پاسخ به شبهات تاریخی آیا صهیونیسم و رژیم صهیونیستی ماهیتی نژادپرستانه دارند؟


پاسخ به شبهات تاریخی

آیا صهیونیسم و رژیم صهیونیستی ماهیتی نژادپرستانه دارند؟

 

مجید صفاتاج

فلسفة نژادپرستانه از آغاز شکل‌گیری صهیونیسم آشکارا با آن ملازم و همراه بوده و نژادپرستی را اساس خود قرار داده است. صهیونیسم در میان اکثر یهودیان جهان که یهودی‌گری را دینی آسمانی و معنوی و نه پیوند سیاسی ـ قومی به شمار می‌آوردند، سر بر آورد و اندیشه میهن قومی یهودی را مطرح کرد.

صهیونیسم برای توجیه اندیشه میهن قومی یهود و رویارویی با فراخوانی برای آمیختگی با ملل دیگر، هیچ تکیه‌گاهی جز نژادپرستی نیافت. برای ایمان به یهودی‌گری به منزله دین، لازم بود اندیشه یهودی‌گری به عنوان نژاد مطرح و در برابر فراخوانی به آمیختگی، شعار صف‌بندی نژادی ارائه شود.

موسی هس در کتاب روم و قدس در سال 1726م نوشت:

«یهودیان از وجود خویش حفاظت کردند، زیرا توانستند غریزه نژادی خود را حفظ کنند.»

 لئوبنسکر در کتاب رهایی ذاتی (خودمختاری) در سال 1892م ‌نوشت:

«اصل مشترک و پاکی، یهودیان را به هم پیوند می‌دهد.»

و تئودور هرتزل در کتاب خود به نام دولت یهود در سال 1895م گفت:

«دلیل بقای یهودیان به صورت ملت یگانه و نژادی متمایز به قوانین ازدواج باز می‌گردد که (بیش از آن چه به آمیختگی نژادی یاری رساند) مانع از این امر مانع شد(1)

ماهیت رژیم صهیونیستی نژادپرستی و لذا یکی از ویژگی‌های اساسی آن، تثبیت عقیده خالص نژادپرستی است که در بخش‌ها، مؤسسات، هیئت‌ها، تصمیم‌ها و برخوردها  و در روح رهبران، پیروان، رئیسان، مرؤسان، پیشوایان و عامة مردم رسوخ کرده و رفتارها را تحت حاکمیت خود در ‌آورده است. دکتر حامد ربیعی از اندیشمندان عرب، حقیقت تثبیت نژادپرستی در نظام سیاسی رژیم صهیونیستی را این گونه بیان کرده است: «تبعیض نژادی، با تمام مظاهر و عناصر و پایه و اساسی که دارد، یکی از ویژگی‌های متمایز کننده وضع حکومتی اسرائیل در حال حاضر است(2)

پروفسور روژه گارودی، اندیشمند مسلمان فرانسوی نیز معتقد است که نژادگرایی، سرآغاز و زمینة مناسبی برای سیاست توسعه‌‌طلبانة رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود. صهیونیست‌ها خود را مردمی منتخب و جدای از دیگر اقوام و ملل به شمار می‌آورند و معتقدند که دیگر ملت‌ها باید در خدمت آنها باشند. در همین راستاست که سیاست غیرانسانی رژیم صهیونیستی در مورد حقوق عرب‌ها و محروم کردن آنها از حقوق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود و بهره‌برداری از سرزمین‌های اشغالی توجیه می‌شود. به این لحاظ نژادپرستی صهیونیسم، نظامی کاملاً هماهنگ و الهام‌بخش قانون‌گذاران و دولتمردان اسرائیل است. این نژادپرستی، از همان اوان، بنا به گفته خود تئودور هرتزل، تجسم این طرح به شمار می‌رفت(3)

نژادپرستی آن قدر در سرزمین‌های فلسطین نمود چشمگیری داشت که سازمان ملل متحد در سال 1975م، ضمن قطعنامه‌ای، صهیونیسم را نوعی نژادپرستی خواند(4)در کنگره‌های گوناگون که در سراسر جهان در این خصوص برگزار می‌شدند، اصول نژادپرستانة صهیونیسم و نقش آن در پایمال کردن حقوق عرب‌ها محکوم می‌شد. با وجود این، رژیم صهیونیستی بی‌اعتنا به محکومیت جهانی نژادپرستی صهیونیسم، از سال 1948 قوانینی را در سرزمین‌های اشغالی فلسطین و سپس در کرانه غربی و نوار غزه و جولان اجرا کرد که نظیر آن در هیچ یک از کشورهای دوران معاصر دیده نشده است. مجموعة این قوانین از ایدئولوژی ویژه‌ای سرچشمه می‌گیرد که براساس فلسفة صهیونیسم، نژاد یهود را مستحق داشتن سرزمینی بدون ساکنان آن می‌داند.

یشیعاهوبن فورات، عضو اسبق کینست (پارلمان صهیونیستی) می‌گوید:

«حقیقت اول این است که صهیونیسم بدون موطن و کشور صهیونیستی بدون کوچاندن اعراب و مصادره زمین‌ها و محصور کردن این زمین‌ها معنا ندارد.»

البته این قوانین شامل سه  دسته‌اند که از نظر موضوع و مضمون با هم پیوند دارند. فلسطینیان ساکن سرزمین‌های اشغالی در اثر اجرای این قوانین رنج‌های زیادی را متحمل شده‌اند(5)

اول: قوانین مربوط به امنیت اسرائیل که تحت عنوان نظریه امنیت، پایه و اساس ماهیت حکمرانی صهیونیست‌ها را تشکیل می‌دهد.

دوم: قوانین مربوط به زمین و مسائل ساختمان‌سازی.

سوم: قوانین مربوط به تحدید آزادی‌های دموکراتیک و فعالیت‌های سیاسی(6)

روژه گارودی در کتاب «ماجرای اسرائیل  و صهیونیسم سیاسی»، به یک جنبه آشکار این سیاست تفکیک نژادی یا نژادپرستی در زمینه هویت شخصی اشاره می‌کند و می‌گوید:

«ما در کتاب «خصلت یهودی کشور اسرائیل» نوشته پروفسور کلود کلاین(7) صهیونیست پرشور و استاد دانشگاه عبری اورشلیم، به‌رغم انکارهای نویسنده، به دلیل اصالت اسناد و استدلال او، خصلت نژادپرستانه این کشور را در می‌یابیم و مشاهده می‌کنیم که مسلک صهیونیستی رسماً از سوی دولت تبلیغ می‌شود.

پروفسور کلاین سه قانونی را که به تشکیلات صهیونیستی وضع ویژه‌ای اعطا می‌نمایند، نقل می‌کند. اولین قانون (1952م ـ 5713) در بارة تشکیلات صهیونیستی جهانی و آژانس یهود است. مؤلف بر این امر تأکید می‌ورزد که این قانون از جهت حقوقی: «رابطه‌ای را میان دولت و یهودیانی که در اسرائیل زندگی نمی‌کنند، برقرار نمی‌سازد. رابطه حقوقی جز از طریق عمل ارادی به وجود نمی‌آید، عملی که استقرار در اسرائیل مبین آن است».

کاملاً آشکار است که نمی‌توان یهودیانی را که در اسرائیل زندگی نمی‌کنند، در کشور اسرائیل محاکمه کرد. ولی این حقوقدان بلندپایه دست خود را رو نمی‌کند که تشکیلات صهیونیسم جهانی و آژانس یهودی به عنوان تشکیلات و سازمان‌ از جهت حقوقی و سازمانی  در تمام کشورهای جهان فعالیت دارند و با کشور اسرائیل مرتبط هستند(8)  

بانو شولامیت آلونی(9)وکیل مجلس و رهبر جنبش برای حفظ حقوق مدنی در اسرائیل نیز فریاد نفرت خود را از تبعیض نژادی صهیونیسم در مقاله خود تحت عنوان «به نام یهودیت» بلند کرده است. در این مقاله که به تاریخ بیست و پنجم زوئن 1978 در روزنامه اسرائیلی یدیعوت آهارونوت چاپ شده بود، انحراف ایدئولوژیکی از الهام اساسی یهودیت به وسیله افسانه مخرب صهیونیسم سیاسی، افشا شده است. وی می‌گوید:

«همه چیز بر آن دلالت دارد که می‌خواهند این فکر را در مغز یهودیان اسرائیل فرو کنند که اختلاف کیفی و اصولی میان یهودیان و غیر یهودیان وجود دارد، از این روی اصلی که الهام ‌بخش تمام قوانین و مقررات کشور اسرائیل در خصوص سیاست داخلی، وضع اشخاص و خانواده‌ها و اصول شهروندی است، رفتار ما را در مقابل عرب‌های اسرائیلی، بدویان و ساکنان ساحل غربی رود اردن و نوار غزه و شیوة پاسخ ما به درخواست‌های آنان را تعریف می‌کند.

هیچ گونه استفاده نامشروع یا نامناسب از قانون یهود نخواهد توانست کسانی را که ابداعات کشیش‌ها را از بینش پیامبران تمیز می‌دهند، وادار به سکوت سازد. ما به هیچ کس اجازه نخواهیم داد تا اسرائیل را با ادعای پیامبری، تبدیل به محله جهودان نماید و قوانین جهانی بشریت و حقوق بین‌المللی را زیرپا گذارد و به تمسخر گیرد.(10)

سیاست داخلی رژیم صهیونیستی با منطق بی‌رحمانه نژادپرستی شکل گرفته، ولی با بزکی خاص که همانا اسطورة مذهبی دروغین است، آرایش شده و این جنایتی در حق یهودیت است(11)

 

پی‌نوشت

 

1 - بولتن خبری وفا، شماره 1265، ص9.

2 - ربیع، حامد عبدالله، العنصریة الصهیونیة و منطق التعامل السیاسی فی التقالید الغربیة، منشورات الطلائع الفلسطینیة، بیروت، 1979م، ص149.

3- گارودی، روژه، ماجرای اسرائیل صهیونیسم سیاسی، ترجمه منوچهر بیات مختاری، انتشارات آستان قدس رضوی، 1364ش، ص109.

 

4- الموسوعة الفلسطینیة، العنصریة الصهیونیة (نداة)، ج3، 1984م، ص346.

5 - برای آگاهی بیشتر از این قوانین نژادپرستانه رک: بولتن خبری وفا، ارگان سازمان آزادی‌بخش فلسطین، شماره 1117، فاشیسم و نژادپرستی... اما قانونی و ... جریس، صبری، اعراب در اسرائیل، مجموعه کرامه (5).

6- جریس، صبری، الحریات الدیمو قراطبة فی اسرائیل، بیروت، 1971م.

7 - Claude Klein

8- گارودی، روژه، همان، ص116-117.

9 - Shulamit Aloni

10 - مآخذ پیشین، ص108.

11 - برای آگاهی بیشتر از نژادپرستی صهیونیسم و قوانین آن رک:

- شاهاک، ایسرائیل، نژادپرستی دولت اسرائیل، امان الله ترجمان، انتشارات توس، 1357ش.

- الموسوعة الفلسطینیة، ج2، العنصریه و الصهیونیه، 1984م، ص355-348.

- غزوای، عمر، الصهیونیة و الاقلیة القومیة العربیة فی اسرائیل، عکا، 1979م.