تروریسم اسرائیلی از چه زمانی شروع شد؟ آیا فقط مربوط به دوره کنونی است؟


پاسخ به شبهات تاریخی اشغال فلسطین

 

تروریسم اسرائیلی از چه زمانی شروع شد؟ آیا فقط مربوط به دوره کنونی است؟

مجید صفاتاج

 

پس از کشتار کودکان و زنان و مردان بی دفاع غزه توسط رژیم کودک‌کش صهیونیستی طی سه دوره مختلف از سال 1388 تاکنون در جنگ‌های 22 روزه، 8 روزه و جنگ کنونی که بیش از یک ماه ادامه یافت، این سئوال به ذهن بسیاری خطور کرد که اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی در کشتار مردم بی دفاع فلسطین و ترور رهبران مقاومت فلسطین پدیدة جدیدی است یا در گذشته نیز توسط رژیم غاصب قدس انجام می‌شد و اگر وجود داشت، ریشه در چه چیزی دارد؟

در این نوشتار به‌طور مختصر ماهیت تروریستی رژیم صهیونیستی در کشتار مردم بی‌گناه فلسطین بررسی می‌شود:

رژیم کودک‌کش صهیونیستی ویژگی‌هایی دارد که در مجموع ماهیت این رژیم را تشکیل می‌دهند. در چشم انداز صهیونیسم، یهودیان بر هر کسی مقدم‌اند و یک ملت را تشکیل می‌دهند. آنها برای رسیدن به اهداف خود، هر اقدامی را جایز می‌شمارند و  حاضرند حتی دست به کشتار غیریهودیان بزنند. این امر برگرفته از ماهیت تروریستی صهیونیست‌هاست.

تروریسم تا اعماق اندیشه و روح صهیونیست‏ها ریشه دوانده و سران آنها درباره دیدگاه‏های خود، کتاب‏های مفصلی را تألیف کرده‏اند. ژابوتنسکی می‏نویسد: «تورات و شمشیر از آسمان بر ما نازل شد.» مناخم بگین می‏گوید: «برادر من باش، والاّ می‏کشمت(1)»

در کتاب‌های رهبران اسراییل،  مفصلاً و با دقت، در بارة‏ عقاید ایدئولوژیک سازمان‏های تروریستی صهیونیسم، تاریخچه تأسیس، سازمان‏دهی، اهداف، جنایت‏هایی که مرتکب شدند و حتی شکنجه‏هایی که اعمال می‏کردند، در نهایت گستاخی و به روشنی و بدون هیچ گونه احساس شرم یا ترس یا تردید بحث شده است. بدون اغراق، میراث هراس‏انگیز تروریسم صهیونیستی در هیچ یک از میراث‏های سیاسی ـ نظامی ملل عالم دیده نمی‏شود و همین که این حقایق با چنین صراحتی از طرف رهبران تروریسم صهیونیستی یا کسانی که چنانچه منافع صهیونیسم ایجاب کند، شنیع‏ترین جنایت‏های ضدبشری را  نه تنها برضد انسان‏های دیگر، بلکه علیه خود یهودیان هم مرتکب می‌شوند، فاش می‏شود، پدیده‏ای است که خرد و وجدان انسانی نمی‏تواند به آسانی آن را بپذیرد.

از لابه‏لای کتاب‌های تروریست‏های صهیونیست می‏توان دریافت که عقیده صهیونیسم بر مبانی زیر استوار شده است(2)

 1. ایمان مطلق به نظامی‌گری و پرورش نسل‏های بعدی صهیونیست‏ها به گونه‏ای که این ویژگی بخشی از شخصیت آنها شود.

 2. نقض مطلق حقوق طبیعی عرب‌ها تا حدی که براندازی نژاد عرب به خودی خود برای صهیونیست‏ها کار مطلوبی است.

 3. توجیه به کارگیری هر شیوه و وسیله‏ جنایتکارانه‌ای  برای تحقق اهداف‏ به اصطلاح مقدس صهیونیسم در سرزمین اسرائیل تا جایی که کشتن و ترور و ایجاد وحشت از مسائل عادی و روزمره می‌شود.

 4. تکیه بر یک قانون عالی، یعنیحق مطلق را به خود دادن، به طوری که صهیونیست‏ها را در یک جهت و سایر نوع بشر را در جهتی دیگر و پست‏تر از آنان قرار می‏دهد.

 5. هدف از پذیرش و ورود به کهنوت صهیونیستی (باور عقاید صهیونیستی)، نجات میهن یهودی است. در نتیجه، کینةکورکورانه نسبت به عرب‌ها (مسلمانان)، به بخشی از ایمان تبدیل و تنها راه تحقق آرمان والای صهیونیسم، پاکسازی سرزمین اسرائیل از وجود آنان می‏شود.

 6. جاسوسی از دیگران تا جایی که از دست زدن به هیچ جنایتی برای عملی کردن هدف‏های خود رویگردان نشوند.

 7. ایمان به آن‏که انتقال غیرقانونی یهودیان به فلسطین به هر شیوه و وسیله‏ای که انجام شود، تنها یک مرحله از حمله اسکان صهیونیستی است.

این مجموعه‏ ترس‏آور، عوامل عقیدتی صهیونیسم را در هر یک از منابع میراث تروریستی صهیونیسم روشن می‏کند.

تکیه‏گاه‌های اصلی ایدئولوژی تروریسم صهیونیستی با دقت و توجه به دو مسئله، بیشتر روشن می‏شود:

 1. تاریخ واقعی شکل‏گیری سازمان‌های تروریستی مادر که سایر سازمان‌ها از آنها منشعب شده‌اند.

 2. مخفیانه بودن تشکیلات آنها.

 هر چند سازمان‌های تروریستی گوناگون و متعدد بودند، اما در اینجا تأکید بر تکیه‏گاه‌های عقیدتی آنهاست که در جمع چیزی را تشکیل می‏دهد که می‏توان به‌حق آن را فلسفه تروریسم صهیونیستی یا تروریسم دولتی اسراییل نامید. این فلسفه تا به امروز ذهنیت ناخودآگاه صهیونیسم را تشکیل داده و هنوز هم هیچ تغییری در آن روی نداده است. مهم‌ترین سازمان‌های صهیونیستی‌ای که در این راستا به وجود آمده‌اند، فعالیت‌های تروریستی خود را ادامه می‏دهند. سازمان‌هایی هم به نام سازمان مادر شناخته می‏شوند، مانند هاگانا، هاشومیر و موساد. دو سازمان اول، در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در اروپای شرقی شکل گرفتند و تنها هدف آنها حمله به فلسطین و بیرون راندن عرب‌ها از آن سرزمین و نیز هراس‏افکنی(3) سازمان اخیر نیز پس از تشکیل رژیم صهیونیستی به وجود آمد و هدف آن ترور رهبران مبارز فلسطینی و به‌طور کلی تصفیه‏ چهره‏های بارز مخالف صهیونیست‏ها در جهان بود.  دیگر سازمان‌های تروریستی عبارت‏اند از: ایرگون، پالماخ، دسته‏های کار و اشترن.

 برای درک واقعیت تروریسم ـ رسمی و دولتی ـ اسرائیل و جنایت‏های گروه‌های تروریستی صهیونیستی و سازمان جاسوسی اسراییل، به کتاب المنتقمون (انتقام‌گیری)، نوشته نویسنده اسرائیلی بار زوهار مراجعه کنید. در این کتاب، مجموعه‏ای از فعالیت‏های دسته‏های تروریستی صهیونیستی پس از پایان جنگ جهانی دوم و نیز کشتار تعداد زیادی از رهبران مقاومت فلسطین به نمایش گذاشته شده است(4) در این کتاب، همه‏ اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی و دسته‏های صهیونیستی وابسته به آن، به‌ویژه اقدامات تروریستی آن پس از اشغال فلسطین ذکر نشده‌اند، لذا در زیر به چند نمونه از آنها اشاره می‏شود.

 

کشتار و جنایت

رژیم صهیونیستی از همان روزهای نخست اشغال فلسطین، به منظور ایجاد رعب و وحشت در دل فلسطینیان و اجرای طرح‌های استعماری خود در سرزمین‌های اشغالی، کشتار وسیع و قتل عام مردم فلسطین را آغاز کرد. صهیونیست‏ها در شب نهم و صبح روز دهم می 1948م، اهالی روستای دیریاسین را کشتند. این کشتار وحشیانه و اقدام جنایت‏آمیز را دو سازمان تروریستی صهیونیستی ایرگون و اشترن انجام دادند که منجر به شهادت ده‌ها تن از ساکنان عرب این روستا شد(5).

 هر چند این کشتار فلسطینیان در محافل منطقه‏ای و بین المللی محکوم شد، اما رژیم صهیونیستی از خوی حیوانی خود دست برنداشت و بارها به کشتار مردم بی‏دفاع فلسطین اقدام کرد.

یکی دیگر از روستاهایی که اهالی آن را نیروهای نظامی صهیونیستی قتل عام کردند و خشم جهانیان را برانگیختند، روستای قبیه بود که حدود 2000 تن از اهالی آن در شب‏های چهاردهم و پانزدهم ماه اکتبر 1953م مورد هجوم صهیونیست‏ها واقع شدند. در این اقدام جنایت‏آمیز، 67 تن از اهالی روستا به شهادت رسیدند و ده‏ها تن دیگر مجروح شدند. مدرسه و مسجد روستا و 56 منزل مسکونی نیز کاملاً ویران شد(6) اهالی روستای دیگری به نام روستای ناصرالدین نیز به همین صورت قتل عام شدند.

سه مورد مـزبور، نـمونه‏ای از زنـجیره اقـدامـات وحشیانه و غیرانسانی صهیونیست‏هاست. رژیم صهیونیستی تا کنون صدها مورد کشتار و قتل عام مردم مسلمان فلسطین و لبنان را مرتکب شده است. این کشتارها گاهی به صورت هجوم گروه‌های تروریستی و شبیخون و کمین و گاهی به صورت بمباران مناطق مسکونی، به وسیلة هواپیماهای نظامی بوده است. مورد اول بیشتر در داخل سرزمین‏های اشغالی فلسطین و به منظور کوچ دادن اهالی عرب روستاها  اجرا شده است. مورد دوم نیز بیشتر به صورت بمباران مناطق مسکونی مردم مسلمان لبنان و اردوگاه‌های پناهندگان فلسطینی در این کشور و توسط هواپیماهای بمب‏افکن و توپخانه ارتش رژیم صهیونیستی صورت پذیرفته که نتیجه‏ آن کشته شدن هزاران تن از مردم بی‏پناه فلسطین و لبنان بوده است.

تفاوت بین این کشتارها فقط در آلت و وسیله کشتار است، وگرنه رژیم صهیونیستی خوی وحشیگری خود را در همه‏ این کشتارها در معرض دید جهانیان قرار داده است. تاریخ‌نویسان صهیونیست، قتل عام مردم فلسطین و لبنان و کلاً کشتار غیریهودیان را مبتنی بر دو مبنای ایدئولوژیک و استراتژیک می‏دانند(7)

 1. ایدئولوژی صهیونیسم: اصول ایدئولوژی صهیونیسم که کشتار دیریاسین و کشتارهای دیگر و عملیات ترور و سرکوب غیریهودیان بر آن استوار شد، بر قانون حق مطلقمتکی است. این قانون، صهیونیست‏ها را در رأس بقیه‏ مردم (غیریهودیان) قرار می‏دهد و برکینه‏توزی کورکورانه و نادیده گرفتن حقوق کامل طبیعی دیگران توسط آنها تکیه دارد، تا جایی که از بین بردن نژاد عرب، عملی پسندیده تلقی می‏شود.

 2. استراتژی صهیونیسم: کشتار دیریاسین، جزو طرح دال اسراییل است. براساس این طرح، ارتش صهیونیستی و سازمان‌های تروریستی اسرائیل، به منظور تصرف مناطق تعیین شده برای دولت یهودی، به کشتار فلسطینیان اقدام می‌کنند. کشتارهای دیگر صهیونیست‏ها هم در راستای همین استراتژی، یعنی سرزمین بیشتر انجام می‌شود.

با شروع انقلاب اسلامی ایران و آغاز دهه هشتاد، هدف‏های تروریستی رژیم صهیونیستی ابعاد وسیع‏تر و فراتری به خود گرفت. یعنی نه تنها مبارزان فلسطینی را هدف گرفت، بلکه این رژیم، مبارزین مسلمان انقلابی دیگر کشورها، به‌ویژه لبنان را هم در دستور کارهای تروریستی خود قرار داد. آنها با اعزام تیم‏های تروریستی و واحدهای ویژه کماندویی به دیگر کشورها موفق به ترور و یا ربایش برخی از رهبران مقاومت فلسطین و دیگر گروه‌های مسلمان انقلابی شدند. به ویژه، با فعال شدن مقاومت اسلامی ضد صهیونیستی در لبنان، ترور و دستگیری رهبران مقاومت اسلامی و حزب‏اللّه لبنان در اولویت یکم اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی قرار گرفت.

 در سال 1984م،شیخ راغب حرب، امام جماعت شهرک جبشیت لبنان مورد هدف تروریستی نیروهای اسراییلی قرار گرفت و به شهادت رسید. در سال 1988م، ابوجهاد، دومین شخصیت جنبش فتح و از طرفداران خط مبارزة مسلحانه با رژیم صهیونیستی درسازمان آزادی‏بخش فلسطین، طی یک برنامه‏ریزی دقیق تروریستی از سوی سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) در تونس به قتل رسید. پس از مدتی نیز ابوایاذ، مرد شماره سه فتح به وسیلة تروریست‏های مسلح اسراییل کشته شد.

در سال 1989م، کماندوهای اسرائیلی که با هلیکوپتر از داخل سرزمین‏های اشغالی فلسطین به جنوب لبنان آمده بودند، یکی از روحانیون برجسته لبنانی و وابسته به مقاومت اسلامی لبنان و امام جمعه شهرک جبشیتلبنان به نام شیخ عبدالکریم عبید را از منزل شخصی‏اش در این شهرک ربودند و به داخل اسراییل منتقل کردند.

در سال 1991م، مصادف با 27 بهمن 1370ش، رژیم صهیونیستی در یک عملیات هوایی، با دو فروند هلیکوپتر موسوم به آپاچی، اتومبیلسیدعباس موسوی، روحانی برجسته و دبیرکل حزب‏الله لبنان و همسر و فرزندش را که پس از مراسم بزرگداشت شهادتشیخ راغب حرب، از جنوب لبنان عازم بیروت بودند، مورد هدف چندین موشک تاو قرار داد و آنها را به همراه عده دیگری از مردم جنوب لبنان به شهادت رساند.

در تاریخ سی‏ویکم اردیبهشت 1372ش، در ساعت 5/2 بامداد، یک گروه تروریستی و کماندویی رژیم صهیونیستی با استفاده از دو فروند هلیکوپتر نظامی از طریق ساحل وارد خاک لبنان شدند. آنها پس از عبور از ارتفاعات کوهستانی لبنان با استفاده از دو دستگاه ماشین سواری جیپ به روستای قصر بنا واقع در منطقه بقاع لبنان رفتند و به منزل مصطفی دیرانی، مسئول مقاومت مؤمنه جنبش امل لبنان یورش بردند و وی را ربودند و به فلسطین اشغالی منتقل کردند. پس از این عملیات، رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی، در مصاحبه‏ای، مسئولیت اجرای این عملیات را به عهده گرفت.

 از این زمان به بعد، اخبار بسیاری حکایت از این دارد که رژیم صهیونیستی به آموزش نیروهای ویژه کماندویی و تشکیل گروه‌های تروریستی برای ترور یا ربودن رهبران حزب‏الله و مقاومت اسلامی لبنان و رهبران و اعضای گروه‌های اسلامی فلسطین اقدام کرده است. از جمله، ترور سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب‏اللّه لبنان که خنثی شد. ترور دکتر فتحی شقاقی، دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین که در بیست‏وششم اکتبر 1995م (چهارم آبان 1374ش) به وسیله عوامل اسراییل در کشور مالت مورد اصابت پنج گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. همچنین، مهندسیحیی عیاش، از مبارزان فعال عضو جنبش حماس که به وسیله تلفن همراه که بمب‏گذاری شده بود به شهادت رسید. خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی این جنبش نیز به وسیلة مواد سمی مورد سوء قصد قرار گرفت که سریعا به بیمارستان منتقل شد و از این اقدام تروریستی اسراییل جان سالم به در برد.

 پرونده رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس تا کنون پر از اقدامات تروریستی است، به گونه‏ای که حتی برخی اسرائیلی‏ها را به انتقاد واداشته است. مارتین پوپر، فیلسوف اسراییلی، در کتاب جهان و اسرائیل چنین نوشته است:

«فاسدترین آموزش میان آموزش‏ها و تعالیم سست بنیاد آن است که می‏گوید تاریخ را تنها قدرت و نه چیز دیگری می‏سازد. این نظریه در طرز تفکر ملت‏ها و حکومت‏های آنها نفوذ کرده و از ایمان به مصونیت، چیزی جز الفاظ مکرر نمانده است.»

وی سپس به انتقاد از کارهای شنیع تروریستی برضد عرب‌ها می‏پردازد و در باره کشتار دیریاسین می‏گوید:

 «اینجا جنایت از آنِ ما بود، بلکه به‌خصوص از آنِ من بود. جنایت یهودیان علیه روح و معنویت. امروزه نمی‏توانم درباره آنچه رخ داد فکر کنم و این احساس گناه در من ایجاد نشود(8).

 

 

پی نوشت‌ها:

1 - الموسوعة الفلسطینیة، ج 2، 1984م، ص 585

2 - الموسوعة الفلسطینیة، الارهاب الصهیونى، ج 1، 1984م، ص 186

3 - مسیرى، عبدالوهاب، موسوعة المفاهیم و المصطلحات الصهیونیة، قاهره، 1975م

4 - نیز رک: گارودى، روژه، همان، ص 185 ـ 176

5 - براى آگاهى بیشتر رک: الموسوعة الفلسطینیة، دیریاسین مذبحة ـ 1948م، ج 2، 1984، ص 432

6 - الموسوعة الفلسطینیة، ج 3، قِبیَه مذبحة ـ، 1984م، ص 502

7 - الموسوعة الفلسطینیة، ج 2، 1984م، ص 432 ـ 433

8 - الموسوعة الفلسطینیة، پیشین، ص 192

 

 

 

 

سوتیتر:

1.

برای درک واقعیت تروریسم ـ رسمی و دولتی ـ اسرائیل و جنایت‏های گروه‌های تروریستی صهیونیستی و سازمان جاسوسی اسراییل، به کتاب المنتقمون (انتقام‌گیری)، نوشته نویسنده اسرائیلی بار زوهار مراجعه کنید. در این کتاب، مجموعه‏ای از فعالیت‏های دسته‏های تروریستی صهیونیستی پس از پایان جنگ جهانی دوم و نیز کشتار تعداد زیادی از رهبران مقاومت فلسطین به نمایش گذاشته شده است