یادداشت صلیبی‌گری نوین، توحش و بربریت غرب


یادداشت

صلیبی‌گری نوین، توحش و بربریت غرب

 

«از توطئه‌های مهمی که در قرن اخیر خصوصاً در دهه‌های معاصر به‌ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی آشکارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه‌دار با ابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملت‌ها و خصوصاً ملت فداکار ایران از اسلام است...»

(امام خمینی قدس سره، صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۱۷۷)

خصومت جبهه استکباری غرب با اسلام و مسلمین پیشینه‌ای دیرین دارد، این در حالی است که در قرون وسطای مسیحی که غربی‌ها در توحش و بربریت به سر می‌بردند، این تمدن باشکوه اسلامی بود که خدمات انسانی فرهنگی بی‌شماری به جهان، از جمله مغرب‌زمین ارائه داد. تاریخ تمدن اسلام و حتی آثاری که بیگانگان غربی نگاشته‌اند،‌ ‌گواهی بر این مدعاست که تنها به یک مورد اشاره می‌شود.  

دکتر لکلرک در کتاب تاریخ طب از 300 کتاب طب محققان اسلام نام می‌برد که همگی به چند زبان ترجمه شده‌اند. او می‌گوید: «تمام دانشگاه‌های اروپایی تا600 سال از کتب طبی و فلسفی و علوم مسلمین استفاده‌ می‌کردند».

تمدن غرب وامدار فرهنگ و تمدن اسلامی است، در عین حال همین غرب نمک‌نشناس، در طول تاریخ از خصومت و دشمنی با اسلام و مسلمین و استعمار و استثمار مسلمین حتی لحظه‌ای فروگذار نکرده است. به تاریخ پرماجرای اندلس بنگریم که تمدن بزرگ اسلامی را در غرب چگونه ساقط کردند و تاریخ صلیبی را ورق بزنیم که چه کشتارها که در همین بیت‌المقدس به راه انداختند و سیل خون جاری کردند، در حالی که مسلمین هر کشوری را که فتح می‌کردند، به گفته گوستاولوبون فرانسوی، مسجد و دانشگاه را در کنار هم می‌ساختند و با پیروان ادیان بر اساس اصول انسانی رفتار می‌کردند، اما غربی‌های بی‌فرهنگ تاب تحمل مسلمانان را نداشتند و به‌ویژه با تأثیرپذیری از اندیشه‌های صهیونیستی خشونت را به اوج می‌رساندند و هر جا هم که به ظاهر تعامل داشتند، هدفی جز چپاول سرمایه‌های کشورها به‌ویژه خاورمیانه اسلامی و سلطه سیاسی و حضور نظامی و امتیازگیری از نقاط استراتژیک نفتی و سوق‌الجیشی نداشتند.  

ساده‌دلی است که یک عده هنوز به غرب چشم امید دارند و کرامت و عزت ملتی را نثار لبخندهای مکارانه غربی‌ها، به‌ویژه شیطان بزرگ و انگلیس و یا فرانسه می‌کنند.

هر چند سلطه‌گری، آدم‌کشی، غارتگری و اسلام‌ستیزی و اسلام‌هراسی خصلت و خوی سردمداران غرب و امپریالیسم صلیبی صهیونیستی است، اما فصل جدید این خباثت، اهانت به مقدسات مسلمین است که با ماجرای کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی و در سایه حمایت انگلیسی‌های خبیث و مکار کلید ‌خورد.  با وقوع انقلاب اسلامی، نسیم بیداری ملت‌ها وزیدن گرفت و رژیم پلید انگلیس تحت عنوان آزادی بیان، از نگارنده مرتد این کتاب حمایت کرد و آنگاه پاسخ دندان‌شکن حضرت امام خمینی «ره» و حکم ارتداد نویسنده مرتد و مجازات او را می‌بینیم که همچنان در سایه حمایت انگلیس به سر می‌برد.

مواضع خصمانه و وحشیانه غرب در قالب نظامی‌گری و تبلیغات مسموم با گسترش اندیشه اسلامی بعد جدیدی یافت تا ماجرای یازده سپتامبر که امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها پدید آوردند و تهاجم صلیبی دیگری را به راه انداختند و افغانستان و عراق را میدان تاخت و تاز خود قرار دادند، با این هدف که انقلاب اسلامی را تحت محاصره خود بگیرند و مانع از نفوذ این اندیشه رهایی‌بخش به دیگر کشورها و ملت‌ها شوند، ولی به‌رغم همه توطئه‌ها و لشگرکشی‌ها، موج انقلاب اسلامی مرزهای بین‌المللی را درنوردید و حتی به دیار غرب هم راه یافت و میلیون‌ها انسان شیفته نورانیت اسلام به روی این آیین حنیف و پیام‌آور رحمت و عزت و آزادگی آغوش گشودند.

 شواهد بی‌شماری حاکی از آن است که ادامه این روند، دیر یا زود شیشه عمر مستکبران را به سنگ خواهد زد تا کیفر اعمال خود و ستیزه با خدا و خلق و پیام‌آوران خدا را لمس کنند که: « إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنتَقِمُونَ»(1). تمام توطئه‌ها و توهین‌ها به مقدسات، قرآن‌سوزی‌ها، کاریکاتورها و فیلم‌های موهن هالیوودی ضداسلام در کنار دیگر سیاست‌های شیطانی و فضای مجازی ضداخلاق و زوزه‌های اقطاب کفر و استکبار، نشانه وحشت و هراس استکبار از بیداری ملت‌هاست. علت فشارها و تحریم‌ها علیه ملت‌ها را نیز باید در همین نکته کاوید. نباید به دشمن مجال داد که خود را پیروز این میدان ببیند که این هوشیاری مسئولین را می‌طلبد.

تروریسم و گروه‌های تروریستی نظیر داعش، مولود نامشروع صلیبی ـ صهیونیستی و ارتجاع منطقه هستند که با هدف بدنام کردن اسلام پدید آمده‌اند و همه و همه در مرداب شومی پرورش می‌یابند که غرب به سردمداری شیطان بزرگ در آن دست و پا می‌زند.

سیاستمداران غربی برآنند تا جلوی نفوذ اسلام را در جهان بگیرند: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ»(2)  می‌خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش کنند، اما خداوند نور خود را تمام خواهد کرد، هر چند کافران نخواهند».

به‌رغم اسلام‌ستیزی و اسلام‌هراسی و توحش و بربریت سیاست‌گذاران غربی، متعاقب این پروژه‌های ساختگی و هدفدار، میدان گسترده‌تری برای نمایش قدرت اسلام فراهم آمده است. پس از حادثه یازده سپتامبر هزاران امریکایی در تکاپوی اسلام‌شناسی به این آیین حنیف روی آوردند و در کشورهای دیگر مانند انگلیس و فرانسه رویکرد آزاداندیشان به اسلام، افق‌های نوینی را گشود.

اینها حقایقی است که در اعترافات غربی‌ها به‌وفور دیده می‌شود: «وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِین»(3) خداوند مکرشان را به خودشان برگرداند و توطئه‌ها نتیجه معکوس دادند و در آینده نیز چنین خواهد بود. در همین حال خبر می‌رسد که در فرانسه رویکردی به شناخت اسلام شکل می‌گیرد و عده بی‌شماری می‌خواهند با اندیشه اسلامی آشنایی پیدا کنند. خواست خداوند است که اسلام بماند و پیامبر«ص»، خورشید جهانتاب عالم باشد، ابوجهل‌ها و ابولهب‌های نوین نیز در زباله‌دان دفن شوند و گلبانگ محمد«ص» از مناره‌های جهان شنیده شود.

 

مسئولیت مسلمانان

در این میان مسئولیت مسلمانان سنگین است. مسلمانان جهان باید موضع خود را در قبال تروریسم و گروه‌های تکفیری صریحاً اعلام و این جریان فاسد ضداسلام و خارج از دین را برملا کنند. همچنین از حکومت‌هایی چون رژیم منحوس آل‌ سعود که منبع اصلی مالی و تدارکاتی تروریست‌ها هستند و در کنار رژیم نامشروع اشغالگر قدس، برای مزدوری برای آمریکا تمام قد ایستاده‌‌اند و نیز از مفتی‌های خودفروش شکمبا‌ره که در حرمین لانه دارند و نان اسلام را می‌خورند و در برابر این اهانت‌ها لب به اعتراض نمی‌گشایند و به مزدوری شیطان بزرگ می‌بالند، اعلام برائت کنند.

مسلمانان جهان باید اختلافات فرعی در مسائل داخلی را به دست فراموشی بسپارند و در برابر دشمنان مشترک، در یک صف قرار گیرند و با وحدت و یکپارچگی، شجاعانه در برابر اعمال وحشیانه غرب و اهانت به مقدسات بایستند و اگر دولت‌ها در گورستان خاموشی‌اند، ملت‌ها زنده بودن خود را اثبات کنند و دولت‌های خود را ملزم به رهائی از وابستگی به استکبارجهانی سازند.

امروزه کشورهای اسلامی بازار مصرف کالاهای بیگانگان، به‌ویژه آمریکا و اسرائیلی شده‌اند که هم غارت می‌کنند و هم جنایت. در چنین شرایطی بر ملت‌های مسلمان است که کالاهای وارداتی آنان را تحریم کنند و پاسخ جانانه‌ای به آنها بدهند.

جمهوری اسلامی ایران در این میان با عنوان ام‌القرای جهان اسلام و پرچمدار مبارزه با امپریالیسم و صهیونیسم و زورگویان عالم، مسئولیت سنگین‌تری را بر دوش دارد. این درس امام را از یاد نبریم که دشمنان را به سگی تشبیه کرد که اگر در برابر آنها بایستیم عقب‌نشینی می‌کنند و اگر فرار کنیم ما را تعقیب خواهند کرد. این خوی دولت‌های امریکایی و اروپایی است که هرگاه در ما احساس ضعف کنند، بر جرئت و جسارت خود می‌افزایند و فشارها و تحریم‌ها و طلبکاری‌های زورمدارانه و گستاخی را به اوج می‌رسانند و در حالی که تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ما و وزیر امورخارجه ما در پاریس حضور دارند، نشریه اهانت‌کننده در تیراژ میلیونی و به چند زبان منتشر می‌شود و سران کشورها با طرح از پیش هدایت ‌شده‌ای، به نام آزادی بیان از آن حمایت می‌کنند.

جا داشت وزیر امورخارجه ایران سفر فرانسه را در این مقطع حساس لغو و دلیل آن را اهانت به مقدسات و حمایت دولت فرانسه از جریان ضد اسلام اعلام می‌کرد و درسی به غربی‌ها می‌داد که در تاریخ ماندگار می‌شد و پاداش آن را از پیامبر عظیم‌الشأن می‌گرفت و اثر آن را مذاکرات می‌دید، اما متأسفانه چنین نکرد.

این در حالی است که می‌دانیم از این مذاکرات بی‌حاصل نه تنها چیزی به دست نمی‌آید، بلکه جرئت و جسارت و طلبکاری دشمن از ما بیشتر می‌شود. دشمن با گستاخی تمام دم از نقض حقوق بشر توسط ایران و حمایت از تروریسم می‌زند و ما با خوش‌خیالی به عنایات آنها چشم دوخته‌ایم! این نوع دیپلماسی در برابر زیاده‌خواهی‌های آنان جواب نمی‌دهد. الگوی ما در برابر جبهه استکباری باید امام راحل و رهبری معظم نظام و موضع‌گیری قاطع و مناسب با شأن ملت بزرگ ایران اسلامی باشد که هر چه جز این، به حراج گذاشتن «آرمان‌ها» و ارزش‌ها در برابر «منافع» غیرقابل دسترسی است.

 و این باید درس آموزنده‌ای باشد برای دست‌اندرکاران امور در حال و آینده، البته اگر چشم عبرت‌بینی وجود داشته باشد!

 

پی‌نوشت:

1.سجده/22

2.صف/8

3. آل عمران/52

 

 

سوتیترها:

 

1.

 

تمدن غرب وامدار فرهنگ و تمدن اسلامی است، در عین حال همین غرب نمک‌نشناس، در طول تاریخ از خصومت و دشمنی با اسلام و مسلمین و استعمار و استثمار مسلمین حتی لحظه‌ای فروگذار نکرده است.

 

 

2.

الگوی ما در برابر جبهه استکباری باید امام راحل و رهبری معظم نظام و موضع‌گیری قاطع و مناسب با شأن ملت بزرگ ایران اسلامی باشد، که هر چه جز این، به حراج گذاشتن «آرمان‌ها» و ارزش‌ها در برابر «منافع» غیرقابل دسترسی است.