رابطه علم و دین از دیدگاه علامه طباطبایى






و حاشا الشریعه الحقه الالهیه البیضإ ان تکون احکامها مصادمه للمعارف الیقینیه الضروریه و تبا لفلسفه تکون قوانینها غیر مطابقه للکتاب والسنه
(ملاصدرا, اسفار, ج1, مقدمه مولف)
هرگز احکام شریعت حقه الهیه با معارف یقینى ضرورى در تعارض نیست و بشکند فلسفه اى که قوانین اش با قوانین کتاب و سنت هماهنگ نیست.

پیشگفتار
انسان قرن بیستم با تمام رشد و توانمندى علمى و صنعتى خویش توجه و رویکردى ((نظام مند)) به پدیده دین پیدا کرده است و به کاوش و پژوهش در ابعاد مختلف دین پرداخته است, متفکران جهان در کنار دین مسکن گزیده اند و به ژرف کاوى در مسائل دینى پرداخته اند و هم چون تشنگانى در پى سیراب نمودن عطش معنوى خویش از اقیانوس بیکران دین هستند گرچه برخى از کاوش ها و تکاپوها جلاى انصاف و بى غرضى ندارد لکن اگر دینداران, وظیفه دینى و عقلانى خویش را در روشن ساختن ابعاد و جوانب مختلف دین ایفا کنند و با استفاده از سبک هاى نوین در تدوین و نگارش کتب و رساله هاى جدید و حتى استفاده از روش هاى پیشرفته مباحث علمى جهان, الگوى نوین معرفت و فقاهت را طراحى نمایند و به جبران کاستى هاى معرفت شناسى و هستى شناسى بپردازند, نقشه هاى شوم و پلید بدخواهان دین نقش بر آب مى شود. یکى از وظایف مهم متفکران دینى و صاحبنظران اسلامى ((ارائه نظریات و مبانى معرفت شناسى و آراى دین شناختى همراه با شبهه زدایى))(1) است.
مرحوم علامه طباطبایى از متفکران بزرگ دینى است که بزرگ ترین مشغله فکرى خود را ((مبانى معرفت شناسى و نظام ارزشى)) و به عبارت دیگر ((دین شناسى و ابعاد و وجوه متعدد آن)) قرار داده و آراى عمیق و دقیق و نوینى ارایه داد که به قول حکیم شهید مطهرى با گذشت سالیان دراز, عظمت ایشان و افکار و اندیشه هاى بلند او روشن خواهد شد.
بدون شک گردآورى آرإ علامه طباطبایى پیرامون دین و دفاع عقلانى از دین و تإمل در آراى معرفت شناختى و دین شناختى ایشان, ثمرات و نتایج درخشانى براى محققان و پژوهشگران دین شناس خواهد داشت و زمینه هاى تحقیق را در امر دین بیش از پیش باز خواهد کرد. در عصر ارتباطات و اطلاعات انسان نمى تواند خود را از امواج فکرى برخاسته از سوى دیگران در امان دارد دیر یا زود با این افکار آشنا مى شود و در برابر شبهات و افکار دیگران باید عکس العمل از خود نشان دهد یا آن ها را بپذیرد یا رد کند و یا گزینش و انتخاب نماید. در این زمینه نظر و دیدگاه هاى علامه طباطبایى راه گشاست.
مقاله اى که در پیش روى دارید ضمن بیان تإثیر علامه در دفاع عقلانى از دین و تشریح دیدگاه هاى علامه طباطبایى در دین شناسى مى کوشد تا سمت و سوى تحقیقات, پیرامون معرفت شناسى و دین شناسى را براى فضلا روشن سازد و این نکته ظریف را خاطر نشان سازد که پرداختن به مسائل عمیق دین و بررسى مسائل دینى با تإکید بر پاسخ شبهات و در نهایت دفاع عقلانى از دین, در صورتى از آفات و عیوب و نقایص به دور خواهد بود که راه روشن و منش و درایت و علم بزرگانى چون علامه طباطبایى سرمشق ما باشد. فراموش نکنیم که علامه طباطبایى بعد از آگاهى از کتاب ((انسان و جست و جوى روان)) اثر یونگ, خواستار ترجمه آن مى شود و مى گوید:
((باید جهان را شناخت, ما نمى توانیم خود را در برج هاى عاجمان محصور و منزوى کنیم.))(2)
آن حکیم فرزانه نسبت به دین شناسى تطبیقى از چنان حساسیتى برخوردار بود که یکى از پژوهشگران که مدتى با علامه مصاحبت داشته مى گوید: با او تجربه اى را گذراندیم که احتمالا در جهان اسلامى یگانه است, پژوهش تطبیقى مذاهب جهان به هدایت و ارشاد مرشد و علامه اى ایرانى.
ترجمه هاى اناجیل, ترجمه فارسى اوپانیشادها, سوتراهاى بودایى و تائوته چینگ را بررسى مى کردیم, استاد با چنان کشف و شهودى به تفسیر متون مى پرداخت که گویى در نوشتن این متون شرکت داشته است.(3)
به امید روزى که مبانى فلسفى و الگوى نوین فقاهت و مدیریت و حکومت اسلامى ما به صورت فرمول ریاضى با استفاده از منطق ریاضى ارائه گردد.

تإثیر علامه بر دفاع عقلانى از دین
علامه طباطبایى به حق بارقه اى از روح الهى را باز نمود و هزاران قافله جان را با خود ربود و در سالیان قحطى تفکر, اندیشه ناب اسلامى را مطرح کرد, به دفاع عقلانى از دین پرداخت و تإثیرات درخشانى داشت که به اختصار عبارت اند از:

1 ـ احیاى تفکر دینى:
احیاى دین و تفکر دینى از مسائل بنیادى و ریشه اى است که با رشد و گسترش اسلام در پیوند بوده و از وظایف مهم عالمان دینى و منادیان توحید به شمار مىآید, علامه طباطبایى در ادامه حرکت رهروان دینى و فرهیختگان اسلامى, به تبیین تشریح گزاره هاى دینى پرداخت و ضمن اشاره به مفهوم احیا و تحریف مفاهیم دینى, علل و عوامل اسلامى افول معرفت دینى و تفکر ناب اسلامى را مطرح کرده به عوامل و موجبات احیاى دین در تمامى اعصار و امصار را براى ره پویان دین و معارف اسلامى روشن ساخت.
وى اسلام ناب را معرفى کرد و در آثار خود به پیوند اسلام با سیاست اشاره کرد. علامه پس از رحلت آیه الله العظمى بروجردى(ره) حکومت اسلامى را موضوع درس خود قرار داد و مقالاتى در این زمینه نگاشت و ضمن بیان جامعیت اسلام, ضرورت پویایى اجتهاد, الگوى نوین مدیریت اسلامى و توانایى حکومت اسلامى را در اداره جامعه در ابعاد مختلف اثبات کرد و قدرت ولایت فقیه را مطرح ساخت به طورى که هنوز طراحان الگوى نوین فقاهت و مدیریت و حکومت اسلامى از آثار وى تغذیه مى کنند.(4)

2ـ شبهه شناسى و نقد و بررسى شبهات علیه دین:
علامه با آگاهى از مکاتب غربى و فلسفه غرب دقیقا شبهاتى که در اروپا, شرق و غرب جهان علیه دین مطرح بود شناسایى کرد و در زمان غربت, یکه و تنها با همتى بلند و اخلاصى بى نظیر به نقد و بررسى آنها پرداخت, آثارى چون ((اصول فلسفه و روش رئالیسم)) و ((بدایه الحکمه)) و ((نهایه الحکمه)), ((تعلیقات اسفار و شفإ)) و ((مجموعه مقالات فارسى و عربى)) دلیل این مدعى است.
ایشان در تفسیر ((المیزان)) به مناسبت هاى مختلف با اشاره به افکار بى اساس برخى از دانشمندان غربى و یا روشنفکران غربزده, معارف ناب اسلامى را مطرح مى کنند و ضمن شناخت مقتضیات زمان و مکان, در سال هاى دهه 20 و 30 هدایت جامعه را با رفع شبهات به عهده مى گیرند و افکار جاهلان و مغرضان را پیرامون معارف دینى مورد نقد قرار مى دهند.
کتاب هاى ((شیعه در اسلام)), ((فرازهایى از اسلام)), ((اسلام و انسان معاصر)), ((بررسى هاى اسلامى)) ((بدایه و نهایه الحکمه)) و دیگر مقالات ایشان یادآور این مطلب است.

3ـ نوآورى و خلاقیت:
علامه طباطبایى نه تنها در مبانى فلسفى (معرفت شناسى, هستى شناسى, نظام ارزشى), داراى نوآورى و خلاقیت است بلکه در مبانى فقهى و اصولى و روایى, تفسیرى, نکات دقیق و ظریف و عمیقى را ارائه داده است که آیندگان به ابعاد مختلف دقت و عمق و ظرافت آن پى خواهند برد, کلام حکیمانه شهید مطهرى در این زمینه معروف و مشهور است. به حق این حکیم فرزانه خطوط اساسى طرح هاى جامع, کلان, دقیق, عمیق را در اکثر موضوعات اسلامى ترسیم نمودند و منشإ خدمات بزرگى شدند.

4ـ مکمل علت محدثه و علت مبقیه انقلاب اسلامى ایران:
علامه طباطبایى با تحقیقات عمیق خویش نسبت به دین و اندیشه هاى دینى منشإ خدمات عظیمى شده و با پرورش شاگردانى چون حکیم شهید مطهرى, بهشتى, قدوسى, ربانى و... نه تنها در پدید آوردن انقلاب همگام با امام خمینى نقش مهمى داشت بلکه در حفظ و تداوم انقلاب نیز, اساسى ترین و ثمربخش ترین مسئولیت را بر عهده گرفت, زیرا حرکت اسلامى و نهضت امام خمینى به عنوان موسس اصلى انقلاب یک حرکت الهى ـ سیاسى بود, که اگر از ((پشتوانه عمیق دینى و معرفتى)) برخوردار نبود و از مبانى عمیق فلسفى (معرفت شناسى, هستى شناسى, نظام ارزشى) که علامه آنها را به صورت برهانى ارائه داده بود, خالى بود, از درون و بیرون متلاشى مى شد و در حفظ و استمرار با آفاتى مهلک مواجه مى شد. بنابراین یکى از تإثیرات مهم علامه ارائه مسائل ایدئولوژیک اسلام به صورت عقلى و فلسفى بود, وى معارف قرآن را برهانى کرد و با استفاده از مکتب ملاصدرا این اصل مهم را به اثبات رساند که قرآن و برهان و عرفان از هم جدایى ندارند و کاملا هماهنگ اند.
افکار علامه طباطبایى در پژوهش هاى علوم انسانى و محافل علمى و دانشگاهى تحت عناوین دین و توسعه, اصول تمدن سازى اسلامى, حاکمیت دین در دانشگاهها, الگوى نوین فقاهت, رابطه علم و دین, رابطه عقل و دین, انتظارات بشر از دین و صدها پروژه دیگر مورد بهره بردارى قرار مى گیرد خلاقیت و نوآورى علامه را در معارف ناب اسلامى مى توان در کتاب هاى خلاصه تعالیم اسلام, روابط اجتماعى اسلام, آموزش دین, المیزان, بررسى هاى اسلامى, شیعه در اسلام, مذاکرات با پروفسور هانى کربن و رساله انسان قبل از دنیا و در دنیا بعد از دنیا, لب اللباب و حواشى بر اسفار و شفا مورد پژوهش و بررسى قرار داد.
مسئولین محترم نظام نوپاى جمهورى اسلامى از آغاز تاکنون یا به طور مستقیم و بى واسطه افتخار تلمذ در محضر علامه طباطبایى و امام(ره) را دارند و یا با یک واسطه به این فیض عظیم مفتخرند. بسیارى از مراجع تقلید فعلى و مدرسین برجسته حوزه علمیه قم و کثیرى از مفسران و حکمإ و متکلمان و فقهإ و ریاضى دانان و هیإت شناسان حوزه و دانشگاه از شاگردان علامه به حساب مىآیند.(5)

5 ـ ارائه روشى نوین در تفسیر قرآن:
نوع نگرش مفسران به قرآن مختلف است عده اى با نگرشى ادبى, تاریخى تجربى به قرآن نگاه مى کنند و عده اى با نگرشى نقلى, روایى, فلسفى, کلامى, عرفانى.
علامه طباطبایى در تفسیر قرآن ((طرح نو)) درانداخت و این نظریه که بهترین روش در تفسیر قرآن تفسیر قرآن به قرآن است را به اثبات رساند, نقطه آغازین این تإلیف به برکت غور و بررسى روایات بحارالانوار بود, علامه این روش و سبک را از مرحوم قاضى آموخت و مقدمات و مراحل و شرایط و نتایج و اهداف این روش را به صورت مبسوط در مقدمه المیزان بیان کرد, شیوه و روش علامه در این دائره المعارف بزرگ اسلامى, اثرى سترگ بر مباحث اعتقادى, تاریخى, فلسفى, اجتماعى, اقتصادى, سیاست و مدیریت گذاشت که استاد شهید مطهرى 60 سال یا 100 سال دیگر را زمان درک دقیق و پى بردن به عمق این کتاب مى داند.(6)
ما در این مقاله مختصر به برخى از همین تإثیرات اشاره کرده و تفصیل و بسط کلام در این زمینه را به مجالى دیگر مى سپاریم و به تبیین نظرات علامه پیرامون ((دین و عقل)) مى پردازیم.

معانى لغوى و اصطلاحى دین
دین در لغت به معناى انقیاد و تسلیم, خضوع و اطاعت و پیروى و جزإ(7) آمده است و در اصطلاح به مجموعه مقررات و قوانین, عقاید و اخلاق و برنامه اى اطلاق مى شود که براى اداره امور جامعه بشرى و تربیت و پرورش انسان ها باشد.
ممکن است دینى حق باشد و ممکن است باطل اگر مجموعه مقررات و قوانین و عقاید و اخلاق و برنامه از سوى خداوند نازل شده باشد, حق است و در غیر این صورت باطل یا مخلوطى از حق و باطل که آن هم باطل خواهد بود.
دین حق با نیازهاى فطرى انسان و جامعه هماهنگ است و ریشه در اعماق جان آدمى دارد و چون براى اداره امور انسان و جامعه و پرورش و تکامل بشر آمده است, میزان حقانیت آن, همان هماهنگى برنامه ها و مقررات و قوانین اش با نیاز واقعى انسان و جامعه و مطابقت و توافق آن با سرشت و سیر جوهرى انسان مى باشد, جعل چنین قوانین و مقرراتى که با فطرت و سرشت آدمى هماهنگ باشد تنها از کسى برمىآید که به همه خصوصیات و مشخصات گوهر انسان و شئونات مختلف او از گذشته تا حال و آینده خبیر و عالم باشد, قافله انسانیت که نشئه اى را طى کرده و هدف و مقصدى در پیش دارد و مانند مسافرى به سوى آن هدف در پیش است, تافته جدا بافته نسبت به اجزإ جهان هستى نیست بلکه جزیى از اجزإ منسجم جهان است که بر جهان اثر مى گذارد و از جهان اثر مى پذیرد, به همین جهت کسى مى تواند انسان را رهبرى کند که او را به خوبى بشناسد و از ارتباط عمیق انسان و جهان آگاه باشد و او تنها آفریدگار انسان و جهان خواهد بود همان مبدإ حکیم و وحیدى که صلاحیت هدایت مجموعه جهان و راهنمایى تمام اجزإ آن را دارد به گونه اى که هیچ کدام از مقصود و هدف خود باز نمانند و مزاحم رهیابى دیگران به مقصد و هدف نگردند و آن کسى جز ذات اقدس حضرت حق, نخواهد بود و هر دینى که از ناحیه او نباشد باطل است بنابراین دین حق, دینى است که برنامه ها و قوانین و دستوراتش از ناحیه خداوند متعال تنظیم شده است و دین باطل(8) دینى است که برنامه ها و مقررات و دستورالعمل آن از ناحیه غیر خداوند جعل شده است.(9)
علامه طباطبایى در آثار بسیارى دین و دین شناسى را از محورهاى اساسى مباحث خویش قرار داده است و ضمن بیان اهداف و ویژگى هاى دین حق به جامعیت شریعت و هماهنگى دین و سیاست پرداخته و توان و قدرت دین و حکومت دینى را براى اداره جامعه در زمینه هاى فرهنگى اجتماعى, اقتصادى, نظامى و... به اثبات رسانده است. (10)

تعریف دین از دیدگاه علامه طباطبایى
به طور قطع بزرگ ترین مسئله فکرى علامه طباطبایى مسإله دین و ابعاد و جهات مختلف آن و بررسى شبهات و دفاع عقلانى از دین بوده است.
ایشان در مباحث مختلف به مناسبت, به مسإله دین پرداخته و تعریفى از دین ارائه نموده و ضمن تإکید بر این که دین ((سنتى عملى که بر اساس مسإله جهان بینى و معرفت شناسى بنیان گرفته)), به تفاوت این اعتقاد با علم استدلالى و یا تجربى که پیرامون عالم و آدم بحث مى کند اشاره مى کند و مى فرماید: دین به معناى سنت اجتماعى است که انسان در زندگى اجتماعى اش بر طبق آن سیر مى کند و سنت هاى اجتماعى, متعلق به عمل است و زیر بناى آن, اعتقاد در حقیقت هستى عالم و هستى خود انسان که یکى از اجزاى عالم است, مى باشد و به همین جهت است که مى بینیم در اثر اختلاف اعتقادات درباره حقیقت هستى, سنت هاى اجتماعى مختلف مى شود اجتماعى که براى عالم ((ربى)) سراغ دارد که هستى عالم از او و برگشت آن نیز به اوست و معتقد است که آدمى فناپذیر نیست و حیاتى ابدى دارد که با مرگ باطل نمى شود, چنین اجتماعى در زندگى روشى دارد که در آن سعادت حیات باقى و تنعم در دار جاودان آخرت, تإمین مى شود و اجتماعى که معتقد است براى عالم ((اله)) یا ((آلهه))اى است که عالم را به دلخواه خود اداره مى کند به طورى که اگر راضى باشد به نفع انسان ها وگرنه به ضرر آنها مى گرداند, بدون این که معادى در کار باشد, چنین اجتماعى زندگى خود را بر اساس تقرب به ((آلهه)) و ارضاى آنها تنظیم مى کند تا آن ((آلهه)) وى را در زندگى اش موفق و از آن چه که انسان ها از امتعه حیات مى خواهند, بهره مندشان سازد و اجتماعى که نه به مسئله ربوبیت براى عالم اعتقاد دارد و نه براى انسان ها زندگى جاویدى معتقد است و مانند مادیین هیچ گونه اعتقادى به ماوراى طبیعت ندارد او سنت حیات و قوانین اجتماعى خود را براساس تمتع از حیات دنیا, که با مرگ پایان مى پذیرد, وضع و بنا مى کند.
پس دین عبارت است از: سنتى عملى که بر اساس مسئله جهان بینى و زیست شناسى بنیان گرفته و این اعتقاد با علم استدلالى و یا تجربى که پیرامون عالم و آدم بحث مى کند تفاوت دارد, براى این که علم نظرى به خودى خود مستلزم هیچ عملى نیست ولو این که عمل کردن, به علم نظرى احتیاج دارد بر خلاف اعتقاد که عمل را به گردن انسان مى گذارد و آدمى را محکوم مى کند که بایستى بر طبق آن عمل کند و اگر بخواهید چنین تعبیر کنید که: علم نظرى و استدلالى آدمى را مثلا به وجود مبدإ و معاد رهنمون مى شود و اعتقاد آدمى را وامى دارد که آن معلوم نظرى را پیروى نموده و عملا هم ملتزم به آن شود.
پس اعتقاد, علم عملى است مانند این که مى گوید به هر انسان واجب است که مبدإ این عالم یعنى خداى تعالى را بپرستد و در اعمالش سعادت دنیا و آخرت خود را با هم رعایت کند و معلوم است که دعوت دینى متعلق به دینى است که عبارت از سنت عملى ناشى از اعتقاد است بنابراین, ایمان هم که دین به سوى آن دعوت مى کند عبارت است از : التزام به آن چه که اعتقاد حق درباره خدا و رسولانش و روز جزا و احکامى که پیغمبران آورده اند اقتضإ دارد که در کلمه ((علم عملى)) خلاصه مى شود.(11) بررسى دیدگاه علامه طباطبایى پیرامون علم و دین پروژه اى مستقل مى طلبد که در این مختصر نمى گنجد اما در صفحات آینده به بخشى از نظرات وى در این زمینه اشاره مى کنیم.
علامه در جاى دیگر ضمن تإکید بر این نکته که دین از نظر منطق قرآن یک روش(12) زندگى اجتماعى است که به منظور سعادت ابدیه و نجات سرمدیه انسان به صورت قوانین و مقررات هماهنگ با تکوین برنامه برنامه ریزى شده مى فرماید: ((دین الله سبحانه هو تطبیق الانسان حیاته على ما تقتضیه قوانین التکوین و نوامیسه حتى یقف بذلک موقفا تتحراه نفسیه النوع الانسانى)).(13) از نظر علامه: حیات طیبه که قرآن براى انسان ترسیم مى کند حیاتى است جاودانى که با مرگ قطع نمى شود و در نتیجه انسان باید روشى را در زندگى اتخاذ نماید که هم به درد این سراى گذران و هم به درد آن سراى جاودان بخورد, راهى را برود که وى را به سرمنزل سعادت دنیا و آخرت برساند, این روش همان است که قرآن به نام دین مى نامد و این روش همان روشى است که از نیروى عمومى و اقتصادى کلى دستگاه آفرینش الهام و سرچشمه مى گیرد.
دین از نظر منطق قرآن یک روش زندگى اجتماعى است که انسان اجتماعى به منظور تإمین سعادت زندگى اتخاذ نموده است اما نظر به این که زندگى انسان محدود به این جهان پیش از مرگ نیست این روش باید هم مشتمل بر قوانین و مقرراتى باشد که با اعمال و اجراى آن سعادت و خوشبختى دنیوى انسان, تإمین شود و هم مشتمل بر یک سلسله عقاید و اخلاق و عبادات باشد که سعادت آخرت را تضمین نمایدو نظر به این که حیات انسان یک حیات مستمر و متصل است هرگز جنبه دنیوى و اخروى از هم دیگر جدا نمى شوند.(14)

پاورقی ها:پى نوشت ها: 1 ) اقتباس از پیام مقام معظم رهبرى به نخستین کنگره علمى ـ تخصصى دائره المعارف فقه بر مذهب اهل بیت علیهم السلام. ر.ک مجله فقه اهل بیت(ع) ش1, ص19 ـ 23 2 ) زیر آسمان هاى جهان, گفت و گوى رامین جهانبگلو با داریوش شایگان ترجمه نازى عظیما, نشر فرزان, ص70. 3 ) همان, ص70 به نقل از مجله نقد و نظر شماره2, ص4. 4 ) روزنامه جمهورى اسلامى 16/2/1369 از حجه الاسلام والمسلمین هاشمى رفسنجانى و یادگارها از آیت الله جوادى آملى ص73. 5 ) یادنامه علامه طباطبایى, به قلم جمعى از فضلا و دانشمندان ص53. 6 ) احیاى تفکر دینى از استاد مطهرى. 7 ) مراجعه شود به لسان العرب, تاج العروس, مجمع البحرین, منجد الطلاب, واژه دین. 8 ) المیزان, ج8, ص299 به بعد. 9 ) براى آشنایى بیشتر با حقیقت دین نگاه کنید به کتاب ((شریعت در آینه معرفت)) اثر استاد عبدالله جوادى آملى, مرکز نشر فرهنگى رجإ ص242 ـ 93. 10 ) همان و روزنامه جمهورى اسلامى 16/2/1369 از حجت الاسلام والمسلمین هاشمى رفسنجانى, یادها و یادگارها از آیه الله جوادى آملى, ص73, یادنامه علامه طباطبایى, مهر تابان از علامه تهرانى. 11 ) علامه طباطبایى تفسیر المیزان, ج8, ص299, اسماعیلیان و ذیل آیه 19 آل عمران و ذیل آیه 30 روم. 12 ) ما دیدگاه علامه را درباره علم و دین و عقل و دین در دو مقاله مستقل آورده ایم که به زودى تحت عنوان ((کلام جدید)) منتشر خواهد شد. براى آشنایى با بحث ((عقل و دین و رابطه آن با زمان و مکان)) به مقاله نگارنده تحت همین عنوان که در مجموعه مقالات کنگره بین المللى بررسى مبانى فقهى امام خمینى ((نقش زمان و مکان در اجتهاد)) ج8, ص347 ـ 414 به چاپ رسیده است مراجعه کنید. 13 ) المیزان, ج8, ص299, اسماعیلیان. 14 ) همان و علامه طباطبایى, بررسى هاى اسلامى, ص35 و 36 به کوشش سید هادى خسروشاهى, انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى.