آزمون بزرگ داود


آزمون بزرگ داود

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

وَهَل أَتَاکَ نَبَأُ الخَصمِ إِذ تَسَوَّرُوا المِحرَابَ* اذ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنهُم قَالُوا لَا تَخَف خَصمَانِ بَغَى بَعضُنَا عَلَى بَعضٍ فَاحکُم بَینَنَا بِالحَقِّ وَلَا تُشطِط وَاهدِنَا إِلَى سَوَاء الصِّرَاطِ* إِنَّ هَذَا أَخِی لَهُ تِسعٌ وَتِسعُونَ نَعجَةً وَلِیَ نَعجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَکفِلنِیهَا وَعَزَّنِی فِی الخِطَابِ*قالَ لَقَد ظَلَمَکَ بِسُؤَالِ نَعجَتِکَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ کَثِیرًا مِّن الخُلَطَاء لَیَبغِی بَعضُهُم عَلَى بَعضٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِیلٌ مَّا هُم وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاستَغفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاکِعًا وَأَنَابَ* فَغَفَرنَا لَهُ ذَلِکَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلفَى وَحُسنَ مَآبٍ.(1)

آیا داستان شاکیان هنگامی که از محراب(داود) بالا رفتند به تو رسیده است؟!* در آن هنگام که(بی‌مقدمه) بر او وارد شدند و او از دیدن آنها وحشت کرد، گفتند: «نترس دو نفر شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده، اکنون در میان ما بحق داوری کن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدایت کن.*این برادر من است، او نود و نه میش دارد و من یکی بیش ندارم، اما او اصرار می‌کند که: این یکی را هم به من واگذار، و در سخن بر من غلبه کرده است.»*(داود گفت:« مسلماً او با درخواست یک میش تو برای افزودن آن به میش‌هایش، بر تو ستم نموده، و بسیاری از شریکان(و دوستان) به یکدیگر ستم می‌کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، اما عده آنان کم است.» داود دانست که ما او را(با این ماجرا) آزموده‌ایم، از این رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه کرد.* ما این عمل را بر او بخشیدیم، و او نزد ما دارای مقامی وال و سرانجام نیکوست.

آنچه از قرآن مجید استفاده می‌شود. بیش از این نیست که افرادی برای دادخواهی از محراب داود بالا رفتند و نزد او حاضر شدند. او نخست وحشت کرد، سپس به شکایت شاکی گوش فرا داد که می‌گفت: من یک گوسفند دارم و برادرم 99تا و او می‌گوید این یکی را هم به من بده. او حق را به شاکی داد و این تقاضا را ظلم و تعدی خواند. سپس از کار خود پشیمان گشت و از خداوند تقاضای عفو کرد و خدا او را بخشید. در اینجا اما دو نکته سزاوار دقت است: 1- آزمایش 2- استغفار و توبه. قرآن در این دو قسمت، روی نقطه مشخصی انگشت نگذاشته، اما از قراین موجود در این آیات و روایات اسلامی که در تفسیر این آیات آمده، چنین بر می‌آید که داود اطلاعات و مهارت فراوانی در قضا داشت و خدا می‌خواسته او را بیازماید. پس این شرایط غیر عادی(وارد شدن بر داود از بالای محراب) را برای او پیش آورد. او در قضاوت کمی شتاب کرد و پیش از آنکه از طرف مقابل توضیحی بخواهد، داوری کرد، هر چند داوری او کاملاً عادلانه بود و از آیات نیز بر می‌آید که دو طرف نزاع، با شنیدن سخن او قانع شدند و مجلس داود را ترک گفتند. داود اما در فکر فرو رفت و با این که می‌دانست قضاوت عادلانه‌ای کرده، چون آداب مجلس قضا را رعایت نکرده بود که واجب می‌نمود در گفتار خود عجله نمی‌کرد، بلکه می‌بایست سخن طرف مقابل را هم می‌شنید و سپس داوری می‌کرد، به زودی متوجه لغزش خود شد و پیش از گذشتن وقت جبران کرد، از آن ترک اولا استغفار کرد و خدا نیز او را مشمول عفو و بخشش قرار داد.(2)

پی‌نوشت:

1-سوره ص آیات21 الی25

2-نمونه ج19 ص244