در جمهورى آذربایجان چه مى گذرد؟




قسمت اول


مقدمه
جمهورى آذربایجان که امروزه در کانون مباحث سیاسى و ژئوپلتیکى جهان و منطقه قرار گرفته است, در کمتر از دو قرن پیش (قبل از تجاوز روس ها به جنوب و انعقاد عهدنامه هاى گلستان 1813م و ترکمان چاى 1828م)(1) بخشى از قلمرو سرزمینى حکومت مرکزى فلات ایران را تشکیل مى داده است.
این جمهورى در پى جدایى از سرزمین ایران در قلمرو سلطه روس ها, نخست در دوره حکومت تزارها و سپس در دوره حکومت کمونیست ها (پس از انقلاب 1917م) قرار گرفت و رابطه نسل هاى بعدى این جمهورى از حیث سیاسى و اجتماعى و فرهنگى با ملت ایران قطع گردید و الگوى رابطه جدیدى که ماهیتى سه گانه داشت, شکل گرفت; یعنى از یک سو روابط جدیدى در ابعاد مختلف با روسیه و مسکو برقرار گردید و از سوى دیگر, روابط درون منطقه اى در قفقاز با سایر ملل و اقوامى که بعضا امروزه به صورت کشور مستقل درآمده اند, به وجود آمد. شکل سوم رابطه از نوع محلى و داخلى بود که در واقع به دلیل جدایى آن از جامعه, ملت و فرهنگ کلانترى در منطقه جنوبى خود, از موقعیت انزواى جغرافیایى برخوردار گردید و خرده فرهنگى بر پایه ارزش هاى دینى, مذهبى, قومى و اجتماعى و اقتصادى نضج گرفت که به تدریج تحت تإثیر دو الگوى مزبور; یعنى روسى و قفقازى, دچار تحول شد و غلظت خصیصه هاى خود را از دست داد; نظیر خط, آداب و شعائر و عقاید مذهبى و دینى, برخى رسوم اجتماعى و غیره. البته برخى عناصر به همراه مفاخر بومى و محلى هم چنان زنده ماندند.
بیش ترین تإثیرپذیرى فرهنگى و سیاسى جانبه آذربایجان از فرهنگ و نظام سیاسى سلطه روس است که کمابیش در سایر جمهورىهاى مستقل شده نیز مشاهده مى گردد.
البته این امر نتیجه منطقى رابطه یک جانبه سلطه و زیرسلطه در دو جامعه مى باشد; یعنى به هر حال, جامعه و کشور مستعمره از الگوهاى کشور استعمارگر و مسلط تإثیر مى پذیرد و میزان این تإثیرپذیرى بر اساس معیارهاى جغرافیایى تفاوت مى کند; مثلا جوامع شهرى بیش تر از جوامع روستایى آسیب پذیرند و یا مناطق دوردست و شهرهاى کوچک تر کم تر از شهرهاى بزرگ و مناطق نزدیک با کانون هاى اصلى نظام سلطه آسیب پذیرترند. یا شهر نخست و پایتخت جامعه و کشور زیرسلطه و مستعمره, گره گاه و نقطه اتصال مبادله داده هاى سیاسى و فرهنگى و اقتصادى و غیره بین کشور مستعمره و زیرسلطه با کشور استعمارگر و مسلط مى باشد. چنین فرآیندهایى را در رابطه قبلى بین کشور آذربایجان با کشور روسیه و سایر اقمار آن مى توان مشاهده نمود.(2) در عین حال جامعه آذربایجان با همه تهاجمات فرهنگى نظام سلطه, آن هم طى سالیان دراز و همراه با پشتوانه هاى سیاسى که ظاهرا آن را دچار دگردیسى نموده است داراى عناصر پایدار فرهنگى است که از اصالت بومى و محلى برخوردارند; نظیر گویش آذرى, احساس قومیت ترک, دلبستگى و افتخار به مفاخر و شخصیت هاى بومى و محلى, چون نظامى گنجوى, فضولى, خاقانى, شهریار و...(3) اعتقاد به تقدس قرآن کریم, اعتقاد به دعا و نذر و نیاز, اعتقاد به امام على(ع) و امام حسین(ع) و به ویژه مراسم با شکوه عزادارى ماه محرم, استقبال جوانان و نوجوانان آذرى از مراسم نماز جماعت, دعاى کمیل و نماز جمعه و آموزش هاى دینى که توسط رایزن فرهنگى ج.ا. ایران آقاى اجاق نژاد برگزار مى شود,(4) مراجعه تدریجى مردم معتقد به فهم مسائل مذهبى, گرایش اولیه به پوشش اسلامى از سوى برخى زنان و نظایر آن.
البته آنچه به نظر مى رسد این است که در جامعه آذربایجان فقر آگاهى هاى دینى و مذهبى مردم وجود دارد. وجود عناصر فرهنگى مزبور به صورت پیدا و نهان با وجود تلاش فرهنگى روسیه از یک سو و مغرب زمین از سوى دیگر نشان دهنده این نکته است که ریشه هاى احساس هویت فرهنگى در جامعه و کشور آذربایجان نخشکیده است, بلکه نیاز به ایجاد و توسعه, فرآیند خودآگاهى و ارتقاى دانش و معنویت فرهنگ بومى و مذهبى وجود دارد.

وضعیت جغرافیایى آذربایجان
کشور آذربایجان به دنبال فروپاشى امپراتورى شوروى, در سال 1991م اعلام استقلال کرد(5) و در تاریخ دوم مارس 1992 به عضویت سازمان ملل متحد(6) درآمد.
آذربایجان کشورى است با مساحت 86600 کیلومتر مربع و جمعیت 7391000 نفر(7) که جزیى از منطقه استراتژیک قفقاز را تشکیل مى دهد; به عبارتى آذربایجان جزو مجموعه ژئوپلتیکى قفقاز محسوب مى شود. آذربایجان در ساحل غربى دریاى مازندران قرار گرفته و یکى از بهترین شرایط آب و هوایى منطقه را داراست. سرزمین بسیار حاصل خیز آذربایجان داراى توپوگرافى خاصى است. بخش هاى غربى و شمال غرب و جنوب شرق آن کوهستانى و بخش هاى شرقى و مرکزى آن را دشت هاى ساحلى و حاصل خیز در بر گرفته است. جلگه معروف ((کورا)) که سه رودخانه ((کورا)) را نیز در خود جاى داده است, یکى از مناطق مهم و حاصل خیز این کشور است. حاشیه شرقى کشور را تماما سواحل دریاى مازندران تشکیل مى دهد که سکونت گاه هاى مهمى را نیز در خود جاى داده است. مهم ترین این سکونت گاه ها شهر ((باکو)) پایتخت کشور است و در تاریخ منطقه قفقاز نقش مهمى به عهده داشته است.
نوار ساحلى شرق کشور از ذخایر معروف نفت آذربایجان برخوردار است که از سال هاى گذشته به روش هاى مختلف از آن بهره بردارى مى شده است. امروزه نیز بخش عمده منابع عظیم نفتى قفقاز و آذربایجان در مسیر همین حاشیه ساحلى و فلات قاره مربوطه در دریاى مازندران قرار دارد.
از حیث جنبه هاى انسانى, جمعیت آذربایجان را ترکیبى از اقوام گوناگون تشکیل مى دهد که حدود 83 درصد آنها آذرى و 6 درصد ارمنى و 6 درصد روسى و 5 درصد سایر اقوام مى باشند. بر همین اساس, ادیان اسلام, مسیحى و زبان هاى آذرى, ارمنى و روسى در آن رایج مى باشد.(8) رئیس جمهور کنونى کشور, حیدر على اف است که از سال 1993 منصوب شده است. او از رهبران حزب کمونیست شوروى سابق و افسر ک.گ.ب بوده که به قول خودش پس از خروج از حزب سیاسى شوروى, ضد کمونیست شده است.
واحد پول کشور ((منات)) است که در سال جارى برابرى آن نسبت به دلار بهبود یافته است; مثلا سال قبل یک دلار در حدود 4200 منات و در سال جارى (1376) یک دلار در حدود 3850 منات بود و این امر حکایت از بهتر شدن وضعیت اقتصادى کشور نسبت به سال قبل دارد.(9)
شاخص هاى ترکیب جمعیتى آذربایجان نشان مى دهد که حدود 56 درصد جمعیت کشور شهرى و 44 درصد روستایى است (1995) و میزان مرگ و میر کودکان زیر پنج سال حدود 33 نفر و میزان مرگ و میر مادران هنگام زایمان حدود 29 نفر در هر صد هزار نفر است. امید زندگى حدود 71 سال و میزان باسوادى, بالاى 25 سال, در حدود 96/5 درصد و تعداد جمعیت در مقابل یک پزشک 250 نفر و تعداد تلفن براى هر ده نفر یک عدد و شاخص توسعه انسانى در سال 1992 حدود 73% بوده است.(10) این شاخص ها نشان دهنده وجود شرایط مناسب تر توسعه انسانى در آذربایجان است. از نظر تقسیمات سیاسى آذربایجان از سه بخش تقسیم مى شود. بخش اصلى که شامل کشور آذربایجان است و بر اساس تقسیمات کشورى به چند استان و شهرستان (رایون) تقسیم مى شود. بخش هاى دیگر عبارتند از: جمهورى خودمختار نخجوان که واحد برونکان کشور آذربایجان را تشکیل داده و به صورت منطقه حائل بین کشور جمهورى اسلامى ایران و کشور ارمنستان قرار گرفته و گمرک اصلى جلفا نیز در مرز آن قرار دارد. بخش فرعى دیگر, منطقه مورد مناقشه قره باغ است که منشإ بحران و درگیرى بین آذربایجان و ارمنستان مى باشد. این منطقه که سکنه آن اکثرا ارامنه و مسیحیان هستند به صورت واحد درونکان کشور آذربایجان عمل مى کند و داعیه استقلال یا الحاق به کشور ارمنستان دارد و جمهورى آذربایجان نیز آمادگى اعطاى خودمختارى در سطح بالا به آن را دارد, ولى ظاهرا ادعاى آنها بیش از آن است و اخیرا خودشان اقدام به برگزارى انتخابات ریاست جمهورى نموده اند.(11)
الگوى ملت در آذربایجان حاکى از آن است که اکثر قریب به اتفاق آن را مردمى تشکیل مى دهند که از نظر مذهبى, شیعه مذهب و از نظر قومى, ترک و از نظر زبانى, آذرى هستند و لذا اکثریت بالاى 80 درصد آن بر اساس عناصر ملى مزبور داراى تجانس بالا بوده و از قابلیت شکل دهى به یک ملت با هویت و یکپارچه برخوردار است. در ضمن آذربایجان پس از جمهورى اسلامى ایران, دومین کشورى در جهان است که اکثر جمعیت آن را شیعیان تشکیل مى دهند.ادامه دارد

پاورقی ها:پانوشت ها: 1 ) گیتا شناسى کشورها, سازمان جغرافیایى و کارتوگرافى گیتاشناسى, تهران, 1369, ص195. 2 ) مشاهدات نگارنده در تیرماه 1376. 3 ) براى نمونه مى توان به تجلى این امور در موزه معروف نظامى شهر باکو اشاره کرد. 4 ) مشاهدات نگارنده در تیرماه 1376. 5 ) اطلس کامل گیتاشناسى, تهران, 1374, ص12. The United Nation at 50 U.N.1995, P.76 ( 6 Ibid , P. 76 ( 7 8 ) اطلس کامل گیتاشناسى, ص12. 9 ) مصاحبه نگارنده با چند نفر افراد مطلع در باکو, تیرماه 1376. 10) راهنماى کشورهاى مستقل مشترک المنافع, گیتاشناسى, تهران, 1374, ص7. 11 ) برنامه خبر سیماى جمهورى اسلامى ایران, 1376/6/13. ژئوپلتیک : رابطه بین وضع و موقعیت جغرافیایى یک کشور با وضع و موقعیت سیاسى آن است. (مهشید مشیرى, فرهنگ زبان فارسى, ص556)