این است معناى آزادى مطبوعات؟!

نویسنده







پیش سخن
آزادى یکى از مواهب ارزش مندى است که آفریدگار جهان, بندگانى را بدان گرامى داشته و بدین وسیله رشد و کمال آن ها را در پرتو آزادى مقرر فرموده و از بردگى و عبودیت دیگران رهانیده است.
پیامبر اکرم(ص) خود, پیام آور آزادى بود. او بشر را از قید خرافه و جهل و زنجیر جور و استبداد رهانید و به راه هدایت و رشد رهبرى فرمود. ((و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التى کانت علیهم))(1) آزادى خواسته اى فطرى است و براى همه انسان ها از هر نژاد و تبار, شاید کلمه اى به شیرینى و زیبایى آزادى نباشد. با توجه به این خصلت فطرى که تعالیم شریعت نیز آن را شکوفا مى سازد امیرالمومنین(ع) مى فرماید: ((لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا;(2) بنده دیگرى مباش در حالى که خدایت آزاد آفریده است.))
بنابراین, پاسدارى از نعمت آزادى وظیفه هر انسانى است. کمال و رشد و شکوفایى استعدادهاى یک ملت در پرتو آزادى میسر است و همان گونه که یک درخت براى رشد طبیعى خود به فضایى باز و شرایط مناسب نیاز دارد. انسان نیز براى رشد معنوى, عقلى, عاطفى, اجتماعى و اخلاقى خود به فضاى باز و آیین نامه اى خاص محتاج است که نام این فضاى باز آزادى است, و نام این آیین نامه دین.
در نهضت مقدس اسلامى, آزادى یکى از شعارهاى اصولى بود که ملت به جان آمده از استبداد ستم شاهى, فریاد مى کرد و همان گونه که مى دانیم براى به دست آوردن آن و به منظور شکستن غل و زنجیرهاى استعمارى بهاى بسیار سنگینى را پرداخت و هنوز هم مى پردازد و چاره اى جز این نبوده و نیست, زیرا براى به دست آوردن نعمت ارزش مندى چون آزادى و پاسدارى از آن, کسى که خواهان آن باشد, باید چنین بهایى را بپردازد.

مفهوم و محدوده آزادى
آن چه مهم است بیان مفهوم آزادى و اهداف و حدود و ثغور آن مى باشد. تعریف و تفسیر صحیح آزادى و بیان محدوده آن, مرزى است که آزادى مشروع و منطقى را از آزادى خلاف شرع و نامعقول و سوء استفاده هایى که از آن مى شود, جدا مى سازد. جان مطلب این جاست که: آزادى براى چه کسى؟ با چه ارزش و هدفى؟ و در چه محدوده اى؟ وگرنه داستان سعدى تداعى مى شود که مى گوید: شاعرى براى رئیس دزدان شعر مى گفت, همین که شعر خود را ایراد کرد, رئیس دزدان گفت: لباس او را از تن بیرون کرده و بیرونش کنند. بیچاره شاعر در هواى سرد زمستان با بدن برهنه در به در شد. سگ هاى ولگرد هم که در کوچه ها زوزه مى کشیدند, دور شاعر را گرفته, شاعر دست بر زمین برد که سنگ بردارد و از جان خود در برابر حمله سگ ها دفاع کند, دید سنگ ها در گل یخ زده است, بى اختیار فریاد برآورد: چه حرام زاده قوم اند این ها. سنگ را بسته و سگ را رها ساخته اند؟!
حقیقت این است که سرنوشت آزادى در بسیارى جوامع بشرى امروزه با چنین سرنوشت تلخى روبه روست. بنابراین, هرگاه چنین نعمتى براى ملت و کشورى فراهم گردید, باید آن ملت ارزش آن را بشناسند, از آن سوء استفاده نکنند و به شرایط آن قیام کنند. امیرالمومنین(ع) در کلمه اى بسیار ارزش مند مى فرماید: ((من قام بشرایط الحریه اهل للعتق و من قصر عن احکام الحریه اعید الى الرق;(3) آن کسى که به شرائط آزادى قیام کند, شایسته آزادى است و آن که از شرایط و احکام آزادى قاصر باشد و کوتاه بیاید بار دیگر به بردگى عودت داده شود و به بند اسارت افتد.))
جاى آن دارد که مسئولین امر به این سخن گران سنگ امام(ع) دقت کنند. این آزادى چگونه به دست آمده است؟ و چه کسى آن را به دست آورده و با چه بهایى؟ بدون شک همان گونه که امام راحل ـ قدس سره ـ مى فرمودند این شما نبودید که این آزادى را به دست آوردید, تا بتوانید به هر کس دلتان خواست بدهید, این مردم بودند که با هدیه کردن خون خود و فدا نمودن جوانان عزیزشان, شما را از حبس و تبعید به آغوش جامعه برگردانیدند و به جاه و جلال رسانیدند. البته آنها که حبس و تبعید دیدند, گروه دیگرى که حبس و تبعید را هم ندیده و وارث نعمت بادآورده انقلاب شدند! و لذا در خرج کردن آن دست و دل بازند و سخاوت مندانه به بذل و بخشش دست مى زنند و کمى به عقب سر نگاه نمى کند که پشتوانه این نعمت خدایى چه بوده است و چگونه باید به شرایط آن قیام کرد؟

آزادى در نظام ارزش ها
آزادى یک مفهوم مطلق و بدون قید و شرط نیست. هر جامعه و فرهنگى براى محدود ساختن آن قالب و معیارى دارد که در آن قالب و با آن معیار حدود آزادى را مشخص مى کند.
در نظام ارزشى ما که برگرفته از اسلام و مفاهیم ناب قرآنى است, آزادى مفهوم خاص خود را دارد; یعنى انسان آزادى عمل دارد, تا آن جا که برخلاف شرع و مصالح اسلامى و انسانى نباشد, چنان که در اصل بیست و چهارم قانون اساسى نیز تصریح شده است: ((نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند, مگر آن که مخل به مبانى اسلام یا حقوق عامه باشد..))
در خصوص آزادى احزاب و جمعیت ها نیز اصل بیست و ششم مى گوید: ((احزاب, جمعیت ها, انجمن هاى سیاسى و صنفى و انجمن هاى اسلامى یا اقلیت هاى دینى شناخته شده, آزادند مشروط به این که اصول استقلال, آزادى, وحدت ملى, موازین اسلامى و اساس جمهورى اسلامى را نقض نکنند..))
بنابراین, آزادى اگر خارج از این محدوده باشد به هیچ وجه قابل قبول نیست, در هیچ زمان و براى هیچ کس.
آزادى در جامعه اسلامى با آزادى در کشورهاى غیر اسلامى, به ویژه غربى و لیبرالیستى تفاوت ماهوى دارد. در امریکا و انگلیس, هم جنس بازان هم آزادى دارند و رسانه هاى غربى آن را تبلیغ مى کنند! و به ازاى این دلالى پول مى گیرند, از سوى دیگر در یک تناقض آشکار و در راستاى مصالح صهیونیستى اظهار نظر علمى و پژوهشى تحت سانسور شدید قرار مى گیرد! لجام گسیختگى به نام آزادى ترویج مى شود. نمونه آن محاکمه روژه گارودى فیلسوف مسلمان فرانسوى است که به جرم یک تحقیق تاریخى و زیر سوال بردن افسانه هاى یهود در مورد شایعه قتل عام یهودیان و 1/5 میلیون را شش میلیون جلوه دادن تحت پیگرد قانونى قرار گرفته و به حکم دادگاه فرمایشى فرانسه و اعمال فشار صهیونیست ها به پرداخت جریمه محکوم مى شود که این لکه ننگى است بر دامن محاکم غربى و فرانسوى مدعى آزادى!
این در حالى است که غربى ها از آزادى افسار گسیخته سلمان رشدى و اهانت هایى که به مقدسات الهى و یک میلیارد و نیم مسلمان جهان نموده به دفاع برخاسته و حکم تاریخى و غیرقابل برگشت حضرت امام را در مورد ((مهدور الدم)) بودن این مرتد نجس العین, منافى با آزادى و حقوق بشر مى دانند و بر سر آن بلوا مى کنند! حقا که این جاست جاى سخن سعدى که گفت: ((چه حرام زاده قوم اند این ها سنگ را بسته و سگ را رها ساخته اند))!!

نظام ارزشى اسلام و آزادى
آزادى در فرهنگ غربى را به مجالى دیگر موکول مى کنیم, اینک سخن از آزادى درنظام ارزشى اسلامى است, همین مقدار باید قاطع و صریح بگوییم: آزادى با مفهوم غربى و لیبرالیستى الگوى مناسبى براى آزادى در کشور اسلامى و جامعه انقلابى ما نیست و احدى از فرزندان اسلام آن را نمى پذیرد. واژه آزادى در کشور ما با خون نوشته شده, خونى که از دل هاى پاک و قلب هاى عاشق حق و شیفتگان اسلام ناب محمدى(ص) و راهیان کوى حسینى(ع) بر زمین ریخته شده است و آزادى باید عرصه بالندگى این ایده و آرمان باشد.
قلمرو آزادى را تعالیم اسلام, اراده ملت فداکار, رهروان راه امام و مقام عظماى ولایت تعیین مى کند, نه افکار لیبرالیستى متإثر از فرهنگ غربى یا غیر غربى. آزادى باید همسو با خواست صدها هزار شهید و معلول و اسیر و خانواده هاى زجردیده اى باشد که هنوز هم به استقبال خیل شهیدان خود, هزار هزار مى روند تا با آنان عهد و میثاق بندند که به آرمان هاى آنها وفادار بمانند و از ارزش هاى اخلاقى و انسانى دفاع کنند و دست رد به سینه فرصت طلبانى بزنند که براى این نظام هیچ گونه سرمایه گذارى نکرده اند و امروزه بازیگر میدان شده اند. آرى, آزادى باید بر وفق خواست این ملت باشد نه تازه به دوران رسیده هاى نازپرورده, یا ورشکسته هاى سیاسى وابسته که پرونده آنها در لانه جاسوسى و در لیست کارگزاران استکبار جهانى و شیطان بزرگ موجود است. امروزه چهره منافقانه آن ها زینت بخش مطبوعات لیبرالیستى و روشنفکران غرب باور شده و براى خود در فضاى انقلابى و اسلامى کشور جاى پایى دست و پا مى کنند!
شگفتا! ما آزادى را با چه بهایى به دست آوردیم و امروزه چه کسانى از آن سوء استفاده مى کنند؟! ملت ما براى رهایى از یوغ استعمار و استبداد ستم شاهى بهاى سنگینى پرداخته که جز حاکمیت حق و عدل و استقلال و آزادى به مفهوم واقعى اش چیزى آن را جبران نمى کند و به چیزى جز آن رضا نمى دهد. ملت ما چنین بهاى سنگینى را داد تا خود حاکم بر سرنوشت خویش باشد, تا بتواند در سایه فرهنگ والاى اسلامى به مدارج کمال برسد و جامعه اى مستقل, متعالى و غیر وابسته بسازد, تا شاهد بالندگى نیروهاى انقلابى و زجر کشیده اى باشد که صاحبان و وارثان حقیقى این انقلابند و تا جان در کالبد دارند از ارزش هاى آن دفاع مى کنند, نه زاغ و زغن ها که پى هر فرصتى هستند و چون بوقلمون رنگ عوض مى کنند و با ژست هنرمندانه, خود را ملى و حتى مذهبى! و انقلابى!! جلوه مى دهند.

نگاهى به فضاى مطبوعاتى کشور
یکى از عرصه هاى آزادى, آزادى قلم و مطبوعات و رسانه هاست که قانون, حدود آن را مشخص کرده است, اما متإسفانه گروهى از قلم به دست ها که عدد آنها کم نیست, امروزه از این فضاى باز سوء استفاده مى کنند و به نفع سرچشمه هاى فکرى دگران بهره مى گیرند که با اهداف و آرمان هاى انقلاب همخوانى ندارد. از یک سو لیبرال ها, روشنفکرها و شبه روشنفکرها و غرب زدگان و غرب باوران در مطبوعات کشور رخنه کرده و با سوء استفاده از نعمت آزادى قلم و با شیوه اى مرموز و ظاهرا بانزاکت و ادب سنجى! اندیشه هاى لیبرالیستى را ترویج مى کنند و چهره هاى ورشکسته را با سیماى مظلوم نمایانه مطرح مى سازند و صفحات بزرگ روزنامه ها را از حرف ها و بزرگ نمایى هاى آن پر مى کنند و دامن متهمین را تطهیر مى نمایند و افکار عمومى ((جامعه)) را به نفع اینان جهت مى دهند. و یا نیش هاى زیرکانه آنها را نسبت به چهره هاى شناخته شده جامعه انقلابى عنوان مى سازند.
گروهى دیگر با نام ((جوان)) و مسائل جوانان براى نسل امروز کشور از چهره هاى فاسد غربى و دوجنسى ها چهره سازى مى کنند و هنر پیشگان غربى را به صورت قهرمانان فرهنگ و هنر! قالب مى زنند و افکار نسل جوان را در یک کودتاى خزنده تبلیغى به انحراف مى کشانند...
گروهى دیگر, که ورد زبانشان رابطه با امریکا و مذاکره با شیطان بزرگ است از این و آن نقل حکایت مى کنند تا چنین وانمود کنند که ما بدون رابطه با امریکا نمى توانیم روى پاى خود بایستیم و بالاخره باید همه ارزش هاى انقلاب را که چند دهه در قلوب مردم آزاده جهان جاى گرفته و ایران اسلامى را سمبل مقاومت و استقلال در برابر شیطان بزرگ و استکبار جهانى مى دانند, پایمال کنند و راه نفوذ دشمن را هموار سازند... .
گروهى دیگر با وقاحت تمام به مقدسات و احکام اسلامى نیشخند زده و آن را براى ((جامعه)) مدنى! امروز ناکافى تلقى مى کنند, و به نام اسلام و آزادى قلم نقش کسروىها را بازى مى کنند ـ که در مناسبتى دیگر چهره اینان به امت معرفى خواهد شد ـ تا خود تکلیف آن ها را روشن کنند.
گروه دیگر با مطرح کردن چهره هاى ورشکسته سیاسى و وابستگان رژیم پیشین سعى در خارج کردن آن ها از انزوا و مطرح ساختن افکار و اندیشه هاى آنها دارند و قلم هاى آنان را به خدمت گرفته اند. که در مطبوعات کشور حضور علمى و ادبى! داشته باشند. و برخى با زنده کردن ادبا و پیر شاعره هاى زمان طاغوت که مبتذل ترین اشعار را مى سرودند, براى آنها مصاحبه و گفت و شنود راه مى اندازند و صفحات مطبوعات را با سیماى اینان و یا سروده هایشان مىآرایند! آیا این گونه کارها یکى از مصادیق بارز نشر فساد و اخلال به مبانى اخلاقى و مصالح عامه نیست که قانون اساسى آن را ممنوع اعلام مى کند؟ و جمعى از ارباب جرائد و مطبوعات امروزه به نام آزادى قلم و آزادى مطبوعات تعزیه گردان آن شده اند.
آیا این است رسالت مطبوعات؟ کارگزاران مطبوعاتى کشور نباید به خود ببالند که امروزه پانصد نشریه در کشور دارند و روزى چند میلیون نسخه به دست خوانندگان مى دهند, بلکه باید به ارزیابى این معضل بنشینند که دست آورد این همه نشریه و رنگین نامه که با پشتوانه حمایتى دولت و بیت المال منتشر مى شود چیست؟ و آیا مى توانند آنها را کنترل و هدایت کنند یا شیرازه کار از دست متصدیان امر بیرون مى رود و مطبوعات عرصه جولان افکار و اغراض و تاخت و تازهاى گوناگون مى شود و به جاى بالندگى فکرى و فرهنگى بچه گرگ در دامن مى پروریم!
حقیقت این است که دشمن خارجى در تهاجم فرهنگى جدید, جبهه نوینى را گشوده و این بار از طریق روزنامه نویس ها و مطبوعات و به دست عناصر معلول الحال یا مجهول الحال داخلى و گروه هاى ورشکسته سیاسى که تازه پر و بال گشوده اند, این نشریات با امکانات حمایتى, و ناسپاسى تمام, آزادى را از آن خود مى دانند و هر اشتباهى که مى خواهند مى کنند, و برخى از ساده اندیشان ما هم باورشان شده که چون آزادى حق عموم است, پس به این ها نیز میدان باید داد, ایده ها و اندیشه هاى خود را مطرح کنند! غافل از آن که اینان با اغراض آلوده خود افکار عمومى را جهت مى دهند و فضاى اندیشه را مسموم مى نمایند و روزى ما متوجه مى شویم چه بلایى بر سرمان آورده اند که عنان از دستمان بیرون رفته و فرصت طلبان اعتماد ملت را از ما و سنگرها را از وارثان حقیقى انقلاب گرفته باشند.

مسئولیت پاسداران ارزش هاى اسلام
در چنین فضایى که یکى از مصادیق ظهور بدعت و فساد در دین است, پاسداران سنگر فرهنگى اسلام, مخصوصا عالمان دین و حوزه هاى علمى مسئولند. جناح هایى که در خط انقلابند و کشمکش هاى جناحى مجال نمى دهد به دشمن اصلى فکر کنند, مسئولیت دارند. امروز جاى آن دارد که نهیب حضرت امام(ره) را تکرار کنیم که: ((علما به داد اسلام برسید)), میدان به اندیشه هایى ندهید که چون موریانه فرهنگ اسلام و انقلاب را مى خورند و بیایید به مجلات و روزنامه هاى روزى خواران سرى بزنید لابه لاى سطور این رنگین نامه ها را به دقت بخوانید و آن گاه به قضاوت بنشینید که ما وارثان فرهنگ انقلاب اسلامى آیا فریفته و گول خورده این تسامح و تساهل نیستیم که روشنفکر نمایان بر زبان مى رانند؟!
از سوى دیگر ناظران بر مطبوعات در وزارت ارشاد, اگر واقعا ارزش هاى اسلامى را باور دارند و در خط انقلاب اسلامى عمل مى کنند, باید براى بررسى عملکرد مطبوعات کشور سرمایه گذارى کنند, خط و مرزى مشخص کنند, تعقیب و مجازات نمایند, ناظر بى طرف نباشند, از واژه آزادى نترسند, گول جوسازىها را نخورند, مرعوب ورشکسته هاى سیاسى و حامیان برون مرزى آن ها نباشند و عرصه را به دست مغرضان فرصت طلب نسپارند, مسئولیت خدایى خود را فراموش نکنند, بدانند عملکرد اینان در پیشگاه عدل الهى و در محکمه تاریخ پیش روى ملت گشوده است و مردم آگاه ما در برابر لوث شدن ارزش هاى مقدس ساکت و آرام نخواهند نشست. به طور یقین اگر مردم به درستى بدانند در فضاى مطبوعات چه مى گذرد, و آن گاه از رسیدگى مسئولان امر مإیوس شوند, مانند همیشه خود وارد عمل خواهند شد و به مسئولیتشان عمل خواهند کرد. هم چنین در این میان نهادهاى فرهنگى تبلیغى کشور با سازمان طویل و عریض خود مسئولیت سنگین ترى دارند. مسئولیت این نهادها و سازمان ها نشر مجلات هنرى و ترویج مرز فلان فیلم سینمایى و فلان کارگردان و یا نشر شرح حال فلان هنرپیشه و ارائه چهره و زیبایى هاى یک هنرمند زن با عکس تمام رنگ با بودجه تبلیغات اسلامى نیست. یکى از مسئولیت هاى این نهادها این است که مطبوعات را کاملا زیر نظر داشته باشند و با دقت و وسواس نقد کنند, موارد تخلف را به اطلاع مسئولین برسانند, در معرض دید ملت و داورى عموم بگذارند و در حقیقت چشم ناظر تیزبین بر فضاى تبلیغى و مطبوعاتى کشور باشند و مراقب باشند خود در این دام نیفتند.
یک نهاد تبلیغى کارش فراتر از چاپ و نشر به شیوه صفى است و فراتر از نشر یک خبرنامه محرمانه است که روى میز مسئولین معمولا مى ماند و هیچ کاربردى ندارد.
آقایان علمإ, مسئولین تبلیغى اسلام و رسالت داران فرهنگ و هنر, امروز مسئولیت شما سنگین است, آگاهى دادن به آحاد ملت و دفاع از احکام شریعت و افشاگرى فساد و بدعت, وظیفه شما و همه ماست. اگر مردم بدانند ارزش هاى دینى شان در خطر است خود راه چاره را بلد هستند و به انتظار ما و شما نمى نشینند. سعى کنیم از این آزمایش بزرگ, سیه روى بیرون نیاییم. هم چنین بر آحاد ملت مسلمان است تا آن چه در توان دارند در پاسدارى از ارزش هاى اسلام و انقلاب و رهآورد خون شهیدان, بذل و ایثار کنند و فریب شعار گمراه کننده تسامح و تساهل و تفسیر غلط واژه آزادى را نخورند که این خود فریبى دیگر, از فریب هاى بیگانه است که بر زبان خودىها جارى است.
در این مجال به آن دسته از دست اندرکاران مطبوعات که به بى راهه و انحراف مى روند, باید هشدار داد که خود را با فضاى دینى, فکرى و فرهنگى جامعه اسلامى وفق دهند, شرایط حساس کشور و جهان و توطئه هاى دشمن را در نظر بگیرند, دست از بازىگرى بردارند, خط مشى خود را عوض کنند, آب بر آسیاب دشمن نریزند, که تعلل و بى توجهى به این هشدار بى تردید با عکس العمل مردمى و خشم امت فداکار و شهید داده روبه رو خواهد شد که موارد دیگر آن را در گذشته دیده اند.
بر نویسندگان مسئول و متعهد است نسبت به عملکرد انحرافى آن قشر بى تعهد روزىخوار, حساس باشند و در افشاگرى منویات آنان دریغ نورزند که آزادى قلم و بیان, حق کسانى است که با شجاعت تمام از اصول اسلام و انقلاب و ارزش هاى آن و خواست توده ملت و مصالح کشور به دفاع برخیزند و در دفاع از حریم دین خدا از هیچ چیز هراسان نباشند.
((ولایخافون فى الله لومه لائم))

پاورقی ها:پى نوشت ها: 1 ) اعراف آیه 157 2 ) نهج البلاغه, قصار. 3 ) تصنیف غرر الحکم, ص335.