روند توسعه‌طلبی صهیونیست‌ها در فلسطین


پاسخ به شبهات تاریخی اشغال فلسطین

روند توسعه‌طلبی صهیونیست‌ها در فلسطین

مجید صفاتاج

اشاره

با نگاهی به سوابق اشغالگری رژیم صهیونیستی، عملیاتی شدن شعار اسرائیل بزرگ (از نیل تا فرات) تا حدی قابل تصور است. صهیونیست‌ها تا قبل از سال 1948 با خرید زمین‌های فلسطینی (هر چند اندک)، اجرای نقشه از پیش طراحی شده خود را شروع کردند و سپس قطعنامه تقسیم سازمان ملل را پذیرفتندy اما اعلام تشکیل رژیم صهیونیستی در سال 1948 موجب از دست رفتن حدود 80 درصد اراضی فلسطینی شد , این امر در سال 1967 وضعیت جدیدی پیدا کرد. در این سال نه تنها کرانه باختری و نوار غزه که صحرای سینا و بلندی‌های جولان نیز به اراضی اسرائیلی اضافه شدند و این اراضی 4 برابر شد.

در سال 1982 نیز جنوب لبنان به اشغال اسرائیلی‌ها در آمد، اما این روند از سال 2000 معکوس شد. در این سال جنوب لبنان از وجود سربازان اسرائیلی و 5 سال بعد نوار غزه نیز در اثر انتفاضه و مبارزات فلسطینی‌ها توسط رژیم صهیونیستی و نیروهای نظامی و شهرک‌های یهودی‌نشین تخلیه شدند.

در این مبحث سعی خواهد شد تا تصویری نسبتاً روشن از روند اشغالگری صهیونیستی و اشغال این سرزمین تا زمان عقب‌نشینی این رژیم از نوار اشغالی غزه ارائه شود. به‌ویژه روند تغییر مالکیت اراضی فلسطینی و تصرف دارایی‌های آنها، مسئله‌ای درخور توجه است، زیرا این امر ماهیت اصلی پروژة صهیونیسم و حمایت بین‌المللی از آن توسط قدرت‌های استعمارگر را روشن‌تر می‌کند.

 

الف) پیش از جنگ سال 1948

اشغال سرزمین فلسطین در سال 1948م، نقطه اوج حرکتی بود که از سال‌ها پیش از آن برای اسکان یهودیان در سرزمین فلسطین آغاز شده بود. پیش از سال 1882، تنها هشت هزار یهودی در این سرزمین زندگی می‌کردند. در اولین موج انتقال یهودیان به فلسطین که از سال 1882 آغاز شد و تا سال 1903 ادامه داشت، با حمایت صهیونیسم بین‌الملل که در آن موقع "Hovevei Zion" نام داشت حدود 35 هزار یهودی به خاک فلسطین گام نهادند.

موج دوم نیز در فاصله سال‌های 1904 تا 1914 اتفاق افتاد و حاصل آن ورود 40 هزار یهودی دیگر به فلسطین بود. به همین ترتیب از سال 1919 تا 1923 نیز 40 هزار و طی سال‌های1924 تا 1929، حدود 82 هزار یهودی روانه فلسطین شدند.

در پی توافق سازمان صهیونیسم با آلمان‌های نازی برای کوچ دادن یهودیان ساکن آلمان به این سرزمین، طی موج پنجم انتقال یهودیان به فلسطین در فاصله سال‌های 1929 تا 1939، 250 هزار نفر و در موج ششم یعنی از سال 1939 تال 1948، 150 هزار یهودی دیگر وارد فلسطین شدند. براساس آمارهای فوق، در سال 1948، 608 هزار و 225یهودی در فلسطین زندگی می‌کردند که کل اراضی تحت تملک آنها به یک میلیون و 585 هزار و 365 دونم (جریب) یعنی تنها 7 درصد این سرزمین بالغ می‌شد و جمعیت فلسطینی‌ها به یک میلیون و 400 هزار تن می‌رسید.(۱)

در سال 1947 به موجب قطعنامه تقسیم فلسطین در سازمان ملل، 56 درصد مساحت تاریخی فلسطین به یهودیان اختصاص داده شد. این در حالی بود که مالکیت 80 درصد اراضی اعطا شده به یهودیان در دست فلسطینیان بود. به موجب این قطعنامه، 725 هزار عرب فلسطینی در یک سو و 10هزار یهودی در دو بخش عربی و یهودی فلسطین قرار گرفتند.(۲)

  

ب) پس از سال 1948

طی جنگ 1948، 531 روستا و شهر فلسطینی توسط نیروهای اسرائیلی پاکسازی نژادی و کاملاً تخریب شد. در این سال، 85 درصد ساکنان مناطق فلسطینی واقع در اراضی اشغالی 48 برابر با 78 درصد مساحت فلسطین که به بیش از 840 هزار نفر می‌رسیدند مجبور به مهاجرت شدند.

اسرائیل در این زمان 17 میلیون و 178 هزار دونم از اراضی فلسطینیان را تصاحب کرد و تنها 150 هزار فلسطینی در این مناطق اشغالی باقی ماندند. 15 هزار فلسطینی نیز کشته شدند. در فاصله سال‌های 1948 و اوایل دهه 50 میلادی، صهیونیست‌ها 70 درصد از اراضی تحت مالکیت فلسطینی‌ها را غصب کردند.(۳)

در سال 1950، کنست رژیم صهیونیستی قانونی را تصویب کرد که به موجب آن هر کسی که قبل، طی و پس از جنگ 1947 در اراضی اشغالی 48 حضور نداشته است، صرف‌نظر از علت آن غایب شمرده شده و زمین وی مصادره می‌شد. همچنین به موجب «قانون استرداد اراضی» که در سال 1953 به تصویب رسید، تصاحب اراضی عرب‌ها قانونی شمرده شد.(۴)

 

  ج) پس از سال 1967

در پی وقوع جنگ سال 1967 رژیم صهیونیستی موفق شد با شکست دادن ارتش‌های کشورهای عربی، کل مساحت فلسطین و نیز ارتفاعات جولان در سوریه و صحرای سینای مصر را به تصرف خود در آورد. در این زمان، رژیم صهیونیستی با فراغت بال، اقدام به مصادره اراضی فلسطینیان و ساخت شهرک‌های مختلف صهیونیست‌نشین در نوارغزه و کرانه باختری کرد، به طوری که تا سال 2002، 18شهرک صهیونیست‌نشینی در نوارغزه و تا سال 2006، 144 شهرک صهیونیست‌نشینی در کرانه باختری با جمعیت 475 هزار و760 نفر ساخته و(۵) 50 درصد اراضی باقی مانده تحت تملک فلسطینیان مقیم اراضی اشغالی 1948 به دست صهیونیست‌ها تصاحب شد.(۶)

گرچه سازمان ملل تداوم اشغال اراضی سال 1967 از سوی اسرائیل را نامشروع می‌داند، ولی به هر حال کرانه باختری توسط دیوار حائل به بخش‌هایی پراکنده و کوچک تقسیم شد و صهیونیست‌ها به روند زمین‌خواری خود ادامه دادند.

 

د) قرارداد اسلو

در سال 1993 و در پی امضای قرارداد اسلو که مهم‌ترین دستاورد حکومت خودگردان و گامی به عقب برای صهیونیست‌ها محسوب می‌شود، اسرائیل متعهد شد محل استقرار سربازانش را از مرکز شهرهای عمدة کرانه باختری (جنین، طولکرم، نابلس، رام‌الله، بیت لحم، اریحا، قلقیلیه و الخلیل) به حومة آنها منتقل کند. بدین ترتیب اسرائیل، مدخل‌های ورودی و خروجی شهرها و نیز کلیه جاده‌های منتهی به کرانه باختری را تحت نظر گرفت. فلسطینیان، امور شهرها و حدود 400 روستای درون کمربند امنیتی ایجاد شده به وسیله رژیم صهیونیستی را به عهده گرفتند، ولی مسئولیت واقعی حفظ امنیت، منابع یا زمین‌های خارج از مراکز مسکونی به عهده اسرائیلی‌هاست و فلسطینی‌ها حق مداخله در امور مهاجران، پلیس و ارتش اسرائیل را ندارند. اسرائیل همچنین اختیار امور50 تا 60 روستای فلسطینی را بر عهده دارد. بر این اساس کرانه باختری به سه قسمت C ,B ,A تقسیم شد.

منطقه A که 3 درصد کرانه باختری را تشکیل می‌دهد، تحت حاکمیت غیرنظامی تشکیلات خودگردان است.

کنترل امنیتی مناطق B که متضمن 68 درصد سکنه فلسطینی کرانه باختری و 8/22 کل مساحت کرانه باختری می‌شود، به عهده رژیم صهیونیستی و اداره امور اقتصادی، اجتماعی آن به عهده تشکیلات خودگردان است. مناطقC یعنی 2/74 درصد کرانه باختری نیز به‌طور کامل تحت کنترل اسرائیل است.

همچنین طی قراداد اسلو، 60 درصد نوارغزه که مجموعاً 288 کیلومتر مربع است به تشکیلات خودگردان سپرده شده است. طبق قراداد شرم‌الشیخ که به وای ریور 2 موسوم شد، مقرر شد 10 درصد از منطقه C به منطقه B و 1/8 درصد از مناطق B وC به منطقه A منتقل شوند.

با این حال این قرادادهای ناعادلانه نیز که در صورت اجرایی شدن آنها، 40 درصد سرزمین‌های اشغالی به صورت پراکنده به فلسطینیان اختصاص می‌یافت عملی نشد و رژیم صهیونیستی از اجرای آن امتناع و تنها یک درصد از منطقه C را به منطقه A تبدیل و واگذاری سایر درصدها و مراحل را معلق کرد.(۷)

براساس آخرین وضعیت، در حال حاضر منطقه C،60 درصد مساحت کرانه باختری با 70 هزار نفر فلسطینی را شامل می‌شود. همچنین 283 هزار شهرک‌نشین صهیونیست در این منطقه ساکن هستند.(۸)

 

هـ) عقب‌نشینی از نوار غزه

هزینه‌های تداوم اشغالگری، رژیم صهیونیستی را مجبور ساخت به‌طور یکجانبه و بدون هماهنگی با طرف فلسطینی از نوار غزه عقب‌نشینی کند و با این اقدام، علاوه بر ارائه یک چهرة صلح‌طلب از خود در سطح بین‌المللی، شهرک‌های کرانه باختری را توسعه بخشید و همچنان نوارغزه را تحت نظارت و محاصرة خود داشته باشد. به این ترتیب در سال 2005 نوار غزه با 360 کیلومتر مربع وسعت در اختیار تشکیلات خودگردان قرار گرفت.

 

و) پس از کنفرانس صلح آناپولیس

در پی تحولات به وجود آمده در عرصه سیاسی فلسطین، به قدرت رسیدن جنبش حماس و تحریم آن از جانب آمریکا، کشورهای اروپایی و کمک‌کننده شاهد برگزاری یک کنفرانس به اصطلاح صلح برای پیشبرد روند سازش در آناپولیس آمریکا (2007) بودند. به‌رغم تعهدات رژیم صهیونیستی در این کنفرانس در مورد توقف شهرک‌سازی، روند حوادث بعدی نشان داد که این رژیم به هیچ‌ یک از تعهدات خود پایبند نیست.

در سال 2008 در کرانه باختری بالغ بر 80 ایست بازرسی و 446 مانع حرکتی از جمله بلوک‌های سیمانی، توده‌های خاک و دروازه وجود دارد که تردد فلسطینیان را به‌طور تبعیض‌آمیزی محدود کرده و بر وضعیت اقتصادی آنان تأثیر بسیار نامطلوبی داشته است.

در حالی که انتظار می‌رفت پس از کنفرانس آناپولیس شرایط بهتر شود، وزارت مسکن و شهرسازی اسرائیل از اجرای یک طرح جدید ساخت و ساز بی‌سابقه در ده سال گذشته برای ساخت هزار و900 واحد مسکونی در کرانه باختری خبر داده است. علاوه بر این، طی این مدت کار ساخت بیش از 20 هزار واحد مسکونی در قدس نیز آغاز شده که زیربنای آنها مجموعاً بالغ بر دومیلیون متر مربع است.(۹)

 

پی‌نوشت‌ها

[1] - www. If Americans knew. Org/history/demography.html

2 - www.palestineremembered.com/Articles/General/Story23750html

3 - Ibid

4 - www.onepalestine.org/resources/Israeil_Apartheid_Laws.html

۵ـ مرکز اطلاع رسانی فلسطین، 7/5/1386. 

6 - www.palestineremembered.com/Articles/General/Story23750html

۷ـ احمد سروش‌نژاد، «نگاهی به قراردادهای وای ریور 1و2»، فصلنامه مطالعات فلسطین، (مؤسسه تحقیقات و پژوهش‌های سیاسی علمی ندا، سال اول، شماره اول، پاییز 1378).

۸ـ روزنامه فلسطین، 28/5/2008.

۹ـ دنیا الوطن، (22/11/1386).

 

 

 

سوتیتر:

 

1.

در سال 1993 و در پی امضای قرارداد اسلو که مهم‌ترین دستاورد حکومت خودگردان و گامی به عقب برای صهیونیست‌ها محسوب می‌شود، اسرائیل متعهد شد محل استقرار سربازانش را از مرکز شهرهای عمدة کرانه باختری به حومة آنها منتقل کند. بدین ترتیب اسرائیل، مدخل‌های ورودی و خروجی شهرها و نیز کلیه جاده‌های منتهی به کرانه باختری را تحت نظر گرفت.