نوعى استبداد بیرون آورد. به امید آنکه دولت اصولگرا که امید میلیون‏ها انسان مؤمن را همراه دارد عمیق‏تر، سنجیده‏تر و اصولى‏تر عمل کند و در راه اهداف عالیه خود موفق باشد... پاورقی ها:پى‏نوشت‏ها: - 1. نهج البلاغه، قصار 161.2. سوره شورى، آیه 38.3. سوره آل عمران، آیه 159.