اعجازهای گیاه‌شناسی قرآن کریم (3)


 

اعجازهای گیاه‌شناسی قرآن کریم (3)

دکتر مرضیه مختاری‌پور

 

اشاره:

در دو شماره پیشین به برخی از شگفتی‌های آفرینش در قرآن اشارتی داشتیم و در این بخش بحث را به سرانجام می‌بریم.

 

11ـ نقش بادها در تلقیح گیاهان‌

«وَأرسَلنَا الرِّیَاحَ لَوَاقِحَ فَأنزَلنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً : و بادها را برای لقاح دادن‌ها می‌فرستیم و سپس از ابر، آب پایین می‌فرستیم».(1)

بادها لقاح‌های گوناگونی را انجام می‌دهند،از جمله باعث بارندگی می‌شوند. جمع بودن «لَـواقِـح» به معنی تلقـیح دهنده‌ها به این معنی است که بادها بیش از دو نوع عمل تلقـیح انجام می‌دهند. بـادهـا ذرات نامرئی بخار آب موجود در هوا را به ذرات دود و هوا و غبار و نمک و غیره می‌زنند و آنها را دور ذراتمزبور جمع می‌کنند، زیرا بدون مواد مزبور ذرات بخار به هم نمی‌پیوندند. بادها ابرها را جمع و متراکم می‌کنند، بار الکتریکی مثبت و منفی در ابرها پدید می‌آورند، بـا حـرکت دادن ابـر باعـث می‌شـوند که جریان برق، ذرات بخار آب را با هم ترکیب کند و با تـرکـیـب ذرات بخار قـطره‌های ریز تشکیل و تا حد سقـوط کردن سنگین می‌شوند و فرو می‌افتند و در مسیر سقوط با ذرات دیگـر برخورد و آنها را جذب می‌کنند و بزرگ و بزرگ‌تر می‌شوند و می‌بارند.همه کارکردهای مذکور باد، نوعی عـمـل بارورسازی است. همین‌ طور بادها درختان و گـیاهانرا تـلـقـیـح می‌دهند که برخی از تخم‌ها و‌ هاگ‌های آنها از جمله قارچ‌ها میکروسکوپی هستند.(2)

 

 

چگونگی باروری گیاهان، عوامل آن و نقش باد در تلقیح گیاهان از معماهای بنیادی بشر بوده است و دانشمندان سال‌های زیادی را صرف کشف این معماها کرده‌اند، اما قرآن در 15 قرن پیش این حقایق علمی را با صدای رسا بازگو کرد و اهل اندیشه را به تأمل در جهان هستی فراخواند: «وَأرسَلنَا الرِّیَاحَ لَوَاقِحَ فَأنزَلنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأسقَینَاکُمُوهُ وَمَا أنتُم لَهُ بِخَازِنِینَ: و بادها را بارورکننده ابرها و گیاهان فرستادیم و از آسمان آبى فرو فرستادیم و شما را با آن سیراب ساختیم، در حالى که شما ذخیره‏ساز آن نیستید».(3)

این آیه به تأثیر مهم بادها اشاره دارد و اینکه بادها نقشی بنیادین در ایجاد باران‌ بازی می‌کنند‌، همچنین نقش بادها در تخلیه­ فضای الکتریکی میان ابرهای حامل باران و تأثیر آن در لقاح نباتات‌ را بیان می‌کند. برخى در تفسیر آیه گفته‌اند که مقصود بادهایى است که گرده‌هاى گیاهان نر را به گیاهان ماده مى‌رسانند و آنها را زایا مى‌کنند و این آیه را نمونه‌اى از اعجاز علمى قرآن دانسته‌اند. تفسیر دیگر این است که آیه اشاره به لقاح ابرها و بارور شدن آنها دارد، زیرا در ادامه آیه مسئله نزول باران را مطرح کرده که نتیجه لقاح ابرهاست.(4)

هر موجود نر و ماده‌ای وقتی ثمر می‌دهد که زایا باشد و زایا شدن آن به آمیزش دو جنس بستگی دارد، اما آمیزش هر نوعی با نوع دیگر متفاوت است. آمیزش گیاهان از راه گرده‌افشانی و آمیزش ابرها به وسیله برخورد ابرهایی با بار مثبت و منفی و آمیزش حیوانات و انسان غالباً با انتقال اسپرم‌ها با شیوه خاص صورت می‌گیرد.

قرآن به نقش بادها در شکل‌گیری ابرها اشاره می‌کند و می‌فرماید: « اللَّهُ الَّذِی یُرسِلُ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَیَبسُطُهُ فِی السَّمَاءِ کَیفَ یَشَاءُ وَیَجعَلُهُ کِسَفًا فَتَرَى الوَدقَ یَخرُجُ مِن خِلَالِهِ  فَإِذَا أصَابَ بِهِ مَن یَشَاءُ مِن عِبَادِهِ إِذَا هُم یَستَبشِرُونَ» : خدا همان کسی است که بادها را می‌فرستد و ابر را برمی‌انگیزد و آن را در آسمان هرگونه بخواهد‌ می‌گستراند و انبوه می‌گرداند، ‌پس می‌بینی باران از لابه‌لای آن بیرون می‌آید و چون آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد رساند،‌ بناگاه شادمانی می‌کنند».(5)

همین مضمون در سوره فاطر آیه9 هم آمده است.

بشر از دیر زمان و حتی قبل از اسلام اطلاع داشت که اگر نرینه‌های گیاهان را برای گرده‌افشانی بر سر شاخه‌های درختان میوه به کار نبرد، عملاً محصول گیاهان بسیار کم می‌شود. مثلاً در عربستان خوشه‌های نرینه خرما را برای گرده‌‌افشانی بر سر شاخه‌های گلدار درختان خرما می‌پاشیدند. اما در اواخر قرن 18 یا اوایل قرن 19 و با پیدایش وسایل تحقیقاتی جدید از قبیل میکروسکوپ و غیره... و پیدایش نوابغ و دانشمندان،‌ کشف شد که بدون عمل جفت‌گیری و انجام تلقیح در حیوانات و گیاهان، ‌تولید مثل امکان‌پذیر نیست، مگر در برخی از گیاهان و حیوانات که تکثیرشان از طریق تقسیم سلولی و راه‌های دیگر است. سپس معلوم شد که تولید مثل گیاهان عموماً بر اساس تلقیح ذرات خیلی ریز و ذره‌بینی به نام گرده یا پولن (Polin) صورت می‌گیرد و عامل انتقال این گرده وسایل مختلف مثل حشرات و جریان‌های شدید هوا هستند.(6)

مرحوم طبرسی (ره) (548 ق) از اولین کسانی است که لقاح را به معنای آبستنی ابرها دانست و ‌نوشت: «بادها را لقاح‌کننده فرستادیم، یعنی بادها وسیله لقاح و آبستنی ابرها به باران می‌شوند. پس از آسمان آب نازل کردیم، یعنی باران فرستادیم».(7)

باید دانست تأمین دو شرط فوق، یعنی وجود بخار آب در هوا و تقطیر آن در رسیدن هوای جو به حالت اشباع، برای تشکیل ابر و ریزش باران کافی نیست و شرط سومی هم ضرورت دارد: بارور شدن  یا عمل لقاح  بخار آب ممکن است با وجود رسیدن به حالت اشباع تقطیر نشود و وقتی تقطیر شد، دانه‌ها آن قدر ریز باشند و در هوا معلق بمانند که سقوط نکنند و باران نبارد،‌ مگر آنکه با ذرات نامرئی نمک که به وسیله باد از روی دریاها آورده شده است، ‌نطفه‌های جذب و آماس کننده‌ای تشکیل شوند یا مهم‌تر از آن، رطوبت هوا به دور برگه‌های متبلور برف که در ارتفاعات بالاتر منعقد شده و به وسیله باد پوشیده می‌شوند، جمع‌گردند و بالاخره قطرات ریز اولیه باران در اثر اختلاط و تلاطم و تصادم بادها به هم بپیوندند تا رفته رفته درشت شوند و در اثر وزن نسبتاً زیاد خود از خلال توده‌های ابر فرو ببارند.

تخلیه برق بین توده‌های مختلف ابرهائی که الکتریسته‌های مخالف دارند، با روشنایی و غرش شدید، یونیزه شدن هوا و تشکیل ازن همراه است، کمک فراوانی به پیوستن قطرات به هم و بارش می‌کند، بنابراین تشکیل و تقویت ابر و مخصوصاً نزول باران یا برف بدون عمل لقاح که با دخالت و تحریک باد صورت می‌گیرد،‌ عملی نمی‌شود.»(8)

 

باد در درختان آتش سوزی ایجاد می‌کند

« أیَوَدُّ أحَدُکُم أن تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِیلٍ وَأعنَابٍ تَجرِی مِن تَحتِهَا الأَنهَارُ لَهُ فِیهَا مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأصَابَهُ الکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفَاء فَأَصَابَهَا إِعصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحتَرَقَت کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ  لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُم تَتَفَکَّرُون» : آیا کسی از شما هست که دوست داشته باشد باغی از درختان خرما و انگور با جویبارهای روان و انوع دیگر محصولات داشته باشد و خود پیر بوده وفرزند و نوه‌های ضعیف داشته باشد، ولی گردبادی که آتش ایجاد می‌کند به آن باغ بوزد و آن را بسوزاند».(9) گـرد باد با حرکت دادن و سائیدن شاخه‌ها به همدیگر گرما تولید می‌کند وسببایجاد آتش و آتش سوزی می‌شود.(10)

 

12ـ فتوسنتز

گیاهان با استفاده از عمل فتوسنتز، دی‌اکسید کربن را که برای انسان گازی بسیار مضر است از هوا می‌گیرند و به جای آن از خود اکسیژن منتشر می‌کنند. اکسیژنی که ما تنفس می‌کنیم و منبع اصلی حیات ماست، محصول اصلی فتوسنتز است. حدود 30 درصد اکسیژن جو را گیاهانی که در خشکی می‌رویند و هفتاد درصد آن را تک‌سلولی‌ها تصفیه و تامین می‌کنند.

فتوسنتز فرایندی بسیار پیچیده است و دانشمندان هنوز آن را به‌طور کامل نمی‌شناسند یا با چشم غیرمسلح نمی‌توانند آن را بینند. فتوسنتز فرمول‌های شیمیایی بسیار پیچیده‌ای دارد و گیاهان میلیون‌ها سال است که غذای خود و سایر موجودات روی زمین را از این طریق تأمین می‌کنند.

قدرت فتوسنتز با میزان اکسیژنی که تولید می‌شود قابل مقایسه است. بیشترین مقدار اکسیژن در صبح است، یعنی زمانی که تابش خورشید بسیار متمرکز است. در سپیده دم برگ‌ها عرق می‌کنند و فتوسنتز بیشتر می‌شود و در ظهر با افزایش دما تعریق بیشتر و این فرآیند برعکس و سرعت فتوسنتز کمتر می‌شود. در شب دما پایین می‌آید و تعریق کمتر می‌شود و گیاه به خواب می‌رود.

در سوره تکویر آیه 17 و 18 به خوبی به عمل فتوسنتر گیاهان اشاره شده است: «سوگند به شب چون پشت گرداند، سوگند به صبح چون دمیدن گیرد».

فتوسنتز در زندگی موجودات روی زمین نقش حیاتی دارد و می‌توان گفت که اگر فتوسنتزی در کار نبود، هیچ موجودی روی کره زمین نبود. فتوسنتز توسط ماده سبز رنگی بنام کلروفیل در گیاهان انجام می‌گیرد.(11)

در سوره انعام آیه 99 در مورد سبزینه این‌گونه نوشته شده است: «و اوست کسى که از آسمان آب فرود آورد، پس به وسیله آن از هرگونه گیاه برآورد و از آن سبزى خارج ساخت که از آن دانه‏هاى متراکمى بر‏آمد و از شکوفه درخت ‏خرما خوشه‏هایى نزدیک به هم و نیز باغ‌هایى از انگور و زیتون و انار و همانند و غیرهمانند آنان. به میوه‌ها و طرز رسیدنشان بنگرید. قطعاً در اینها براى مردمى که ایمان مى‏آورند نشانه‏هاست» (12)

 

13ـ آب سرچشمه حیات موجودات زنده

« وَاللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنهُم مَّن یَمشِی عَلَی بَطنِهِ وَمِنهُم مَّن یَمشِی عَلَی رِجلَینِ وَمِنهُم مَّن یَمشِی عَلَی أربَعٍ یَخلُقُ اللَّهُ مَا یَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ» :  خدا هر جانوری را  در آب آفرید. بنابراین آنکه روی شـکـم خـود راه می‌رود از آنهاست و آنکه روی دوپا راه می‌رود از آنهاست و آنکه روی چهار پا راه می‌رود از آنهاست. خدا هر چه را بخواهد می‌آفریند».(13)

وقـتی واژه «کُـلّ» بر سر واژه نکره بیایـد بر تمامیت نوع آن دلالت می‌کند. بنابر این قـاعـده عـبارتِ «کُـلّ دابّـهٍ= هر جانوری» به معنی «هـمهجانوران» است و مِـنْ در «مِـن ماء» به معنی «در» است که از معانی آن است (یعنی برای جداسازی است. به این معنی که واژه «مِـن» نیز به سهم خود معنیِ جدا شدنِ «آنـکـه روی شکم راه می‌رود و آنکه روی دوپا راه می‌رود و آنکه روی چهار پا راه می‌رود» از حیوانات دریایی را به جمله می‌دهد).  بنابراین همه جانوران در آب آفریده شده‌اند. آنهایی که روی شـکـم یـا روی دو پـا یـا روی چهار پـا راه می‌روند (یعنی در خشکی زندگی می‌کنند) از جانوران دریایی آمده‌اند. ابتدا موجودات دوزیست از آب در آمدند و طی میلیون‌ها سال زندگی روی خشکی رفـته‌رفـته تکامل پیدا کردند و جانوران تنوع یافتند. مضارع بـودن فـعـل یَـخـْـلُـق به ایـن معـنیاست که خدا همچنان موجودات جدیدی را می‌آفریند.

برخی می‌گویند تکامل بیولوژیکی تمام شده و نژادها و تیره‌های جدید به وجود نمی‌آیند؛ ولی این صرفاً یک نظریه است و دلیل علمی ندارد. از طرفی انسان پیوسته موجودات جدیدی را در دریاها، جنگـل‌ها و بیابان‌ها پیدا می‌کند. چند صد سال پیش انسان تعداد انواع موجودات را چند هزار اعلام کرده بود. امروزه بیش از 1700000 نوع را می‌شناسد.(14)

در مورد پیدایش همه موجودات زنده از آب که در ذیل آیه 30 سوره انبیاء «وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَی : و هر چیز زنده‌ای را از آب قرار دادیم» به آن اشاره شد، سه تفسیر مشهور وجود دارد.

الف) آب سرچشمه ایجاد موجودات است. در چهارچوب این مبحث، قرآن موجودات زنده را با آب توصیف می‌کند. یعنی «قـرار دادن هـر چـیز زنده‌ای از آب» به این معنی است که بخش عـمده هر چیز زنده‌ای آب است. هـمـان ‌طور که قرآن موجودات زنده را توصیف می‌کند، بخش عـمده آنها (یعنی بیشترین عنصر آنها) از آب است. مـثلاً 60 تا 65 درصد بدن خود ما انسان‌ها آب است. هیچ موجود زنده‌ای را نمی‌توان پیدا کرد که بخش عمدهبدن او آب نباشد.

ب) حیات همه موجودات زنده، گیاهان و حیوانات به آب بستگى دارد، آبى که مبدأ آن بارانى است که خداو‌ند از آسمان نازل می‌کند.

ج) واژه ماء به آب نطفه اشاره دارد که موجودات زنده معمولاً از آن به وجود مى‏آیند.

جالب اینکه دانشمندان معتقدند نخستین جوانه حیات در اعماق دریاها پیدا شد، به همین دلیل آغاز حیات و زندگى را از آب مى‏دانند. اگر قرآن، آفرینش انسان را از خاک مى‏شمارد، نباید فراموش کنیم منظور از خاک همان طین (گل) است که ترکیبى است از آب و خاک.

این موضوع نیز قابل توجه است که طبق تحقیق دانشمندان، قسمت عمده بدن انسان ـ در حدود 70% ـ و بسیارى از حیوانات را آب تشکیل مى‏دهد،(15)

 

14ـ گیاهان زراعی در قرآن

بیشترین یادکرد قرآن از گیاهان، به گیاهان زراعی اقتصادی اختصاص دارد، نه گیاهان صرف. به تعبیر دیگر، آنچه از اسامی نباتات به‌طورکلی وجود دارد، اختصاص به نباتات زراعی فرآوری شده دارد که انسان آن را به واسطه کاشت و داشت به دست می‌آورد و در راه آن کوشش می‌کند. اگرچه در قرآن در مواردی اسامی گیاهان غیرزراعی هم آمده است، از جمله:  

 گیاهان زینتی: روح و ریحان. گیاهان سایه دار: «وَدَانِیَةً عَلَیهِم ظِلَالُهَا» یا آنکه بدان مثل زده می‌شود بر کوچکی حجم بذرهایش مثل « حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ» یا نباتات نگون‌بختی که جهنمیان آن را خوراک خود می‌سازند، مثل « شَجَرَةُ الزَّقُّوم» که در جحیم می‌روید و لیکن بیشتر گیاهان یاد شده در قرآن همان گیاهان زراعی هستند.

اشاره به گیاهان زراعی در قرآن، تنها محدود به اسم گیاه نیست، بلکه در بیشتر اوقات به محصول آنها همچون «سنبله»، «حبّ»، «فاکهه»، «ثمرات» و گاه نیز به اجزای گیاه اشاره شده است، مثل «جذع»، «فرع»، «زهره»، «ورده»، «لیف»، و «ورق». چنان که اشاراتی به گیاه به صورت عام مثل: «زرع»، «نبت»، «حرث»، و «قطوف»، علاوه بر اشارات زیادی که به عملیات کشاورزی صورت گرفته است، مثل «استزراع»، «انبات»، «تلقیح»، «حصاد»، و «سَقی».(16)

تعداد سوره‌هایی که به طرق مختلف از گیاهان یاد کرده‌اند: 54 سوره

تعداد آیاتی که در آنها به صراحت از گیاه سخن رفته است: 137 آیه

تعداد یادکرد گیاهان بدون عنوان (با تکرار): 60

تعداد یادکرد اجزای گیاهان (با تکرار): 35

تعداد یادکرد محصولات و فراورده‌های گیاهی (با تکرار): 37

تعداد اشاره به عملیات کشاورزی (با تکرار): 16

تعداد اشاراتی که ارتباطی به کشاورزی دارند: 17

گیاهانی که به اسم در قرآن از آنها یاد شده عبارتند از:

نخیل: به تکرار 27 بار از آن و برخی فراورده‌ها و اجزای آن چون «نوی»، «رطب»، «جذع»، «طلع»، و «مسدّ» در قرآن یاد شده است؛ چه آنکه نخل، درخت عرب و اهل بهشت است.

اعناب: 9 بار

زیتون: 7 بار

رمان: 3 بار

گندم و فرآورده‌هایش (فوم، سنبل، حصید و خبز): 9 بار

قثائیات (قثاء، یقطین): 2 بار

بقولیات (بقل، عدس): 2 بار

سدر: 5 بار

خردل: 2 بار

أبّ: 1 بار

اَثْل: 1 بار.(۵۹)

از گیاهانی چون «بصل»، «تین»، «ریحان»، «کافور» و «ظلح» فقط یک بار در قرآن یاد شده است. چنان که به دو گیاه غیرمعروف و مشخص نیز در قرآن اشاره شده است:».(17)

الف) « وَلاَ تَقرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِین» : [ای آدم و ای حوا] به این درخت نزدیک مشوید که از ستمکاران خواهید بود.»

«درخت» در اینجا اسم عام است و ما از آن به « شجره آدم» یاد می‌کنیم و مفسران بر نوع آن اتفاق نظر ندارند و در تحدید آن چیزهایی را از باب مثال گفته اند: سنبله، کرمه، تین، کافور و... .

ب) «ان شجره الزقوم طعام الاثیم». این درخت نیز نزد مفسران شناخته شده نیست. گیاه دیگری که در عنوان آن اختلاف شده «فوم» است. برخی گفته‌اند که فوم، همان گندم و نان در زبان بنی‌هاشم و عنوان قدیمی حنطه (گندم) است. اما گیاه، «فوم» گیاهی معمولی است و در آن حرف «ث» به «ف» تبدیل شده (ثوم) و شاید این صحیح‌تر باشد؛ چه آنکه به «بصل»؛ یعنی پیاز و گیاهان زراعی نزدیک است.(18)

 

پی‌نوشت‌ها 

  1. سوره حجر، آیه 22.
  2. غلامی، قرآن: معجزه حضرت محمد«ص»، 1384.

   3. سوره حجر، آیه 22.

   4.رضایی ‌اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، 1381، ص291، به    نقل از جلالی، بررسی اعجاز  زیست‌شناسی قرآن، 1392.

  5. سوره روم، آیه 4.

 6. احمد محمد سلیمان، القران و الطب،1981، ص23،26، نقل از رضایی اصفهانی، زوجیت در قرآن، 1388.

7. مجمع البیان،1406، ‌ج 3،‌ ص 334، به نقل از رضایی اصفهانی، زوجیت در قرآن، 1388.

8. رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، 1381.

9. سوره بقره، آیه 266.

10. غلامی، قرآن: معجزه حضرت محمد«ص»، 1384.

11. معرفت، التمهید فی علوم‌القرآن، 1417 ق.

11. رامین، معجزات علمی قرآن، 1390.

12. سوره نور، آیه 45.

13. غلامی، عجایب و شگفتی‌های قرآن کریم، 1380.

14. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1374، ج‏13، ص 396؛ معرفت، علوم قرآنی، 1386، صص 356ـ354، به نقل از جلالی، بررسی اعجاز زیست‌شناسی قرآن، 1392.

15. ابوالحبّ، سیمای گیاهان زراعی در قرآن کریم، 1385، ص 102.

16. همان.

17. همان.

18.همان.

 

 

سوتیترها:

1.

چگونگی باروری گیاهان، عوامل آن و نقش باد در تلقیح گیاهان از معماهای بنیادی بشر بوده است و دانشمندان سال‌های زیادی صرف کشف این معماها کرده‌اند، اما قرآن در 15 قرن پیش این حقایق علمی را با صدای رسا بازگو کرد و اهل اندیشه را به تأمل در جهان هستی فراخواند.

 

 

2.

یادکرد قرآن از گیاهان، به گیاهان زراعی اقتصادی اختصاص دارد، نه گیاهان صرف. به تعبیر دیگر، آنچه از اسامی نباتات به‌طورکلی وجود دارد، اختصاص به نباتات زراعی فرآوری شده دارد که انسان آن را به واسطه کاشت و داشت به دست می‌آورد و در راه آن کوشش می‌کند.