عاشورا ؛ نیاز فکرى نسل امروز







اشاره
نسل امروز هنوز تشنه فضیلت و عدالت است و به دلیل سرخوردگى از تباهى ها به دنبال آرمان شهر اسلامى مى گردد. وى به نیرومندى و توانایى خویش براى به دست آوردن دنیایى بهتر و در نتیجه رستاخیزى مطلوب مى اندیشد. جوان در تلاش است از فرهنگ و ارزش هاى اسلامى ـ انسانى به صورت بهینه بهره گیرد. این تفکر حیاتى ترین, اندیشه اى است که مى تواند به بالندگى جامعه جوان امروز مدد رساند. این مقال در صدد آن است تا بتواند ضمن تبیین صحنه هایى از حماسه سالار شهیدان, حضور مکتب را در ساحت اندیشه جوانان به تصویر کشد.

حادثه عاشورا تجلى عزت و ذلت
کربلا دو صحنه دارد, در یک صحنه عزیزان و کریمان تاریخ اسلام تجلى کردند و در صحنه دیگر انسان هاى زبون که گرفتار بت هاى درونى و بیرونى بودند, ظهور کردند. (1)
عزیزان صحنه عاشورا چنان آگاهانه در راه معشوق جان سپارى کردند که به قول امام خمینى(ره): ((هر چه روز عاشورا سیدالشهدا ـ سلام الله علیه ـ به شهادت نزدیک تر مى شد, افروخته تر مى شد و جوانان او مسابقه مى کردند براى این که شهید بشوند, همه هم مى دانستند که بعد از چند ساعت دیگر شهیدند, براى این که آنها مى فهمیدند کجا مى روند آنها مى فهمیدند براى چه آمدند آگاه بودند که ما آمدیم اداى وظیفه خدایى را بکنیم آمدیم اسلام را حفظ بکنیم)).(2)
زبونان تاریخ که معبودى به جز هوى و هوس نداشتند چنان خود را آلوده کردند که تا سر حد انهدام اسلام پیش رفتند. امام خمینى(ره) در این زمینه مى فرماید: ((حکومت یزید مى رفت تا قلم سرخ بر چهره نورانى اسلام کشد و زحمات طاقت فرساى پیامبر بزرگ اسلام و مسلمانان صدر اسلام و خون شهدإ فداکار را به طاق نسیان سپارد و هدر دهد)).
اندیشه اى که مى رفت با کجروىهاى تفاله جاهلیت و برنامه هاى حساب احیاى ملى گرایى و عروبت با شعار ((لاخبر جإ و لا وحى نزل))(3) محو و نابود شود.
و از حکومت عدل اسلامى یک رژیم موروثى بسازد و اسلام و وحى را به انزوا بکشاند که ناگهان شخصیت عظیمى که از عصاره وحى الهى تغذیه و در خاندان سید رسل محمد مصطفى(ص) و سید اولیإ على مرتضى(ع) تربیت و در دامن صدیقه طاهره(س) بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکارى بى نظیر و نهضت الهى خود, واقعه بزرگ را به وجود آورد. (4)
امام خمینى(ره) رمز عزت مردم ایران, از ذلت و زبونى را, احیاى حماسه هاى عاشورایى مى دانند و مى فرمایند: ((عاشورا را زنده نگهدارید که با نگه داشتن عاشورا کشور شما آسیب نخواهد دید.))(5)
آرى حضرت اباعبدالله الحسین ـ علیه السلام ـ قیام و نهضت خونین را تنها راه نجات اسلام و مسلمین در تمامى اعصار و قرون تشکیل داد و راه منحصر به فرد مبارزه با نقشه هاى خائنانه بنى امیه را خوددارى از بیعت و تسلیم و انجام حماسه هاى جاوید عاشورا دانست. او یقین داشت هدفش موافق با رضاى خدا و پیامبر و منتهى به شهادت و سعادت است, به این جهت صادقانه و قاطعانه و با حماسه زنده و جاوید مخالفت خود را با زمام دارى ناصالحان و انحطاط مسلمین اعلام کرد و تمام مصائب و سختى ها را به جان و دل خرید و در عمل عشق و ایثار و حماسه را به ما آموخت.
یا رب زشراب عشق سرمستم کن
از هر چه نه غیر خود تهى دستم کن
یک باره به بند عشق پابستم کن
در عشق خودت نیست کن و هستم کن

پیام هاى حماسى عاشورإ
اگر ایمان به هدف و مقصد براى انسان حاصل شد دیگر در رویدادهاى جانکاه هیچ تردیدى به خود راه نمى دهد.
امام حسین(ع) از آغاز تا انجام نهضت کوچک ترین شک و تردیدى به خود راه نداد و با الهام از تعالیم پیامبر روح حماسى را در خطبه هاى غراى خود در دیگران ایجاد مى کرد. در یکى از منازل بین راه عراق خطاب به اصحاب خود و سپاهیان خود پس از حمد و ثنإ ایزد متعال فرمود:
ایها الناس, ان رسول الله قال: من رإى سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ناکثا لعهد الله مخالفا لسنه رسول الله, یعمل فى عباد الله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لا قول کان حقا على الله ان یدخله مدخله. الا و ان هولإ قد لزموا طاعه الشیطان و ترکوا طاعه الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود واستإثروا بالفىء و احلوا حرام الله و حرموا حلاله و انا احق من غیر;(6) اى مردم, پیامبر خدا فرمود: هر کس ببیند سلطان ستمکارى را, که حرام خدا را حلال قرار دهد و عهد خدا را بشکند و بر خلاف سنت پیامبر رفتار کند و در میان بندگان خدا به گناه و تجاوز کار کند و به رفتار و گفتار خود (با او مبارزه نکند) و کارهاى او را تغییر ندهد, بر خدا حق است که او را در همان موضع که آن سلطان ستمکار را وارد مى کند, وارد کند. اى مردم اینان (بنى امیه و کارگزاران) ملازم اطاعت شیطان شده و اطاعت خدا را ترک کرده و فساد را آشکار نموده و حدود الهى را تعطیل و فىء و غنیمت را به خود اختصاص داده و حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کرده اند و من از همه سزاوارترم که آن (برنامه هاى شوم) را تغییر دهم)).
اکنون دقت کنید که چگونه حضرت اباعبدالله الحسین ـ علیه السلام ـ در این بیانات حماسى صریحا اعلام کرد که شخصیتى مثل او که مرکز همه خوبى ها و معدن فضایل است با شخصى متجاهر به فسق و جور بیعت نمى کند; یعنى هیچ انسان آزاده اى نباید زیر بار چنین بیعتى رود و وقتى مسلمانان گرفتار زمامدارى ناصالح شدند باید فاتحه اسلام را بخوانند و با اسلام و معارف آن وداع کنند. سخنان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در مدینه, مکه, کربلا, بین راه و حتى در روز عاشورا و هنگام شهادت همه به یک مضمون بود.
گرچه به مناسبت مقامات و رعایت فصاحت و بلاغت و محسنات بدیعیه الفاظ و عبارات و تعابیر عوض مى شد, اما مطالب و معانى و پیام تفاوتى پیدا نمى کرد.
همان سخنان حماسى که از آغاز نهضت از حلقوم مبارک سلاله رسول خدا(ص) بیرون مىآمد تا آخرین لحظه, ادامه یافت.
در روز عاشورا خطاب به عمر سعد و سپاهیان او در خطبه اى فرمود:
((الا ان الدعى ابن الدعى قد رکز بین اثنتین بین السله والذله و هیهات منا الذله یإبى الله تعالى ذلک لنا و رسوله و المومنون و حجور طابت و طهرت و انوف حمیه من ان نوثر طاعه اللئام على مصارع الکرام;(7) یعنى: آگاه باشید که زنازاده پسر زنازاده بین دو چیز ما را مجبور کرده است بین کشته شدن یا به خوارى و ذلت تسلیم شدن, لکن ذلت از ما دور است. خدا راضى نیست که ما به ذلت تسلیم شویم و پیامبر خدا و مومنان و دامن هاى پاک و پاکیزه اى که ما در آن پرورش یافته ایم و آن مردانى که از تن دادن به زیر بار ستم منزه و برکنارند, راضى نیستند که اطاعت مردان پست را بر قتلگاه کریمان و بزرگواران برگزینم.))
شجاعت سیدالشهدإ ـ علیه السلام ـ نه تنها همان زور بازو و قدرت و قوت بدنى و علم و آگاهى آن حضرت به آئین جنگ و نبرد و مدیریت و فرماندهى و به خاک انداختن دلیران و دلاوران صحنه کارزار بود, بلکه تمام اینها از روح قوى و شخصیت بلند و حیات اعتقادى و اسلامى او نشإت مى گرفت.
وقتى از او مى پرسند از پیامبر حدیثى که خودت شنیده باشى نقل کن مى فرماید:
((ان الله یحب معالى الامور و یبغض سفسافها;(8) خداوند کارهاى بلند و گرامى را دوست مى دارد و کارهاى پست و زبون را دشمن مى دارد.))
براى برخى از افراد, روح خدمت گزار جسم و جسد و جثه است; یعنى فکر و عقل و عاطفه در خدمت هدف هاى جسمانى و بدنى و حیوانى است, روح اسیر است روح تا حدى رنج مى برد گرچه روح کوچک و ضعیف حتى احساس رنج هم نمى کند روح باید بزرگ و بلند باشد که احساس درد و رنج بکند اگر روح احساس درد و رنج بکند دیگر در خدمت جسم قرار نمى گیرد و خود را به امور پست نمى فروشد.
در این روایت امام حسین که از جد بزرگوارش نقل مى کند, معلوم مى شود روح بلند امام با امور پست جسمى سر و کار ندارد, سر و کارش با معانى عالى و بلند و با عظمت است(9) عباس عقاد مى گوید: ((و شجاعه الحسین صفه لاتستغرب منه لانها الشىء من معدنه; یعنى شجاعت حسین صفتى است که ظهور آن از وى غریب نیست, براى این که ظهور شجاعت از مثل او ظهور طلا از معدن آن است.))
در دنیا افرادى هستند خالى از حماسه و شور و هیجان و حرکت, در فراز و نشیب زندگى احساس حقارت و ذلت و شکست خوردگى مى کنند هیچ فکر و عقیده و فرهنگ و تحولى در روح آنها وجود ندارد.
اما بعضى از مردم نوعى حماسه در روح و وجود آنها هست, مثلا در ملت آلمان حماسه ((آلمان برتر از همه)) وجود داشت. در عرب نیز خوى تفوق عرب بر غیر عرب بود که اسلام با آن مبارزه کرد. در عدنانیان و قحطانیان نوعى حماسه قومى وجود داشت در عشایر و قبایل مختلف به صورت قومى و نژادى نوعى حماسه وجود دارد. اما این شجاعت و حماسه کجا؟ و شجاعت و حماسه حسینى کجا؟
عباس عقاد گوید: در افراد انسان کسى در شجاعت روحى و قوت قلبى شجاعتر نیست از کسى که اقدام کند و وارد شود بر آنچه حسین در کربلا بر آن اقدام کرد.(10)
از دیدگاه اسلام همه حماسه هاى نژادى و قومى مذموم است و آن حماسه اى در اسلام ممدوح و پسندیده است که بر اساس عزت نفس, کرامت نفس, آزاد منشى و استقلال فرهنگى و اعتقاد دینى باشد و ننگ و ذلت و انحطاط و پستى را تحمل ننماید.
سیدالشهدا با الهام از آیات حماسى قرآن هم چون آیه شریفه ((لله العزه و لرسوله و للمومنین))(11) و آیه ((لن یجعل الله للکافرین على المومنین سبیلا))(12) و با استفاده از زندگى حماسى و سیره عملى رسول خدا(ص) و امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ و حماسه هاى زهراى اطهر وامام حسن مجتبى(ع) به احیاى انسان هاى مرده زمان پرداخت و شخصیت معنوى مسلمانان را بیدار کرد و اسلام را تجدید حیات بخشید و در ملت اسلام در تمامى قرون و اعصار حماسه و غیرت ایجاد کرد, حمیت و شجاعت و سلحشورى به وجود آورد و براى تمام نهضت ها و انقلاب هاى دنیا سوژه و سرمایه بى نظیرى شد و به آنها آموخت که ترس ها, زبونى ها, بردگى ها, چاپلوسى ها, بیگانه پرستى ها, همه و همه مولود از دست دادن خوى فطرى و شخصیت انسانى است.
هیچ خسران و زیانى بدتر از خسران شخصیت نیست.
((قل ان الخاسرین الذین خسروا انفسهم و اهلیهم)).(13)
قرآن مجید کسانى را که تنها با حرف خدا را عبادت مى کنند و در هنگام امتحان و آزمایش عبودیت و بندگى را رها کرده و در رویدادهاى سخت زندگى براى احقاق حق و ابطال باطل از خود حماسه و پایدارى نشان نمى دهند, در شمار ((بازندگان)) و ((یاختگان)) حقیقى آورده و خسران دنیا و آخرت را براى ایشان تصریح نموده است ((و من الناس من یعبد الله على حرف فان اصابه خیر اطمان به و ان اصابته فتنه انقلب على وجهه خسر الدنیا و الاخره ذلک هو الخسران المبین.))(14)
اکنون در محضر پیامهاى حماسى حضرت اباعبدالله الحسین ـ علیه السلام ـ مى نشینیم و درس هاى حماسه و سلحشورى را از آن شخصیت ربانى مىآموزیم:(15)
الف: ((الا حر یدع هذه اللماظه لاهلها لیس لانفسکم ثمن الا الجنه فلاتبیعوها بغیرها فان من رضى من الله بالدنیا فقد رضى بالخسیس;(16) آیا آزاد مردى پیدا نمى شود که دست از این لقمه جویده شده بردارد؟ براى شما جز بهشت بهایى نیست. پس خود را به غیر بهشت نفروشید که هر کس از خدا به دنیا راضى شود به چیز پستى راضى گشته است.))
ب: ((الناس عبید الدنیا والدین لعق على السنتهم یحوطونه مادرت به معایشهم فاذا محصوا بالبلإ فقل الدیانون;(17) مردم برده دنیایند و دیانت بر زبان هایشان معلق است از دین حمایت مى کنند مادامى که زندگى و معیشت دنیایشان بر محور آن دور بزند. پس آن گاه که مورد بلا و آزمایش قرار گرفتند انسان هاى دین دار کم است.))
ج: ((موت فى عز خیر من حیاه فى ذل; مرگ در عزت برتر از حیات و زندگى در ذلت است.))
د : امام حسین ـ علیه السلام ـ خطاب به جناب ابى ذر غفارى فرمود: ((فاسإل الله الصبر والنصر واستعذ به من الجشع والجزع فان الصبر من الدین والکرم; از خداوند صبر و یارى بخواه و از حرص و بى تابى به او پناه بر که صبر از دین و کرم است.))
هـ : ((الصدق عز والکذب عجز والشح فقر والسخإ غنى; راستى عزت است و دروغگویى زبونى و نیاز فقر است و سخاوت: ثروت است.))
و : ((سبقت العالمین الى المعالى...; از جهانیان به سوى درجات بلند و عالى سبقت گرفتم.))
یکى از عوامل مهم و بنیادى براى انحطاط مسلمین نداشتن روح حماسه و شجاعت و صلابت است.
عزت و شرافت و کرامت امت ها و ملت ها وابسته به میزان شجاعت و شهامت و روح بلند و قوى آنان است اگر روحیه چاپلوسى و سازشکارى در برابر تخلفات مالى و اجتماعى و اقتصادى و مدیریتى در جامعه اى, ارزش به حساب آید و در مقابل روحیه حماسى و شجاعت و شهامت در گفتار و کردار و نوشتار ضد ارزش به حساب آید و مورد نکوهش قرار گیرد, آن جامعه به تدریج به انحطاط و ذلت کشیده خواهد شد.
مگر عامل اساسى رشد و بالندگى امت اسلامى ایران در برابر طاغوت و استکبار, روحیه شهامت و شجاعت و صلابت نبود؟
مگر ممکن است حیات طیبه و عزت سیاسى و استقلال اقتصادى و پیشرفت معنوى بدون استفاده از حماسه و شهامت و پایدارى در جامعه اى به وجود آید. همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند:
((حیات طیبه براى یک ملت به مفهوم برخوردارى از رفاه و رونق مالى, تإمین امنیت, پیشرفت علمى, عزت سیاسى و استقلال اقتصادى, همراه با آراسته شدن به اخلاق والاى الهى, تقوا و ایمان به خداست.
اسلام پول و رفاه را همراه با ایمان و معنویت و پیشرفت اقتصادى را توإم با شکوفایى اخلاقى و معنویت در جامعه مى خواهد)) و این مهم با استفاده از درس هاى انسان ساز امام حسین ـ علیه السلام ـ پیرامون حماسه و شهامت و صلابت به دست مىآید. (18)
رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمى خامنه اى پیرامون روحیه حماسى و رفتار شجاعانه مردم شریف ایران و برکات آن مى فرمایند:
((رفتار شجاعانه هر مردم و مسئولان ایران, علت هاى دیگر را براى مقاومت در برابر امریکا تشجیع کرده است. اکنون دورانى که امریکایى ها خیال مى کردند صاحب اختیار دنیا هستند و براى کشورهاى گوناگون خط و نشان مى کشیدند, سپرى شده است و این همه به برکت شجاعت و نترسیدن ملت ایران از ابرقدرت ها حاصل شده است.))(19)
امروزه ملت هاى مسلمان سراسر دنیا در پرتو تعالیم حماسى حضرت اباعبدالله الحسین ـ علیه السلام ـ مى روند تا در تاریخ معاصر تحولى ایجاد کنند.
ظهور شخصیت هایى چون ((لوئیس فراخان)) در صحنه مسائل حاد سیاست دینى, آن هم پس از یک تجربه تلخ و تاریک و طولانى چهارصد ساله در دل آمریکا به ویژه با شکست مارکسیسم که سعى در نفى اندیشه دینى حتى از حوزه حیات فردى داشت, بالاخص با الهام از تاریخ حماسى اسلام و تعالیم انسان ساز عاشورا, و پیام هاى حماسى کربلا و عاشورا, همه و همه نویدبخش آغاز فصلى جدید در صحنه حیات بشرى است.
امروزه بیدارى و آگاهى سیاه پوستان امریکا آن هم در پرتو تعالیم انسان ساز عاشورایى و رهنمودهاى امام خمینى مایه بسى امید و بشارت است.
رهبر معظم انقلاب در این باره فرمودند:
((سیاهپوستان امریکا اعم از مسلمان و مسیحى در این تظاهرات مشت هایشان را گره کردند و فریاد ((الله اکبر)) سر دادند و به ترجمه سوره مبارکه حمد گوش فرا دادند این پیام قرآن بود که زیر چشم رژیم استکبار امریکا در دنیا پخش شد و این واقعیت نشان داد که با وجود مخالفت هاى امریکا پیام انقلاب اسلامى به مخاطبین آن در دورترین نقطه جهان رسیده است.))(20)
اینها همه ریشه در تعالیم عاشورایى دارد, مگر مى توان فراموش کرد خطبه غرإ حضرت اباعبدالله الحسین ـ علیه السلام ـ در روز دوم محرم سال 61 هجرى و در میان یاران و فرزندان و خاندان که مى فرمود:
اما بعد فقد نزل من الامر ما قد ترون و ان الدنیا قد تغیرت و تنکرت وادبر معروفها... الا ترون الى الحق لا یعمل به و الى الباطل لایتناهى عنه لیرغب المومن فى لقإ الله محقا فانى لا إرى الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما;(21) اما پیش آمد ما همین است که مى بینید جدا اوضاع زمان دگرگون گردیده زشتى ها آشکار و نیکى ها و فضیلت ها از محیط ما, رخت بربسته است, از فضائل انسانى باقى نمانده است, مگر اندکى مانند قطرات ته مانده ظرف آب, مردم در زندگى ننگین و ذلت بارى به سر مى برند که نه به حق عمل مى شود ونه از باطل روگردانى.
شایسته است که در چنین محیط ننگین و ذلت بارى شخص با ایمان و بافضیلت فداکارى و جانبازى کند و به سوى فیض دیدار پروردگارش بشتابد.
من در چنین محیط ذلت بارى مرگ را جز سعادت و خوشبختى و زندگى با این ستمگران را جز رنج و نکبت نمى دانم.))
((سامضى و ما فى الموت عار على الفتى; به زودى مى روم در حالى که در مرگ ننگى بر جوان مرد نیست.))
اگر رهبر معظم انقلاب با اشاره به حماسه هاى مردم شریف ایران و با قاطعیت تمام مى فرمایند:
((همه دولت ها اعتراف دارند که تنها ایران اسلامى است که با شجاعت در مقابل امریکا و اسرائیل ایستاده اند.))(22)
به خاطر همان تعالیم عاشورایى است که هنوز شعارهاى حماسى و پیام هاى بلند آن به گوش اهل دل مى رسد که مى فرمود:
الموت اولى من رکوب العار
والعار اولى من دخول النار
انا الحسین بن على آلیت ان لا انثنى
حتى عیالات إبى إمضى على دین النبى
((مرگ بهتر از پذیرفتن ننگ است و پذیرفتن ننگ بهتر از قبول آتش سوزان جهنم است من حسین فرزند على هستم, سوگند یاد کرده ام که در مقابل دشمن سرفرود نیاورم.
من از اهل و عیال پدرم حمایت مى کنم و در راه آئین پیامبر کشته مى شوم.))
روحیه حماسى است که باعث مى شود انبیإ الهى براى اجراى عدالت اجتماعى کوچکترین سازشى با مترفین و کفار نداشته باشند.
همین حماسه هاى صادقانه و مخلصانه بود که یک جاذبه واقعى و حقیقى در قلوب مردم مومن جهان ایجاد کرد که حرارت و سوزش آن هرگز به سردى نمى گراید و در زیر این آسمان کبود نمى توان نهضت و انقلاب اصلاحى را پیدا کرد که با حماسه هاى جاوید عاشورا آشنا نباشد.
آرى ((ان لقتل الحسین حراره فى قلوب المومنین لن تبرد ابدا))(23)
امام خمینى ((بزرگداشت شعائر عاشورایى)) را مهم ترین رمز وحدت ملل مسلمان جهان مى داند و تعالیم عاشورایى را ثمربخش ترین حماسه براىعزت مسلمین و ذلت و خوارى کفار و مشرکین و نابودى استکبار جهانى به حساب آورده ومى فرماید:
((همه باید بدانیم که آن چه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسى, مراسم عزادارى ائمه اطهار و به ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان حضرت ابى عبدالله الحسین ـ علیه السلام ـ است که حافظ ملیت مسلمین به ویژه شیعیان اثنى عشر ـ علیهم صلوات الله و سلم ـ مى باشد.))(24)
امام خمینى قیام و انقلاب امت اسلامى ایران ونجات از ذلت و بردگى ملت ایران و رسیدن به سرافرازى را مرهون بزرگداشت شعائر حسینى و حماسه هاى جاوید عاشورا مى داند و مى فرماید:
((مجالس بزرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان که مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل و عدل بر ظلم و امانت بر خیانت و حکومت اسلامى بر حکومت طاغوت است هرچه باشکوه تر و فشرده تر بر پا شود و بیرق هاى خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم از ظالم هرچه بیشتر افراشته شود.))(25)
با امید آن که بتوانیم با استفاده از روح حماسه حسینى بیش از پیش شاهد استقلال و عزت و شرافت و کرامت نفسانى در میان مسلمانان جهان باشیم.

پاورقی ها:پى نوشت ها: 1 ) اللهوف على قتل الطفوف, ص112ـ70. 2 ) صحیفه نور, ج15, ص;55 اللهوف على قتل الطفوف, ص112. 3 ) مع السجوم فى توجهه نفس المعصوم از علامه شعرانى ص252. 4 ) صحیفه نور, ج12, ص181. 5 ) همان, ج15, ص205. 6 ) کامل ابن اثیر, ج3, ص280, و تاریخ طبرى, ج4, ص304. 7 ) سخنان حسین بن على از مدینه تا کربلا, ص236. 8 ) تاریخ یعقوبى, ج2, ص246. 9 ) کتاب پرتوى از عظمت حسین(ع) تإلیف لطف الله صافى, ص217 ـ 201. 10 ) ابوالشهدإ, ص71. 11 ) منافقون, آیه8. 12 ) نسإ, آیه141. 13 ) زمر, آیه50. 14 ) حج, آیه11. 15 ) براى آشنایى با سخنان امام حسین از مدینه تا شهادت مراجعه کنید به کتاب سخنان امام حسین(ع) از مدینه تا شهادت تإلیف محمد صادق نجمى. و از هر معصوم چهل حدیث از آقاى کوشا, ص128 ـ 147. 16 ) الانوار البهیه, ص45. 17 ) تحف العقول, ص249 ـ 250. 18 ) روزنامه رسالت, 23/7/74. 19 ) همان. 20 ) روزنامه جمهورى اسلامى, 27/7/74. 21 ) تحف العقول, ص174. طبرى,ج7, ص;300 مثیر الاخوان, ص;22 ابن عساکر, ص;214 مقتل خوارزمى, ج2, ص;5 لهوف, ص69. 22 ) روزنامه جمهورى اسلامى, 13/2/75. 23 ) مستدرک الوسائل, ج2, ص217. 24 ) صحیفه نور, ج21, ص173. 25 ) همان, ج16 , ص209 ـ 210.