فریضه شهید!


فریضه شهید!

دکتر محمدصادق کوشکی

۱ـ در احوالات سالار شهیدان آمده که در هنگام استیلای لشکر اشقیا هر کس با هر آنچه داشت زخمی بر پیکر مبارک ایشان وارد آورد! نیزه‌دار با نیزه و شمشیردار با شمشیر و آنانی که هیچ نداشتند با سنگ! ظاهراً حکایت فریضه امر به معروف و نهی از منکر (که به حق می‌توان آن را فریضه‌ای حسینی نامید!) در روزگار ما نیز همچون سرنوشت سیدالشهدا«ع» در عصر عاشورا شده و هریک از معاندین و منافقین و جهالین به هر شکلی که می‌توانند لطمه و آسیب و جراحتی بر پیکره نیمه‌جان این فریضه مظلوم و مغفول وارد کرده و قصد نابودی آن را دارند!

۲ـ به عقل حتی شیطان نیز خطور نمی‌کرد که می‌شود حادثه اسیدپاشی اصفهان را به ابزاری برای تهاجم به فریضه امر به معروف و نهی از منکر تبدیل و مهاجم شرور اسیدپاش را امر به معروف و ناهی از منکر قلمداد کرده و در سر مقاله روزنامه‌ها نتیجه گرفت؛ چون سرانجام امر به معروف و نهی از منکر وقوع حوادثی مانند اسیدپاشی است، پس این فریضه باید تعطیل و متوقف شود! آیا جز معاندین با دین کسی می‌تواند اینگونه به یک فریضه الهی و معتقدان به آن بهتان بزند؟

کسانی که این حادثه را به نهی از منکر و امر به معروف منتسب کردند، چقدر باید کینه عمیقی نسبت به دین و فرایض آن به ویژه «امر به معروف و نهی از منکر» داشته باشند تا با وقاحت تمام دست به چنین رفتاری زده و در ناجوانمردانه‌ترین شکل، این فریضه مظلوم دینی را هدف قلم‌های فاسد و زهرآگین خود قرار دهند؟

۳ـ حجم انبوه مصاحبه‌ها، سرمقاله‌ها، خبرها و خبرپراکنی‌هایی که در چند ماه اخیر در مطبوعات لامذهب داخلی و فضای مجازی برای تخریب و تضعیف و حتی تعطیل «امر به معروف و نهی از منکر» به کار گرفته شده و حرکت هماهنگ متولیان این تهاجم (از قلم به مزدان داخلی تا بهائیان بی‌بی‌سی!) نشان از آن دارد که دشمنان دین و انقلاب اسلامی از احیاء و ترویج احتمالی این فریضه در کشور چنان ترسیده‌اند که از همه ابزارها برای پیشگیری از این امر استفاده و هر اقدامی در این زمینه را مجاز می‌دانند.

۴ـ اینکه چرا این تهاجم حساب‌شده و هماهنگ علیه این فریضه الهی راه‌اندازی شده (و چرا مثلاً علیه خود دین‌داری چنین هجمه هماهنگ و شرورانه‌ای رخ نداده؟) به این نکته بازمی‌گردد که احیا و اجرای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ضامن تداوم حیات دین در عرصه جامعه و حاکمیت است و تعطیل و حذف این فریضه زمینه را برای حذف حکومت دین و حاکمیت دین و قانون الهی بر جامعه کاملاً مساعد خواهد نمود. طبیعی است که در جامعه‌ای مانند ایران هجوم به دین و دین‌داری نه ممکن است و نه نتیجه چندانی در پی خواهد داشت، لذا دشمنان دین و حاکمیت دینی برای دستیابی به هدف اصلی خود (نابودی دین و حکومت دینی در کشور) به فریضه‌ای یورش آورده‌اند که ضامن بقای اسلامیت نظام و حاکمیت دین است و طبیعی است که تهاجم به فریضه‌ای مظلوم مانند نهی از منکر و امر به معروف حساسیت چندانی در بین جامعه و حتی مسئولان ایجاد نکند، ولی همان نتایج حمله مستقیم به دیانت و حکومت اسلامی را به دنبال خواهد داشت! (کما اینکه در کمال تأسف مشاهده می‌کنیم آنانی که مرتکب جرم تشویش اذهان عمومی شده و در رسانه‌هایشان به امر به معروف و نهی از منکر توهین نموده‌اند نه از سوی وزارت ارشاد تحت پیگرد قرار گرفتند و نه از سوی عدلیه بازخواست شدند!)

۵ـ تخریب ذهن جامعه نسبت به واجب فراموش شده امر به معروف و نهی از منکر با درج تعابیری نظیر: «نهی از منکر دخالت در زندگی مردم است و موجب گسترش خشونت در جامعه می‌شود؛ نهی از منکر تحمیل سلیقه عده‌ای معدود به اکثریت جامعه است؛ جامعه مدرن جای نهی از منکر نیست؛ نهی از منکر مخل نظم و آرامش و امنیت عمومی است و...» در رسانه‌های مروج لامذهبی صورت گرفت، آن هم از سوی کسانی که در پوشش حقوقدان، وکیل دادگستری، جامعه‌شناس و... بارها و بارها علیه دیگر احکام شرعی مانند قصاص، حدود، حجاب و... موضع‌گیری و لجن‌پراکنی نموده بودند! سابقه عناد برخی از این چهره‌ها که با آسود‌گی و امنیت در حکومت دینی زندگی می‌کنند و هر لحظه به فکر سرنگونی و تعطیل آن هستند به سال‌های نخست پیروزی انقلاب می‌رسد. آنهایی که حکم الهی قصاص را «غیرانسانی» خطاب کرده و ارتدادشان از سوی حضرت امام(ره) اعلام شد و پیروان و شاگردان آنها با تسلط بر بسیاری از رسانه‌های مکتوب (و متأسفانه با گرفتن یارانه‌های چند ده میلیونی از وزارت ارشاد اسلامی!) بیش از پیش به اقدامات‌شان مشغولند و البته مدتی است که از همراهی و همدلی و الطاف برخی از صاحبان قدرت نیز بهره‌مند شده‌اند! با اینکه همراهی بعضی صاحبان مناصب مهم در نظام با این عده از دشمنان دین و حکومت اسلامی را حمل بر فریب‌خوردگی و بی‌دقتی و غفلت این جماعت می‌کنیم، اما این باعث نمی‌شود که از تأثیر همراهی بعضی مسئولان نظام با دشمنان دین کاسته شود! وقتی مردم سخنی را از دهان یک مسئول ارشد مملکتی در تهاجم به امر به معروف می‌شنوند و فردا همان سخن را در روزنامه‌ای معاند می‌خوانند، به این نتیجه می‌رسند که این سخن می‌تواند درست باشد، چرا که بسیاری از مردم هنوز به مسئولان ارشد نظام اعتماد داشته و آنها را خادم دین و ملت می‌دانند!

۶ـ در طول ۳۵ سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد هیچ گام عملی و جدی در جهت حمایت از آمرین به معروف و ناهیان از منکر (که بسیاری از آنها به واسطه عمل به این واجب الهی به شهادت رسیده و یا متحمل دردهای فراوان ناشی از جراحت و نقص عضو شده‌اند) و ترویج از این فریضه مغفول برداشته نشده و از این رو طرح مجلس شورای اسلامی در تدوین قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر که در ایام اخیر مراحل تصویب خود را می‌گذراند به عنوان مهمترین اقدام نظام در تحکیم مبانی خود و تقویت دیانت در جامعه مورد توجه و سپاس است! باشد که سایر قوا و مسئولان نظام نیز با تأسی به مجلس شورای اسلامی در جبهه اندک حامیان حق قرار گیرند و کثرت و هیمنه دشمنان دین آنها را به وحشت نیندازد، چرا که بعید نیست در عاشورای روزگار حاضر، این فریضه الهی همانند شهید مظلوم کربلا هدف تیغ و خنجر حرام‌خوردگان و حرام‌زادگانی قرار گیرد که با همراهی و پشتیبانی مرعوبین به ظاهر مسلمان و باسابقه به دنبال تعطیل نهی از منکر و به تبع آن حذف حکومت اسلامی و احیای مجدد حاکمیت یزیدان روزگار بر بلاد مسلمین‌اند!