آیا کسى بر رنج هاى جوانان مى گرید؟

نویسنده







پدران و مادران
شما که صلاح و فلاح فرزندان خود را مى جویید, بدانید که مسوولیتى بسیار بزرگ بر عهده شماست; تربیت نسل جوان با همدلى و همکارى شما ممکن است. نیازهاى عاطفى و روحى جوانان خود را در نظر بگیرید و با کمال محبت و احترام با آنان رفتار کنید, ولى بکوشید که این مهر ورزى عاقلانه و بجا باشد و از حد نگذرد که بسیار تخریب کننده است. پدر و مادرى که بیش از حد به فرزندان خود محبت مى کنند و حتى به خاطر جلب رضایت آنان حدود الهى را زیر پا مى گذارند, بدانند که خشم خداوند متعال را بر خود خواهند خرید و از فرزندان خویش خیرى نخواهند دید.
محبت زیاد به دختران و پسران آنان را به صورت موجوداتى طفیلى و ناتوان بارمىآورد که در آینده در قبول مسوولیت هاى اجتماعى توفیقى نخواهند داشت. مسلم است مادرى که همه کارهاى خانه را شخصا انجام مى دهد و دختر او با کمال خودخواهى به بهانه درس خواندن دست به سیاه و سفید نمى زند, انسانى عاطفى و زودرنج و پرتوقع را به خانه شوهر مى فرستد که با مختصر ناملایماتى که در همه خانواده ها وجود دارد, بناى ناسازگارى خواهد گذاشت. پدرى که تمام کارهاى بیرون از منزل را با سکوت تمام انجام مى دهد و پسر خویش را آزاد مى گذارد تا وقت را با بازى با دوستان در کوى و برزن به هدر دهد, به ویران سازى شخصیت فرزند خود کمک کرده است. باید بر دوش دختران و پسران مسوولیتى در خور طاقت شان نهاد و از آنها وظیفه خواست و اوقات فراغت آنان را با انجام کارهاى اندرون و بیرون خانه پر کرد تا با واقعیات زندگى آشنا شوند و از توقعات خود بکاهند.
بعضى از پدران و مادران چون در دوران زندگى خویش رنج و محرومیت کشیده اند مى کوشند تا فرزندانشان در آسایش مطلق باشند, لذا با خواسته هاى گوناگون آنان حتى چیزهایى که با درآمد, موقعیت و مصلحت خانوادگى سر تضاد دارد تن در مى دهند که صد البته کارى ناشایسته است, زیرا هیچ چیز مثل شناخت واقعیت هاى زندگى براى تصحیح نگرش جوانان و اصلاح آنها مفید نیست. چه داعى دارید که شما با زحمات طاقت فرسا و گاه از راه هاى نامشروع و غیر قانونى به کسب درآمد مشغول باشید و مرارت ها و سختى ها را به جان پذیرا باشید, آن گاه جوانان شما بودجه مالى خانواده را در راه هاى غیرصحیح و حتى حرام صرف کنند و شما با کمال تواضع و پنهان کارى چنان رفتار نمایید که آنان هیچ یک از مشکلات شما را درنیابند و بلکه مدام بر توقعات خود بیفزایند و بهانه گیرى و ناسپاسى کنند.
توجه داشته باشید که غرض, گذاشتن منت نیست, بل منظور این است که آنها را مسوول بار آوریم تا بدانند که روزى باید پاسخگوى اعمال خود باشند, در نتیجه درآمد و حتى آبرو و اعتبار خانواده را که با سختى و در طول زمان به دست مىآید, به آسانى و نادانى تباه نسازند.
متإسفانه بسیارى پدران و مادران شاغل درآمد خود را به جاى مصرف در کارهاى ضرورى, وقف زیاده خواهى هاى فرزندان پرمدعاى خود مى کنند. به هوش باشیم که در نتیجه عملکرد ما کشورى که در حال بازسازى است به جایى رسیده است که در مصرف کالاهاى تجملى دست بسیارى از کشورهاى پیشرفته را از پشت بسته است.
ایجاد حس مسوولیت پذیرى در جوانان, باعث مى گردد که آنان در مسائل جنسى نیز واقع بین تر و منطقى تر باشند و گمان نکنند هرچه را به چشم مى بینند و دل آنان طلب مى کند, باید فورا در اختیارشان گذارده شود! شما که دوست دارید جوانان خود را شایسته و هنرمند بار آورید و آنان را تشویق مى کنید که با کلوپ هاى علمى و فرهنگى تماس بگیرند, مگر نمى دانید که پاک و سربلند زیستن بزرگترین هنر زندگى است و جوان بایست این هنر را در کوران حوادث و مشکلات بیاموزد و الا فردا در انجام وظایف خانوادگى و تربیت فرزندان و مسوولیت هاى ملى و مذهبى خود ناتوان و ناشکیبا خواهد بود.
حال بهتر است تذکراتى را که توجه به آن مى تواند از انحراف جوانان جلوگیرى نماید به ترتیب یادآورى نماییم:
1ـ امام على(ع) فرمود: ((على قدر الحیإ تکون العفه;(1) پاکدامنى هر فرد به اندازه حیاى اوست.))
هیچ صفتى مانند حیا نمى تواند انسان را از گناه باز دارد و بیشتر گناهان ریشه در بى حیایى دارد, متإسفانه امروزه در نزد بعضى از مردم که شناخت درستى از اخلاق اسلامى ندارند, حیا به عنوان ((خجالت)) مذموم به حساب مىآید, در صورتى که وجود این صفت ارزشمند به ویژه براى جوانان بسیار لازم است, زیرا در این مرحله از عمر که نیروى شهوت در اوج است, وجود صفت حیا مى تواند مانند سدى محکم سیلاب خواهش هاى نفسانى را مهار نماید.
پدر و مادر باید بکوشند که این صفت را در فرزندان خود تقویت کنند و در گام نخست خود آنها در زندگى خانوادگى باوقار و باحیا باشند تا همین روحیه را فرزندان از آنان اقتباس کنند. اگر کسى تحقیق کند درمى یابد که بیشتر جوانانى که دچار انحرافات اخلاقى مى شوند, در خانواده هایى زندگى مى کنند که والدین آنها عامل به دستورات اخلاقى نیستند و از انجام اعمال خلاف شرع در حضور کودکان خود ابایى ندارند و ابلهانه این تظاهر به فسق را نوعى صداقت و بى ریایى مى پندارند! مادرى که خود از حیا بهره اندکى برده است و رخسار و اندام خود را از نامحرمان نمى پوشاند, چگونه مى تواند دخترى تربیت کند که پاکدامنى را شعار زندگى خود قرار دهد. حتى اگر والدین متعبد نیستند ولى رستگارى فرزندان خود را طالب هستند, باید لااقل در ظاهر, مسائل شرعى را مراعات کنند. پدر و مادرى که در حضور جوانان خود فیلم هاى غیراخلاقى را تماشا مى کنند, بدانند که با این کار حیا را از دل فرزندان خود مى زدایند و از بین رفتن حیا یعنى از بین رفتن دین, زیرا این دو صفت با هم اند و جدا شدنى نیستند چنان که امیر بیان على(ع) فرمود: ((إلایمان والحیإ مقرونان فى قرن و لا یفترقان)).(2)
همراهى پدر و مادر با جوانان خود در ارتکاب گناهان اثرى بسیار تخریب کننده تر دارد, از حالتى که خود جوانان به طور مخفیانه و هراسناک کار خلافى را انجام مى دهند و خود را گناهکار مى دانند و از این جهت شرمسار هستند; پس بیایید حتى اگر خودمان واجبات شرعى را رعایت نمى کنیم, لااقل به خاطر این که فرزندان ما دچار انحراف نشوند, تظاهر به فساد و بى دینى نکنیم.
2ـ مسإله دیگر کنترل و نظارت برکارها و رفت و آمدهاى نوجوانان است. بعضى از والدین توجه ندارند که فسادهاى اخلاقى مانند بیمارىها با یک تماس ساده با فرد آلوده به وجود مىآید, براى مثال تلفن که اکنون خانواده هاى زیادى از نعمت آن برخوردارند, به صورت وسیله اى براى بسیارى از انحرافات درآمده است, کم نیستند دختران معصومى که با رد و بدل کردن یک شماره تلفن و انجام یک مکالمه کوتاه تلفنى از روى کنجکاوى و گذاشتن یک قرار ملاقات به دام شیاطینى مخوف افتاده اند.
آزاد گذاشتن نوجوانان به خصوص دختران که عاطفى و زودباورند براى رفت و آمد و شرکت در میهمانى هاى دوستانه که در آن والدین حضور ندارند و رفتن به خانه دوستان و همسایگان به بهانه درس خواندن, در برخى موارد باعث از بین رفتن عفت آنها مى شود, به ویژه در مورد دختران و پسران اقوام و آشنایان که به سبب جو اطمینان خانوادگى تماس آنان با یکدیگر آسان تر است و خطر داشتن روابط نامشروع بیشتر, زیرا انسان همیشه باید از گناهى وحشت داشته باشد که زمینه انجام آن آماده تر است.
البته این نظارت باید بدون سوء ظن بى مورد و به طور غیر مستقیم و با کمال محبت اعمال شود تا جوان احساس نکند اسیر پدر و مادر است و آنان از موضع قدرت به هر کارى که مى خواهند فرمان مى دهند, بلکه براى هرگونه دخالتى در کار جوانان باید یک توجیه مقبول و منطقى وجود داشته باشد.
3ـ باید به طور مناسبى جوانان را از خطر انحرافات جنسى و داشتن روابط نامشروع آگاه ساخت. فسادهاى جنسى چون در هاله اى از کتمان اجتماعى مخفى است و به خاطر حفظ عفت عمومى نمى توان ضررها و عواقب خطرناک آن را به طور کامل و بى پرده به جوانان نمایاند, هوشیار کردن جوانان در این باره مشکل تر است; مثلا در مورد اعتیاد چون آفات و نتایج آن بارها در قالب فیلم و سریال و داستان از طریق صدا و سیما و مطبوعات نموده شده است, جوانان ما زشتى این عمل را زودتر قبول مى کنند, بر خلاف فسادهاى جنسى و روابط نامشروع که کسى قربانى آن را نمى نگرد و از بدبختى ها و مصایب وى آگاه نیست و نمى شود هم او را به جوانان معرفى کرد تا عبرت گیرند, زیرا در بسیارى اوقات آشنا ساختن جوان با انواع مختلف انحرافات جنسى و فریب خوردگان مبتلایان به آن, خود باعث فاسد شدن او مى شود, لذا دادن هشدار به جوانان در این باره هم لازم است و هم باید با احتیاط و دقت تمام صورت پذیرد.
4ـ مهم ترین و اصلى ترین مسإله, ازدواج جوانان است. گفتیم که تمایلات جنسى جز ازدواج درمانى ندارد و پدر و مادر باید سعى کنند در نزدیک ترین زمان ممکن پس از بلوغ, براى جوان خود همسر اختیار کنند. ممکن است این سخن در جو فعلى حاکم بر جامعه غیر منطقى جلوه کند و کسانى را که جز به دنیا و مظاهر مادى آن نمى اندیشند, به شگفتى وادارد, لیکن مطابق خواسته شرع مقدس است و تضمین کننده پاکدامنى و صلاح جوانان این مرز و بوم.
برخى اعتراض مى کنند که جوانان در این سن هنوز بچه اند و قدرت اداره زندگى را ندارند, ولى این حرف صحیح نیست, زیرا اولا: غریزه جنسى توجهى به این مسائل ندارد و رشد آن به سبب وجود این گونه مشکلات متوقف نمى گردد به خصوص در زمان ما که نسبت به گذشته جوانان زودتر به بلوغ جنسى مى رسند و اطلاعات زیادترى در این باره دارند.
ثانیا: این زندگى که شما با هزاران مشکل براى خود آفریده اید, مردان و زنان مسن و باتجربه را نیز حیران و درمانده مى سازد, چه رسد به جوانان نورس! خوب کمى از این توقعات مادى بکاهید, اندکى شهوات دنیایى و خواسته هاى نفسانى را که براى خویش ضرورى مى پندارید, کنار بگذارید تا زندگى کردن, آسان گردد, شما که براى آسایش خود هزاران نوع نیاز مصرفى تراشیده اید و متإسفانه آرامش روحى تان را فداى دست یابى به وسایل آسایش جسمى تان کرده اید, چه اصرارى دارید که نسل آینده هم مانند شما دچار این خطاهاى خسارت بار گردند. این نوع زندگى تجملاتى بر خلاف ادعاى شما جبر زمانه نیست و مى توانید آن را تغییر دهید. مگر شما نبودید که در اول انقلاب چنان روش زندگى خود را تغییر دادید و به ساده زیستى روى آوردید که دوست و دشمن را به تعجب واداشتید! الان هم راه براى تحول باز است, لیکن انسان هاى شجاع و آزاده اى که بتوانند بر خلاف جهت رودخانه زندگى شنا کنند, اندکند.
اگر به این نوع زندگى اسراف گرانه و پرزرق و برق معتاد شده اید و شیطان شما را به حال خود رها نمى سازد که پاک و ساده زندگى کنید, حداقل به جوان ها فرصت دهید تا وسایل مورد نظر شما را در طول سال هاى زندگى تهیه کنند, چه اصرارى دارید که از همان آغاز ازدواج همه چیز بر وفق مراد باشد, مگر شما خودتان هنگام ازدواج همه وسایل زندگى تان را داشتید یا این که بعد تهیه کردید!
البته ناگفته نماند که نقش خانم ها در به وجود آوردن این معضلات به مراتب از آقایان بیشتر است. هر کسى اندک تإملى کند, در مى یابد که امر ازدواج در جامعه ما تقریبا یک مسإله زنانه است و در حوزه اختیارات خانم هاست که متإسفانه غالبا درباره چگونگى تشکیل خانواده و روابط خانوادگى تصورات غلط و نابجایى دارند. بعضى از مادران هستند که مى خواهند صدها عقده فروخورده و هوس هاى سرکوب شده خود را هنگام شوهر دادن دخترشان ارضا کنند, این است که بسیارى جوانان از ترس توقعات فوق العاده مادران و زنان اقوام اصلا جرإت نمى کنند از دختر مورد علاقه خود خواستگارى کنند, اگر هم همتى به خرج داده گامى پیش نهند, باید تا سال هاى سال قسط وام هاى ازدواج را بپردازند. اگر با دقت به مخارج و لوازم عروسى بنگرید غالبا چیزهایى را مى بینید که هوس هاى زنان را اشباع مى کند وگرنه مردان به خودى خود به وسایل ضرورى زندگى توجه دارند, نه خرج هاى اسراف گرانه اى مثل هزینه اجاره سالن, تهیه چندین نوع غذا و لباس هاى آن چنانى و آراستن اتاق هاى خانه و فیلمبردارى و عکاسى و هزاران نیاز کاذب دیگر که خود زنان در تراشیدن و شمردن آنها از همه استادترند و بیچاره داماد نگون بخت که دلى پر مهر دارد و کفى تهى چه کند اگر قبول نکند, این است که با کراهت مى پذیرد و تلخى این مخارج, لذت کامرانى را از یاد وى مى برد, در حالى که تنها چیزى که ریشه در فرهنگ اسلامى دارد ولیمه ازدواج است و آن هم غذایى است که پخته مى شود و جمعى از مومنان دعوت مى شوند و از آن مى خورند و براى شادکامى زوجین دعا مى کنند, باقى هزینه ها ربطى به فرهنگ اسلامى و رستگارى ندارد و ساخته دل هاى مریض است که آن را بر سنت نبوى بسته اند و باعث مشکلات فراوان شده اند.
باید به این مادران و خواهران گفت آیا واقعا تجملات زندگى این قدر براىتان مهم است که عفت و پاکدامنى دخترتان را حاضرید فداى آن کنید! یقین داشته باشید که شما هم در گناه انحرافاتى که جوانان به آن دچار مى شوند شریک هستید و روزى باید گناه این رفتارهاى آلوده به حرص و هوس خود را در محکمه عدل خداوندى پاسخگو باشید.
سنت ازدواج که این قدر در اسلام بر آن تإکید شده است و براى آن انواع مختلفى تشریع شده است تا هر کس به هر صورت که براى او راحت است, ازدواج کند, بزرگ ترین ضربات را از ناحیه زنان خورده است. آنها نه تنها چند همسرى و ازدواج موقت را گناهى نابخشودنى مى شمارند, بلکه حتى تک همسرى را که خود مهر تإیید مى نهند با چنان رسوم و آداب جاهلانه اى آمیخته اند که هویت اصلى خود را از دست داده است و مسلم است که در چنین فضایى گناه زمینه بروز بیشترى خواهد یافت, بنابراین بانوان مسلمان باید به یاد داشته باشند که نباید به خاطر حساسیت هاى زنانه با سنت رسول خدا(ص) مخالفت کنند و یا اگر هم موافقت مى کنند هر طور که میل نفسانى آنان تقاضا دارد عمل کنند.
جوانان دل هایى پاک دارند و آنچه از شما انتظار دارند, صداقت و محبت است, اما شما بدون توجه به این امر مشغول ساختن یک کاخ شیشه اى هستید که گمان مى کنید تضمین کننده خوشبختى فرزند شماست, که با مختصر ضربه اى درهم خواهد شکست. جوانان را واگذارید تا با کمال سادگى و بىآلایشى تشکیل خانواده دهند, باشد که جو فرهنگى موجود تغییر یابد و کارها به سامان آید.
در این جا گناه مرفهین بى درد از همه افزون تر است آنان نه تنها خود قربانى رفتار نامعقول و مادىگرایانه خویش اند و مسإله ازدواج را به صورت مصداق اتم اسراف و تبذیر درآورده اند, بلکه با گذاردن یک سنت غلط افرادى را که از لحاظ روحى ضعیف و تقلیدگرند در پى خود به پرتگاه نیستى مى کشانند و اگر ما حتى بپذیریم که این مخارج اضافى ازدواج براى مرفهین جایز است و آنان مالى را که از راه حلال به دست آورده اند در کار مباحى مصرف مى کنند ـ که غالبا چنین نیست ـ توده هاى مردم عادى و کسانى که با مشکلات مادى دست به گریبان هستند دیگر چرا! چقدر حزن انگیز است که بعضى از مردم در برهه پس از جنگ مترفان و مسرفان جامعه را الگوى خود قرار داده اند و مشى رهبران انقلاب را از یاد برده اند.

جوانان
اما آنچه لازم است به خود جوانان تذکر داده شود این است:
1ـ این امر را همیشه به خاطر داشته باشید که دوره جوانى دوره اى سرنوشت ساز و بحرانى است که اگر هوشیارى و دقت کافى نداشته باشید, خساراتى را تا پایان عمر متحمل خواهید شد. اکثر انحرافات خطرناک ریشه در خطاهاى دوره جوانى دارد, پس مردانه بکوشید تا پاک بمانید و تن به فسادها نیالایید و بدانید گرچه ممکن است در اثر گناه لذت ناچیز و موقتى را به دست آورید, لیکن عذاب وجدان و ترس از رسوایى, آن را در کام شما تلخ خواهد ساخت, چنان که على(ع) فرمود: ((هیچ دردى بالاتر از درد گناه نیست!))
2ـ از دوستى با افراد ناباب و کسانى که چشم و دل پاکى نسبت به ناموس مسلمانان ندارند, بپرهیزید که آنها اگر فرصتى پیدا کنند اول به ناموس خود شما خیانت خواهند کرد. بدانید که تإثیر همنشینى با دوستان در ایام جوانى بر روى اخلاق شما بسیار زیاد است, سعى کنید با کسانى رفاقت کنید که حس غیرت و حمیت ملى و مذهبى را در شما زنده مى کنند, این چنین دوستانى از ناموس شما مانند ناموس خود دفاع خواهند کرد.
3ـ در مورد فساد جنسى به ایمان خود مغرور نشوید و خود را زرنگ ندانید که هر چه شما زرنگ و هوشیار باشد, شیطان از شما زرنگ تر است. از خداوند عاجزانه بخواهید که بر شما رحمت آورد و دامان شما را پاک نگه دارد. مبادا تحت تإثیر سخن کسانى که مسائل جنسى را به طریقه حرام بسیار ساده براى خود حل کرده اند, بدین خیال که کنترل نفسانى بسیار ساده است, در مکانى حاضر شوید که مقدمات گناه فراهم است, زیرا با توجه به این که نیروى جنسى شما در اوج است وقتى مقدمات گناه فراهم شود, جلوگیرى از آن به غایت مشکل است و نیاز به علم و تقواى حضرت یوسف(ع) دارد; بنابراین کسى که مقدمات گناه را فراهم مى کند باید انجام آن را از اول مفروض بداند و گمان نکند وقتى شیطان او را به هیجان آورد, مى تواند از کمند شهوت بگریزد.
4ـ بکوشید به حرف افراد فاسدى که با مسخره کردن سعى مى کنند شما را از دین خدا باز دارند وقعى ننهید و توجه داشته باشید که فساد کاران دو دسته اند; دسته اول آنان اند که دامنى آلوده دارند, لیکن صلاح و نیکوکارى را مى ستایند و اهل تقوا را احترام مى گذارند و از گناه خود شرمسارند که امید هدایت شدن این افراد زیاد است. دسته دوم آنان اند که هم خود آلوده اند و هم دیگران را آلوده مى خواهند و از راه رستگارى باز مى دارند و اهل تقوا را مسخره مى کنند و نشانه هاى دیانت را با تعابیر و حرکات گوناگون مورد انتقاد قرار مى دهند, اینان از دسته اول به مراتب خطرناک ترند و دوستى با ایشان بسیار زیان آور است.
باید در مقابل طعنه و کنایه هاى اهل فساد طاقت بیاورید. آنان هر کسى را که به دستورات دین در مورد حجاب و عفاف عمل کند, امل و بى ذوق و نادان مى خوانند, در صورتى که وقتى پرده ها برافتد روشن مى شود نادان کسى است که آخرت را از یاد ببرد و در هلاکت ابد افتد. شما نباید به سبب شرم از تظاهر به دیندارى پرهیز کنید تا در نتیجه حضور و تعداد فسادکاران در جامعه بیشتر نموده شود, وقتى افراد فاسد از اظهار فساد و آلودگى خود شرم ندارند, چه دلیلى دارد که ما از اظهار اعتقادات دینى و عمل به دستورات شرع مقدس شرمسار باشیم!
5ـ حفظ حجاب براى دختران جوان بسیار مهم است حجاب کامل بزرگ ترین مانع آلودگى است. بعضى از دختران نه به خاطر جلب نظرنامحرم, بلکه براى حفظ شخصیت و اعتبار خود در جمع دوستان, لباس هاى آخرین مد و زیبا بر تن مى کنند و در انظار عمومى ظاهر مى شوند, در حالى که غافل از آن هستند که این ظاهر پر آب و رنگ چشم هاى هوسران جوانان فاسد را به دنبال آنان خواهد کشید و فساد کاران در کمین آنها خواهند نشست و به انواع نیرنگ ها خواهند کوشید تا آنها را در دام اندازند و سرمایه عفت شان را بر باد دهند.
6ـ بنا را براین بگذارید که هرچه زودتر ازدواج کنید و تلاش نمایید بر خلاف مردم دنیاپرست, ازدواج شما ساده و بدون اسراف و تجمل باشد و تا مى توانید به بزرگ ترها اجازه ندهید که بر شرایط و مقدمات ازدواج بیفزایند و تا مى توانید به مسائل معنوى توجه کنید و با جان و دل هزینه هاى زندگى جدید را بپذیرید که هرچند زیاد باشد, اما ارزش دارد و باعث جلوگیرى از انحراف و فساد و کسب سعادت است. نکته دیگر این که براى شناخت همسر آینده خود حتما از افراد بزرگ تر و با تجربه ترکمک بگیرید و خودتان در این مورد اقدامى نکنید که یکى از دام هاى شیطان این است که جوانان دختر و پسر را به خیال انتخاب همسر مناسب و ازدواج و تشکیل زندگى به یکدیگر نزدیک مى کند تا وقتى آنها را در محل مناسبى یافت با وسوسه هاى ایمان بر باد ده خود, به گناه وادارشان سازد و زندگى شان را تباه کند, به ویژه دختران که در بیشتر موارد به گمان دست یابى به مرد رویاهاى خود به دام اهل فساد افتاده اند.
باید دانست که بسیارى از دوستى ها و روابط پنهانى دختران و پسران جوان با یکدیگر به مرحله ازدواج نمى رسد و اگر هم به ازدواج ختم شود, تجربه نشان داده است که این ازدواج ها چون تنها از روى احساس و هوس بوده است مدت زیادى نپاییده اند و دو طرف به زودى به این نتیجه رسیده اند که باید از هم جدا شوند و گناه سرانجامى جز این ندارد.
7ـ اگر خداى ناکرده دچار گناه شدید فورا توبه کنید و به هیچ وجه گناه خود را براى دیگران بازگو نکنیدکه این کار هم باعث ریختن آبروى شماست که حفظ آن بر شما واجب است و هم موجب گسترش فساد در جامعه مى شود که خود گناه دیگرى است با پنهان کردن گناه, امید مى رود خداوندى که ستارالعیوب است آن را در دنیا و آخرت از دیگران مخفى نگه دارد.

پاورقی ها:پى نوشت ها: 1 ) غرر الحکم 4/312. 2 ) غرر الحکم 2/47.